Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 1, 2007
هر مرگ .. اشارتی است .. به حیاتی دیگر!
این همه پیچ .. این همه گذر .. این همه چراغ .. این همه علامت !
و همچنان استواری به وفادار ماندن .. به راهم .. خودم .. هدفم .. و به تو .. وفایی که مرا .. و ترا .. به سوی هدف .. راه می نماید.
جویای راه خویش باش .. از این سان که منم .. در تکاپوی انسان شدن ..
در میان راه .. دیدار می کنیم .. حقیقت را .. آزادی را .. خود را ..
در میان راه .. می بالد و به بار می نشیند .. دوستی یی .. که توان مان می دهد .. تا برای دیگران .. مأمنی باشیم و .. یاوری .. این است راه ما .. تو .. و من ..
در وجود هر کس .. رازی بزرگ نهان است .. داستانی .. راهی .. بیراهه یی !.. طرح افکندن این راز .. راز من و راز تو .. راز زندگی .. پاداش بزرگ تلاشی پر حاصل است.
بسیار وقت ها .. با یکدیگر از غم و شادی خویش سخن ساز می کنیم ..
اما در همه چیزی رازی نیست .. گاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیست ..
سکوتِ ملال ها .. از راز ما .. سخن تواند گفت.
به عقيده پرنده محبوس آسمان لبريز از پروازهاي بر باد رفته است
نوامبر 21, 2007 در ساعت 12:47 ب.ظ
هیج صیادی از جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد!