Posted by: Mehrdad on: دسامبر 13, 2007
آخر تابستون بود، سرمست از جشن نصب لینوکس که با بچه ها توی مشهد برگزار کردیم، توی مسیر اومدن به یزد، با مجید، رفتیم اصفهان، خونهی داداش مجید؛ اونجا که بودم هنوز بحثهای بعد از جشن مون بود، از این ناراحت بودم که از دوستان لینوکسی که بعد از مدتها پیدا کرده بودیم، جدا می شدیم، یه روز که داشتم توی فروم تکنوتاکس می تابیدم، دو سه نفر رو دیدم که موقعیتشون رو یزد زدن!! پس به کلم زد که خوب شاید بشه یه گروه هم با بچههای لینوکسی یزد! (نه لزوما یزدی!) راه بندازیم!
پس برای شروع پستی زدم که آقا من توی یزد دانشجو ام و اینا بیاین تا جمع بشیم و YazdLUG رو راه بندازیم!
خوشبختانه استقبال خوب بود، و بروبچه های یزدی و غیر یزدی که یه جوری مجبور بودن توی یزد باشن به پست جواب دادن و کمکم این گروه سر گرفت!(افرادی از دانشگاه یزد(که خودم و بچههای لینوکسی خودمون بودیم،)، دانشگاه های آزاد بافق، تفت، میبد، دانشکده حضرت رقیه و افراد غیر دانشگاهی مثل بیژن، صادق، یکی از اساتید دانشگاه خودمون و … در جمع ما حضور داشتند!) که اتفاقات و ماجراها رو می تونین توی لیست پستی(Mailing list) گروه ببینین!
این پست هایی که در اون باره زدم: link1 link2
به همت جمع صمیمانهای که راه افتاد، و به کوری چشم حسودان، عنودان و بدگهران تا الان ۵ جلسهی این گروه تشکیل شده و فردا هم جلسهی ششم گروه خواهد بود!
- حالا مهرداد؛ منظورت از تعریف کردن این ماجراها چیه؟
- هیچی آقا: دقیقا یادم نیست، ولی حدود یکی دو هفته پیش بود که پشت درب دفتر انجمن علمی دانشکده یه اطلاعیه دیدم با این عنوان: «فراخوان تشکیل جامعه کاربران یزدی لینوکس Yazd LUG» که یه خورده تَف داده بود و در پایان از علاقه مندان دعوت کرده بود که در اولین جلسهی این گروه که در تاریخ ۸۶/۹/۲۰ ساعت ۱۷ در … تشکیل میشود حضور به هم رسانند و با عضویت رایگان (که رایگانشم گنده کرده بود =)) ) از مباحث تخصصی آن نیز بهرهمند گردند!!!!
یه صحنه مات موندم!!!
بابا YazdLUG دو ماه که راه افتاده و …؛ تازه اون اول کار کلی اطلاعیه توی همهی دانشگاههای یزد و حومه زده بودیم! اینا دیگه کین؟!؟!؟!
همون موقع پیغامی به گروه فرستادم که این دیگه چیه!؟ و بقیه هم از دیدنش خبر دادن!!!
جلسهای online تشکیل شد، که البته برای یه قضیه دیگه بود و قرار بود دربارهی این ماجرا هم صحبت کنیم، نتیجهی اون جلسه این شد که بریم ببینیم، حرفشون چیه اصلا چیزی بارشون هست یا نه؟!؟! و اول کار بشینیم مثه بچه آدم(!) گوش کنیم و بعد تصمیم بگیریم! که چیکار کنیم، و احتمالا با هم کنار بیایم! (که البته بزرگترین مشکل ما با این موجودات که بیشتر بازاری بودن و به قول فرهاد که میگفت من تو کَتَم نمیره که یه شرکت جایی که نفع تجاری نداشته باشه پا بزاره! این اسم YazdLUG بود که ما اونو بعنوان یک دهن کجی به افراد گروه تلقی کردیم! بود!)
بعد از اون شب یه باره یه Email از طرف فردی ناشناس به اسم «یزدی»! که متن همون فراخوان رو فرستاده بود!!!!!!! به Mailing list گروه رسید!!!
دیگه من نتونسنم جلوی خودم رو بگیرم و از خنده رودهبر شدم!! که یه موجود کؤدنی پیدا شده که به mailing list گروه کاربران لینوکس یزد، mail زده و همه رو به تشکیل گروه کاربران لینوکس یزد دعوت کرده!!!!!!!!!! (باحاله نه؟)
از جایی که آدم رک و راستی هستم، مراتب رودهبر شدن خود رو اعلام کرده! و از سازندهی این جوک تشکر فراوان کردم! (البته من به مسخره بودن این عمل خندیدم! که خوب هر آدم عاقلی(!) می خنده.)
بعد این آقا پیغامی داد، که من از پیغامش هیچی نفهمیدم(با حروف فارسی بود ولی جمله بندی و … اصلا به فارسی نمی خورد!) از جوابی که صادق بهش داده بود فهمیدم که این آقا فرمودن که بین یک گروه مجازی!!(چون گروه ما توی گروههای گوگل بود! پس مجازیه!) و یک گروه رسمی!!!! فرق هایی وجود داره! (کجای کدوم قانون گفته که گروه کاربران لینوکس باید رسمی باشه و حتما قراره یه جایی هم ثبت بشه!! ) که البته از این حرفش و حرفی که بعد می خونین که مسئول جلسه توی جلسه گفت من شک کردم که این آقا همون باشه!
خوب آقا منم دقیقا اینو بهش گفتم:
«ما به کسی نخندیدیم!!!!!
ببخشید! چی می شه که یه گروه رسمیت پیدا می کنه؟؟؟؟؟
آخه من دانشجو هستم و زیاد از مسائل فنی و شرکتی خبر ندارم!
ولی اینقدر می دونم که گروه کاربران لینوکس رو “کاربران لینوکس” راه می اندازن!
نه شرکتها و … که نمی دونم چه نفعی در این کار خواهند داشت!
من چند تا از گروه های مختلف لینوکس در جاهای مختلف جهان به ويژه ایران خودمون
رو دیدم،(تو ایران که توی 3تاش رفت و آمد دارم) موسس هیچ کدوم شرکت یا مرجع
تجاری نبوده!
البته این که یک گروه کاربران لینوکس دیگه توی یزد راه بیافته خیلی خوبه(البته
اگه فعالیتهای دو طرف به اندازه ی حداقل یک گروه باشه!) مشکل! راه اندازی یک
گروه هم اسم با دیگری است!
هر چند این اسامی هم قانونی و رسمی نیستن که بگیم سندشو به نام زدیم!
از لحاظ اخلاقی و انسانی گفتم وگرنه از لحاظ قانونی و … هر چیزی امکان داره
…
و در نهایت من خودم به شخصه در جلسه ای که گذاشتید شرکت خواهم کرد، مهم نیست به
چه اسمی؛ مهم اینه که با بچه های لینوکسی دور هم جمع می شیم ![]()
موفق باشید»
فکر می کنین این عنصر معلومالحال (سیاسی شد
) چی جواب داد؟!؟!؟
یه چیزایی گفته بود که زیاد مهم نیست ولی در پایان باز حرف خودشو زده بود که من به این نتیجه رسیدم با یه موجود زبون نفهم طرفیم!
در پایان اینو گفته بود: «قراره این گروه توسط یک شرکت یزدی البته شرکتی که صدها شرکت داخلش عضو هستند تشکیل بشه قبلا هم یک چندتایی همایش داشتن در مورد لینوکس فکر کنم یکی قراره سه شنبه هم مهندس حاج غلامعلی ازبچه های لینوکس شریف واسه این سخنرانی بیاد که امیدوارم با حضور شما و تمام علاقمندان این گروه شکل بگیره تازه این گروه قراره یک گروه مستقل باشه پس کمک کنیم که این اتفاق به
خوبی بیفته و …
فردا منتظر حضورتون هستیم»
خوب نکته جالب غیر از اونی که گفتم اینه که ما نفهمیدیم این جلسهی کاربران لینوکس است؟ یا سخنرانی؟ یا همایش؟ یا …؟
دیگه من دیدم فایده ای نداره پس جوابی بهش ندادم، ولی صادق که پایه ثابت جواب دادن به ایشون بود جوابش داد:
«دوست گرامی هنوز ناشناس!
مثل اینکه متوجه نیستید! یزد لاگ چند ماهی است که تشکیل شده است!
آیا این جلسه سخنرانی است یا جلسه لاگ؟
و …
در هر صورت امیدوارم فردا حضوری شما را ببینم
صادق»
به علت طولانی شدن پست ادامه ماجرا(که شامل بررسی جلسهی مذکور خواهد بود) رو در پستی بعدی بخونین!
با ما باشید، چون ادامهی ماجرا جالبتر خواهد شد
مهرداد
سلام بر مهرداد!
یزدلاگ که در اغما نیست! سُر و مُر و قبراق فردا جلسه ششمش را برگزار میکنه. تکفالاگ هم به زودی بودجه تموم میکنند و قصهشون تموم میشه.
صادق
اوه اوه اوه
یعنی تو قسمت بعدی چه اتفاقی می افته؟؟؟!!!!
کی قراره کشته بشه؟؟؟؟!!!
قربون دستتون به خانوما بگید نرن جلسه چون یه موقع کار به فح…… :دی
سلام
خبر تکنو تاکس رو هم به قسمت بعدی اضافه کنین
“البته طی چند ماه اخير،چند گروه کوچکتر در پارك علم و فناوری يزد و برخی از دانشگاهها شكل گرفتهاند و حركتهایی را انجام دادند،ولي سعی ما بر اين است كه به اين حرکت،جامعيت داده و با جلب مخاطبين و اعضای بيشتر،به يك حركت خودجوش و سازنده كمك كنيم.” !!
البته فقط چندتا گروه کوچیک که اگه به چشم نیان هم مهم نیست.
چه آدمهای خیرخواهی پیدا می شن! خدا حفظشون کنه!
[...] لینوکس یزد ·Tagged LUG, لینوکس, یزد, کارگروه, yazdlug, تکفا قسمت اول ماجرا رو که خوندین! پس بشنویم از [...]
[...] گروه کاربران لینوکس یزد در اغما!! (قسمت اول) [...]
دسامبر 13, 2007 روی 7:49 ب.ظ
تا اینجاش که جالب بود، منتظر بقیه ی داستان هستم.
در ضمن اصلا خودتون رو ناراحت نکنید به هر حال اینجا ایران، کشوری که هرچی که توش میبینی باعث تحریکه!