امروز با مطلب جالبی برخوردم؛ با این عنوان: «مایکروسافت مثل ماتریکس است»
از جایی که علاقهی خاصی به فیلم ماتریکس دارم، مطلب رو خوندم و تصمیم گرفتم ترجمهی اون رو واسهی دوستان بذارم!
امیدوارم، فیلم رو دیده باشید، و اگر ندیدید، دیدنش رو توصیه میکنم!
درست مثل فیلمش با چند بار خوندن این متن رو فهمیدم!
مایکروسافت مثل ماتریکس است.
همهی مطلب در مورد کنترل و قدرت است. با این تفاوت که ماکروسافت به نیروی الکتریکی (که توی فیلم، ماتریکس بهش نیاز داشت!) نیازی ندارد، ولی به پول چرا، نیاز دارد!
مورفیوس: ما در این دنیا آموزش دیدهایم تا فقط مطالب عقلانی و منطقی را بپذیریم. آیا تا بحال در این زمینه تعجب نکردی؟ زمانی که کودک بودی، ما ممکن را از غیرممکن جدا نمیکنیم، که دلیل اینکه آزادسازی ذهنهای جوان سادهتر است همین است! زمانی که ذهنی مثل ذهن تو میتواند متفاوت باشد!
نئو: آزاد از چی؟
مورفیوس: از مایکروسافت.
میخوای بدونی چیه؟ اون احساسیه که در تمام طول زندگی داری. همون احساسی که میگه دنیا یه مشکلی داره، مثل یک تراشه در ذهن تو، تو رو دیونه میکنه، تو رو به من نزدیک میکنه. ولی این چیه؟
ماکروسافت همه جا هست، محصولاتش همهجا اطراف ما هستند، حتی در این اتاق. میتونی بیرون پنجرهات ببینی، یا توی تلویزیون. زمانی که میری سرکار حسش میکنی، یا زمانی که به کلیسا میری، یا داری مالیاتت رو میپردازی. اون جهانیه که جلوی چشمای تو رو گرفته، تا حقیقت رو نببینی.
نئو: کدام حقیقت؟
مورفیوس: اینکه تو یک بردهای، نئو.
مثل بقیهی افراد، تو در بندگی به دنیا اومدی، در یک زندان که نمیتونی حسش کنی، یا لمسش کنی. یک زندان برای ذهنت!
متاسفانه هیچ کس نمیتونه بگه که بردگیه ماکروسافت چیه. تو باید خودت ببینیش!
مورفیوس: من به تو قول حقیقت رو دادم، نئو، و حقیقت اینه که دنیایی که تو در اون زندگی میکنی، تماما یک دروغه!
کشورهایی وجود دارن، نئو، کشورهای زیادی… که افراد در اونها فقط با کامپیوتر کار نمیکنند! به اون معتاد هستند!
مدت زیادی بود، که من اینو باور نمیکردم. و بعد من تلاش و ممارست اونا رو با چشمای خودم دیدم …
ما یک منبع پول هستیم، خیلی ساده تجدیدشدنی و کاملا در گردش. مشتریهای کهنه میرن و کلی مشتری جدید میان و کامپیوترهای جدیدی با نرمافزارهای ماکروسافت را میخرند، تمام چیزی که اونا برای کنترل کردن این پول میخوان، یه چیزی برای سرگرم کردن ذهن ما است!
و بنابراین اونا یک زندان دور گذشتهی ما میسازند، و آنرا به مغز ما متصل کرده و ما را در زندان میاندازند!
(بعد از اینکه شما یک سیستمعامل آزاد و باز مثل لینوکس یا BSD را میبینید، سعی در نصب و استفاده از آن میکنید، در مراحلی شکست میخورید، ولی در استفاده از آن استقامت میکنید!)
نئو: نمیتونم برگردم، نه؟
مورفیوس: نه، ولی اگه میتونستی، برمیگشتی؟
من احساس میکنم، یک معذرت خواهی به تو بدهکار هستم. یک قانون وجود داره که ما ذهنی که به حدی از بلوغ رسیده را آزاد نمیکنیم. خطرناکه. اونا با مشکل آزاد میشن! ذهنشون مشکلساز میشه. من این اتفاق رو دیدم که افتاده. من این قانون رو نقض کردم، چون چارهای نداشتم!
مورفیوس: وقتی که انحصار برای اولین بار تعریف میشد، یک مردی در آن متولد شد(به ریچارد استالمن فکر کنین!) که میتونست، چیزایی رو که میخواست تغییر بده، که میتوانست مجوز را آنطور که درست بود دوباره بسازد، این فرد کسی بود که اولین نفر از ما رو آزاد کرد! و به ما راز جنگ را داد؛ «سورسکد رو کنترل کن، تا آینده را کنترل کنی!»
وقتی که اون GPL را طراحی کرد! پیشگویی در «معبد زایون» آیندهی درخشانی را برای دنبالهروی او پیش بینی کرد. (به لینوس توروالدز فکر کنید!) و پایانی برای این جنگ و آزادی تمام مردم دنیا را در رویا دید.
مورفیوس: نئو، ماکروسافت یک سیستم است. این سیستم دشمن ماست. اما زمانی که تو به یک کاربر نگاه میکنی، به چه کسی نگاه میکنی؟ تاجر، معلم، حقوقدان، نجار. ما برای آزادی ذهن افراد زیادی تلاش میکنیم! اما تا آن زمان، این مردم جزءی از آن سیستم هستند و این آنها را دشمن ما میکند. تو باید بفهمی که خیلی از این افراد برای جدایی و آزادی آماده نیستند! (مهرداد: پس تلاش بیخود نکن!) و خیلی از آنها زیادی بیحال و راکد هستند، آنها زیادی به برنامههایشان خوگرفتهاند، پس متاسفانه به سیستم وابستهاند، و این باعث میشود که برای دفاع از آن با تو بجنگند!
هی تو به من گوش میکنی، یا به اون زنی که لباس قرمز داره نگاه میکنی؟
(اسم زن با لباس قرمز رو ویندوز ویستا میذاریم!)
نئو: اون ماکروسافته؟
مورفیوس: اون برنامهی آموزشی دیگهایه که برای این ساخته شده تا به تو اینو بیاموزه، که «اگه تو یکی از ما نباشی، پس یکی از اونا هستی!»
(توی کافه، Cypher و Agent Smith)
سایفر
یادتونه که، همونی که خیانت کرد!)
میدونی، من میدونم که سیستمعامل ایدهآل وجود نداره. میدونم که زمانی که اونو توی کامپیوترم اجرا میکنم، ماکرسافت به ذهن من میگه که اون امن و کارامده. بعد از ۹ سال میدونی من چی فهمیدم؟
«جهالت یک نعمته!»
مامور، اسمیت(Agent Smith) :
پس ما یک معامله میکنیم!
سایفر: من نمیخوام هیچی بیاد بیارم، هیچی! میفهمی؟ و میخوام پولدار باشم. فردی مهم، مثل یک CEO. میتونی اینو انجام بدی، درسته؟
مامور اسمیت: هرچی شما بخواین، جناب بالمر!
اون پسره قاشق بدست (یادتونه!؟) : سعی نکن واقعیت رو پیدا کنی. این امکان ناپذیره، در عوض فقط سعی کن، حقیقت رو درک کنی.
نئو: کدوم حقیقت رو؟
پسره قاشق بدست: اینکه واقعیتی وجود نداره! (کمپین Get the Facts رو در نظر بگیرین!)
اونوقت میبینی که واقعیتی وجود نداره که براش تلاش کنی! فقط خودت هستی.
نئو(صحنهی آخر قسمت اول!): میدونم که اون بیرونین، میتونم حستون کنم. میدونم که از ما ترسیدین. شما از تغییر میترسین!
نمیدونم آینده چه خواهد شد. من اینجا نیومدم که به شما بگم این چطور تموم میشه. من اومدم اینجا تا به شما بگم این چطور شروع شده.
من این تلفن رو میذارم. و بعد به این مردم اونچه که شما نمیخواین اونا ببینن رو نشون میدم . من میخوام به اونا دنیایی بدون شما رو نشون بدم. دنیایی بدون قوانین و کنترلها. بدون مرز و محدوده! دنیایی که در اون هیچ چیز غیرممکن نیست.
از کی و کجا، آنجا خواهیم رفت، انتخابیست که به شما وامیگذارم!
SYSTEM FAILURE
.
میگن اینجا می تونین ویدئوی اینو ببینین!! (البته من ندیدم! فقط شنیدم!)



41 جواب تا اینجا
محمد // فوریه 1, 2008 روی 8:08 ب.ظ |
سلام
(من برگشتم به وردپرس)
می خواستم بگم
نه نه نه شما اصلا توهین نمی کنید می گم کم مونده بود مایکروسافت را بزنید
موفق باشید
—————————————–
چی شد برگشتی؟!؟!
چه باحال! شما هم با نظرت متن رو تایید کردی!:
«آنها زیادی به برنامههایشان خوگرفتهاند، پس متاسفانه به سیستم وابستهاند، و این باعث میشود که برای دفاع از آن با تو بجنگند!»
علی وکیلی // فوریه 1, 2008 روی 9:15 ب.ظ |
دمت گرم مهرداد جان خیلی خیلی باحال بود؟!!!
وحید // فوریه 1, 2008 روی 9:20 ب.ظ |
فوق العاده بود.
مخصوصا واسه من که عاشق فیلم ماتریکس هستم.
همانندسازی دیالوگها و رابطشون با مایکروسافت و نئو و … محشره
amin // فوریه 1, 2008 روی 10:56 ب.ظ |
woooooooooow
معرکه بود پسر.دستت درد نکنه
D // فوریه 2, 2008 روی 12:14 ق.ظ |
slm
nemidoonam alan dari ba mobilet chek mikoni ya ba comet
vali man tasmim [!] gereftam filme ino besazam
nazaret cie?
علیرضا // فوریه 2, 2008 روی 1:58 ق.ظ |
ممنون
spano // فوریه 2, 2008 روی 8:35 ق.ظ |
درسی که از فیلم ( وبلاگفیلم )گرفتیم :
هیچ وقت از تغییر نترسیم که بلای جون ماست!
اینو گفتم چون خیلی دیدم که میدونن ولی نمیخوان تغییری بکنن.
دمت گرم.
Neo // فوریه 2, 2008 روی 9:46 ق.ظ |
dont worry
linux cancer is growing!!!
رضا // فوریه 2, 2008 روی 10:24 ق.ظ |
من خودم یه خوره ماتریکسم، واقعا از این تشبیه و متن لذت بردم
. دست درد نکنه ^_^
فتحی // فوریه 2, 2008 روی 10:27 ق.ظ |
میبینم که تو هم سیر یس رو می خونی! کامنت آخر سیریس را خواندم ولی راستش دقت نکرده بودم که شما کدومی. الان که پیگیری کردم فهمیدم خودی هستی
سجاد // فوریه 2, 2008 روی 10:52 ق.ظ |
جالب بود ترجمه ی توپی کردی
احسان // فوریه 2, 2008 روی 12:51 ب.ظ |
خیلی جالب بود ممنون
Hyper Web // فوریه 2, 2008 روی 2:51 ب.ظ |
تشبیه ویستا به زن با لباس قرمز خیلی فوق العاده بود.
فکر کنم یه چیزهایی درباره ملاقات با اراکل و قرص آبی و قرمز بشه بهش اضافه کرد. شاید فرصت کردم و نوشتمش.
ممنون به خاطر این ترجمه خوب و جالب
———————————-
در مورد اراکل و قرص ها! آره،
و در کل از جایی که این مطلب فقط قسمت اول ماتریکس رو پوشش داده، جا برای ادامه دادن زیاد داره!
نوشتی به ما هم خبر بده…
محمد // فوریه 2, 2008 روی 3:50 ب.ظ |
حقیقتش اش هر چی تو بلاگر مطلب زدم دیدم رتبه اش همون صفر است تو گوگل
بعد اش هم من می خواستم با همون نام Glassy World وبلاگ بزنم که دیدم پره و از آنجایی که اصلا حال انتخاب اسم نداشتم و همچنین طراحی لوگو و البته یک قالب هم که خیلی دوست اش داشتم هم فارسی نشد و خلاصه سه چهار تا مشکل داشت باعث شد تا برگدم ولی شاید دو سه سال دیگر در بلاگر بروم
منتظر یک بهانه خوب برای حرکت هستمو
ولی وردپرس انصافا دوست داشتنی اما بلاگر یک پدیده است
محمد // فوریه 2, 2008 روی 3:51 ب.ظ |
راستی من کجاش با شما موافق بودم؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
راستی افتخار تبادل لینک با شما را دارم البته اگر دوست دارید؟
—————————
با من موافق نبودی،
حرفی که مورفیوس افسانه ای زده بود رو ثابت کردی!
در مورد لینک باید بگم که از جایی که من و مجید آدمای وبلاگی ای نیستیم، دنبال تبادل لینک با کسی نبودیم و نیستیم! لینکهایی هم که توی وبلاگ می بینی! همه در مورد لینوکس است! و وبلاگ دوستان لینوکسی! یا حداقل طرفداران متن باز!
فکر نکنی، دارم کلاس می ذارم یا هر چی دیگه!
ولی من برای اینکه لینک کسی یا سایتی رو توی وبلاگمون بزارم، نیازی به اطلاع دادن به اون نمی بینم! هر چی که به نظرم جالبه رو می ذارم! انتظاری هم از کسی ندارم!
الان شما رو یک دوست ویندوزی می دونم! ایشالا روزی که به جمع دوستان لینوکسی ما پیوستی با افتخار این کار رو انجام میدم!
موفق باشی
پژمان // فوریه 2, 2008 روی 3:55 ب.ظ |
حالا اینو نگاه کن: ماکروسافت اسپوف!
http://ie.youtube.com/watch?v=86j8zOsmNFE
ali786 // فوریه 2, 2008 روی 3:59 ب.ظ |
سلام
جالب بود دستت درد نکنه
موفق و پیروز باشی
یا علی مدد .
مايكروسافت « yek mard’s Weblog // فوریه 2, 2008 روی 4:08 ب.ظ |
[...] يه مطلبي ديدم در مورد مايكروسافت: مايكروسافت درست مثل ماتريكسه، بيربطه شايد به اين نوشته، ولي [...]
مصطفی // فوریه 2, 2008 روی 6:35 ب.ظ |
مایکروسافت غول است. غولها مثل غولها زندگی میکنند، نه مثل موجودات دیگر.
اگر غولها را قبول ندارید، لااقل عادلانه برخورد کنید. بزرگترین غول بدترینشان نیست.
——————————-
مهرداد:
والا از قصه های بچگی یادمونه غولها موجودات بدی بودن
بابک // فوریه 2, 2008 روی 7:41 ب.ظ |
خیلی جالب بود. ممنون
afshinm // فوریه 2, 2008 روی 8:26 ب.ظ |
جالب بود لذت بردم
محمد // فوریه 3, 2008 روی 12:17 ق.ظ |
آفرنی مصطفی مایکروسافت ابر غول است
خوب اگر به این حساب تبادل لینک می کنی باشه فکر کنم هیچوقت حداقل تا زمانی که ونیدوز هست و مایکروسافتی من هم ویندوزی هستم
البته من به سیاست شما در لینک گذاری احترام می گزارم و البته قابل تقدیر است متشکرم خیلی ممنون
راستی:
البته که موافق نبودم (با مطلب فوق شما)
راستی به زودی یک مطلب خواهم زد در مورد فایرفاکس البته همه اش عکسه
به نفع فایرفاکسه البته قصد طرفداری ندارم
فقط منی خوام بگم این بشر چقدر تبلیغ می کنه.
مطمئن هستم از تبلیغ های خلاقانه اش خوشت میاد
به امید دیدار دوست عزیز
محمد // فوریه 3, 2008 روی 12:19 ق.ظ |
آفرنی = آفرین
وای که چقدر غلط املایی دارم من پوزش می خوام
محمد // فوریه 3, 2008 روی 12:21 ق.ظ |
ما نیازی به دیدن جهان نداریم وقتی که مایکروسافت زیباتر از جهان هست
البته اگر خیلی علاقه به دیدن جهان دارید توصیه ما استفاده از عینک است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
————————————
مهرداد:
خوب شما چشماتو ببند!
ferdo3i // فوریه 3, 2008 روی 11:42 ق.ظ |
ميشه يه تيكه از فيلم و هم بذاري چون من يادم رفته
محمد // فوریه 3, 2008 روی 1:47 ب.ظ |
وقتی مایکروسافت زیبا تر دنیا ست نیازی بستن چشم ها نیست
شما بهتر نگاه کنید یعنی زاویه دیدتان را عوض کنید مشکل حل می شود
——————————
مهرداد:
تازه دوساله زاویه رو عوض کردیم!
خداییش هم عوض کردیما!! تو مایه های 180 درجه! شایدم بیشتر، اونقدر که هنوز توی ریاضی هم نداریم
مایکروسافت زیباست، خیلی هم زیباست! البته تا وقتی که نتونستین از پشت عینکی که براتون طراحی کرده بیاین کنار، و بدون اون دنیا رو ببینین!
به قول مورفیوس: «اون جهانیه که جلوی چشمای تو رو گرفته، تا حقیقت رو نببینی.»
و بقول سایفر: «میدونی، من میدونم که سیستمعامل ایدهآل وجود نداره. میدونم که زمانی که اونو توی کامپیوترم اجرا میکنم، ماکرسافت به ذهن من میگه که اون امن و کارامده.»
پس تا هنگامی که به اون وابسته ای و از دریچه ای که او طراحی کرده، نگاه می کنی! بله همینطوره!
محمد // فوریه 3, 2008 روی 3:19 ب.ظ |
فکر کنم اونققدر چرخیدین که زاویه شما دوباره در مکان اشتباه قرار گرفته است
یک چکش بکنید!!!
مایکروسافت هیچوقت نمی گه امنه و خوبه،
ولی آیا با توجه به نوشته زیر ویندوز امن نیست
“براساس گزارش زئوس نیوز، جف جونز با تاکید بر این نکته که سیستم عامل کاملا امن وجود ندارد در این گزارش که بر پایه تعداد گیرهای امنیتی که به این سیستم عامل نفوذ کرده اند و مقایسه آن با سه سیستم عامل “ایکس پی”، لینوکس و Os X نشان می دهد که تعداد گیرهای امنیتی (باگهای) ویندوز ایکس پی برابر با 65 باگ بوده است که این تعداد برای ویستا تنها 36 باگ به ثبت رسیده است. این درحالی است که در مدت این دوره یکساله 115 باگ برای Os X 10.4 (سیستم عامل اپل) ثبت شده است.
همچنین 224 باگ به Ubuntu 6.06 و 360 باگ به Red Hat Enterprise (سیستم عاملهای لینوکس) نفوذ کرده اند.”
فکر کنم جواب واضح است
———————————————–
مهرداد:
در این مورد قبلا (یادم نیست کجا، شاید تو وبلاگ همین آقا مصطفی) جواب دادم!
یه چیز دیگه:
اینقدر باگ به ثبت رسیده!
خوب مسلمه
چون کلی آدم نشستن و سورس برنامه های همدیگه رو چک می کنن، و باگهاشو گزارش می دن! و باگ ها رفع میشه!
ولی باگهای نرم افزارهای غیر آزاد/غیرمتن باز زمانی که به مشکل بر بخورن و کلی سیستم دچار مشکل شدن به ثبت می رسه!
به نظر من که احمقانه است.
محمد // فوریه 3, 2008 روی 3:27 ب.ظ |
مایکروسافت برای من عینکی درست نکرده است
البته شاید برای شما درست کرده باشد البته با توجه به گرونی عینک ها باید از مایکروسافت متشکر هم باشید
به قول مورفیوس: «اون جهانیه که جلوی چشمای تو رو گرفته، تا حقیقت رو نببینی.»
پاسخ : من کجای حقیقت را باید ببینم.
مایکروسافت حقیقت به تمام معناست
حقیقت یک سیستم عامل خوب
حقیقت یک نرم افزار خوب
دیگر چه می خواهم ببینم
من می بینم خوب هم می بینم همینقدر می بینم که از مرورگر اپرا در کنار IE و فایرفاکس استفاده می کنم
همینقدر که خودم لینوکس را استفاده کرده ام و باهاش آشنا هستم
همینقدر که برنامه های اپن سورس را استفاده کرده ام و نظر خودم درباره آنها نسبت به مایکروسافت مشخص است
همینقدر که مشخص است ویندوز جایگاه خوبی دارد
همینقدر که می دانم امنیت ویندوز نسبت به لینوکس پایین است
همینقدر که ویندوز انعطاف پذیر نیست
اما دلیل بر بد بودنش نمی شود
ویندوز رایگان نیست اما دلیل بر بد بودنش نمی شود
حداقل برای بد بودن ویندوز دلیل های بهتری بیاورید
شما عادت دارید همه چیز رایگان باشد
———————————————-
مهرداد:
محمد: «حداقل برای بد بودن ویندوز دلیل های بهتری بیاوری»
مدتها پیش 36 دلیل آوردم! که البته نویسنده اونو 48 تا کرده، منتها هنوز فرصت ترجمه دست نداده!
اول اینکه قبلا هم بهتون گفتم دیدگاه من و شما متفاوت است! من غیر از اینکه یک نرم افزار کارمو راه بیاندازه به چیزای مهمتری اهمیت میدم! که برای شما قابل درک نیست! پس لطفا با نظرات تکراریتون اینجا رو شلوغ نکنید!
دوم هم هیچی، همون اول واستون کافیه!
محمد // فوریه 3, 2008 روی 3:32 ب.ظ |
من به دلیل ضعف اطلاعات عمومی و فنی شما در مبحث کامپیوتر و مباحث مرتبط با آن اصلا علاقه بحث کردن با شما را ندارم
ولی اگر آن عینک “همه چیز رایگان” را بر داری دلیل موفقیت مایکروسافت را می دانی
مردم مرفح نیستند چرا باید پول برای یک سیستم عامل به قول شما گران را بدهند در حالی که به قول شما خوب نیست؟ آن هم 90 درصد از میلیارد ها مردم جهان که رایانه در کامپیوتر دارند.
آن وقت لینوکس رایگان است خوب هست و به قول شما عالیه چرا کابرانش در سال 2007 0.26 دهم درصد رشد داشته اند
چرا کاربران فعالش از 13 درصد در دنیا کمتر است چرا؟
اگر آن عینکی را که آن پنگوین بد بو روی صورت ات زده است بر داری حقیقت را خواهی دید
حقیقت کامپیوتر = مایکروسافت
یادمان باشد این مایکروسافت بود که پروژه “در هر خانه یک رایانه” را در زمانی که مردم آتاری فقط داشتند را راه انداخت
در حال که دیگر شرکت ها داشتند روی چیز هایی کار می کردند که هیچ وقت عملی نشد
————————
مهرداد:
والا بلا به پیر به پیغمبر منم علاقه ای ندارم، گفتی از وردپرس رفتم، ما هم یه نفس راحت کشیدیم!
حالا باز اومدی گیر دادی!
پروژه ی ماکروسافت «در هر خانه یک مشتری» بود!
بازم میگم این ابلهانه ترین توهم که بگی اینکه الان توی خونه ی ما دوتا کامپیوتره ممنون بیل گیتس هستیم!
محمد // فوریه 3, 2008 روی 3:35 ب.ظ |
اگه مایکروسافت شبیه ماتریکس است
لینوکس شبیه : الیاس در فیلم اغما هست، فقط ظاهر قضیه خوب
انیدوارم پیر بابا بیاد و نجات ات دهد
به امید دیدار دوست عزیز
————————-
مهرداد:
الیاس دیگه کیه؟
اغما دیگه چیه؟؟
محصول چنده؟
سازنده و کارگردانش کیه؟
نکنه ایرانیه؟!
یا شایدم تو تلویزیون دیدی؟
اوووووو
متاسفم ولی اشتباهی اومدی اینی که گفتیو من ندیدم! چون چهار ساله تلویزیون ندیدم!
نظری ندارم :-/ ممکنه!
zos // فوریه 3, 2008 روی 5:50 ب.ظ |
سلام !
خوب اول پیش نهاد میکنم یه سر به این لینک بزنی
matrix-xp.com
حتما فیلمشو ببین!
دوم نمیشه اینطوری به مایکروسافت بگی لازم به ذکر است که من خودم شش ماهه فقط از اوبونتو استفاده کردم !!
اما خوب یک سری باگهای فاحش داره!!! باید قبول کرد هیچ سیستم عاملی اند همه چیز نیست! مخصوصا امنیت درسته امنیت من خیلی اینجا خیالم راحته چونکه! ایپی تیبل رو خودم دستکاری کردم! و اینکه توی لینوکس!!…..حداقل توی شبکه هایی که من بهشون وصل میشم خطری من و تهدید نمی کنه!
اما ویندوز خداییش خیلی چیز خوبیه! من خودم خیلی سنم پایین بود وقتی ویندوز ۹۵ رو نصب کردم و همین کار باعث کلی اتفاق شد توی زندگی من!!! اولین شبکه زندگیمو بستم!با فایل سیستم اشنا شدم!!! و کلی چیز شبیه به این و من هیچ وقت فراموش نخواهم کرد محبتی که مایکروسافت بهم کرده همونطور که هیچ وقت لذت استفاده از ماشین های ای بی ام رو فراموش نمی کنم و یا همونطور که !!!…. لذت فوق العاده کار با اوبونتو رو فراموش نمی کنم!
حماسی حرف زدن بسه بنظرم باید رویه اعتدال داشت! ولی از سان بجز دی ان اسش کلا خوشم نمیاد!!! :ي
———————
اولا کسی ادعا نکرده امنیت لینوکس 100 درصده! که امنیت 100درصد وجود نداره!
قبلا هم گفتم، دیگران هم گفتن، کسی ادعا نمی کنه برنامه اش ایرادی نداره! بلکه توی لینوکس ایرادات سریع گزارش شده، و اگر سیستم شما بروز باشه، سریع هم رفع می شه!
ولی با نرم افزارهای غیر آزاد شما مجبوری منتظر سازنده بشینی! و شازنده هر وقت تونست، یا حال کرد یه کاری واست می کنه!
در مورد حرفای شما هم اینا همش نظرات شخصی هستند!
فیلم رو هم ایشالا اینترنت اساسی گیرم بیاد حتما
و از طرفی حماسی چیه بابا!
یه متن باحالی دیدیم ترجمه اش کردیم شما هم حالشو ببرین!
arashOio // فوریه 3, 2008 روی 7:12 ب.ظ |
من احساس میکنم چند وقته یک اسپم افتاده به بخش کامنتات مهرداد جان! نمیخوای از SpamPal استفاده کنی؟
———————-
مهرداد:
سعی کردم، منتها بنده خدا حریف نمی شه!
مهرداد // فوریه 3, 2008 روی 9:29 ب.ظ |
در مورد عینک همه چیز رایگان محمد جان:
بنده قبل از این هم گفتم که اینجا ایرانه و همه چیز رایگان!!! من نه برای ویندوزم پولی داده بودم، نه برای لینوکسم! (البته اینو هم در نظر بگیری که من برای ویندوزی که از روی لپتاپم پاک کردم پول دادم، ولی خوب می بینی که ازش استفاده نمی کنم!)
پس اینجا فاکتور اول که هیچی اصلا این فاکتور در مورد من صدق نمی کنه! و اصلا اهمیتی نداره!
ولی خوب شما اصلا توجه نکرده، همچنان حرف خودتو می زنی!
محمد // فوریه 4, 2008 روی 12:20 ق.ظ |
مهرداد
در مورد عینک همه چیز رایگان محمد جان:
بنده قبل از این هم گفتم که اینجا ایرانه و همه چیز رایگان!!! من نه برای ویندوزم پولی داده بودم، نه برای لینوکسم! (البته اینو هم در نظر بگیری که من برای ویندوزی که از روی لپتاپم پاک کردم پول دادم، ولی خوب می بینی که ازش استفاده نمی کنم!)
پس اینجا فاکتور اول که هیچی اصلا این فاکتور در مورد من صدق نمی کنه! و اصلا اهمیتی نداره!
ولی خوب شما اصلا توجه نکرده، همچنان حرف خودتو می زنی!
————
پاسخ من : نه که شما حرف های جدیدی می زنی
محمد // فوریه 4, 2008 روی 12:38 ق.ظ |
فکر نمی کردم برگشتن من به وردپرس که البته موقتی است اینقدر شما را ناراحت کند و جای شما را تنگ کند
من به خاطر وجود شما از همین وردپرس می خواهم بروم
چون دوست ندارم کسی به خاطر من احساس ناراحتی کند
اگر من نظرات ام برای وبلاگ شما مضر است همین الان نظرات من را پاک کنید
در همین پست چند نفر دارن می گن اینقدر به مایکروسافت بد نگو عادل باش
عزیز من شما که به لطف پروردگار هیچی را قبول نداری
هر چی من دارم برات خبر و منبع میارم
مثل پتشیانی مایکروسافت Help And چی چی و … هر چی من می گم شما حرف خودت را می زنی. می گم بخش پشتیبانی مایکروسافت که هرچی باشه از شما بیشتر بلد هستند می گن ویندوز اکسپلورر و مای کامپیوتر جدا هستند
شما می گی هلیکوپتر رفت تو مایکروسافت فلان شد
اصلا مگه مایکروسافتی ها دروغ گفتن خوب تو هلیکوپتر بودن
اصلا مگر هلیکوپتر نقشه نداشت
اصلا هلیکوتر رفته بغل پنجره پره هاش گیر نکرده
ببنی دوست عزیز به نکته خوبی اشاره کردی من دیگر نظر نمی دم انشا الله هم وبلاگ ام در بلاگر مشکل اش بر طرف شه و از اینجا بروم
البته شاید کمی دیر
ولی می روم
تا شاید جای شما باز تر شود و خیالتان راحت باشد که جلوی یک نفر را که حقیقت را می گفت گرفتید
من نمی دانم سن شما چقدر است برایم هم اصلا مهم نیست
نمی دانم سواد کامپیوتری شما چقدر است و برایم مهم نیست
ببنین ساده تر بگم شما یک محصول درست می کنی مفت می دی دست مردم خوب بده ولی اگر فلانی پول گرفت نباید ناراحت بشی
من شده سوار تاکسی بشوم و راننده از من پول نخواد و من هم خب خوشحال می شوم اما اگر یک راننده دیگری پول گرفت خوب حق اش بوده است و ناراحت نیستم
حالا فرقی نمی کند ماشین اش پراید است یا سمند مهم این است نرخ اش همین است حالا یک نف با هر ماشینی از حق اش گذشته است
دلیل نمی شود بگوییم همه از حقشان بگزرند.
شما گفته اید که پول بریتان مهم نیست پس چرا ویندوز را به رایگان نبودن مهتم می کنید؟
ویندوز یک پدیده نست اما یک سیستم عامل است که نیاز های 90 درصد از مردم جهان را تامین کرده است
لینوکس با آن همه تبلیغ های غیر اصلولی (تخریب چهره مایکروسافت) ویندوز رت بد جلوه می دهد آنقدر گفته امنیت نداره که مردم فکر می کنند خدا بدور حالا چی کار کنم
لینوکس با همه اینها فقط کتاز 6 درصد یا حتی کمتر (چون آمارش رو به پایین است) کاربر را به سوی خود جلب کند
مایکروسافت انحصاری است؟ بله ولی جلوی کسی را نگرفته است هر کی می تواند بیاید ولی هیچکس نتوانست حتی پنگویین بد بو
————————————–
مهرداد:
محمد // فوریه 4, 2008 روی 12:40 ق.ظ |
اپل در یک شبکه تلوزینونی کامپیوتر های خودش را عالی و خوب و کامپیوتر های آی بی ام را بد جلوه می دهد
به غیر از این لینوکس هم مثل اپل تبلیغاتی را دارند که رسما به ویندوز توهین می کنند
این واقعیت ها را هم بد نیست بدانی
اما ویندوز باز هم محبوب است؟ چرا
ای کاش اطلاعات شما به قدری بود که بتواند پاسخ ای سوال را بدهد
——————————
مهرداد:
محمد // فوریه 4, 2008 روی 12:46 ق.ظ |
من فکر کنم شما دوست داری که نرم افزار را خود ویرایش کنی ؟ درست است
شما دوست داری به جای دادن اطلاع از باگ ها به شرکت مربوطه خودت برطرف کنی ؟ درسته
پس ببخشید شرکت و برنامه نویس بوق هستند دیگه
ببنی علاقه به این کار داری برو برنامه بنویس
به نظر من باید یک دیواری (شیشه ای مثلا) بین برنامه نویس و کاربر باشه
اگر همه به دید یک کاربر دیده شوند برنامه های بهتر است
تا اینکه شرکت همه را به عنوان برنامه نویس نگاه کند و سپس بگیو خوب اینها باگ ها را تعمیر می کنند به من چه
———————————————
مهرداد:
محمد // فوریه 4, 2008 روی 12:47 ق.ظ |
بگیو = بگوید
بادم باشد یک کلاس زبان فارسی بروم
شما هم کلاس برنامه نویسی و کامپیوتر
zos // فوریه 4, 2008 روی 2:09 ق.ظ |
برادر مهرداد جان من اصلا نظرم این شکلی که جواب دادی نبود البته بعد از بازخوانی متوجه نثرخودم وکلی اشتباه توش!! شدم
اون موقع هم کلی عجله داشتم ولی چون متن خیلی خوشگل بود خواستم نظر بدم
اول راجب حماسی نسبت به کامنت خودم بود!! نه متن شما
دوم اینکه من وقتی گفتم شش ماه مطلق از لینوکس استفاده کردم و هرچیز وابسته به گنو!! فکر کردم منظورم رسیده !! یعنی من انتخابمو کردم دارم استفاده میکنم و خیلی هم دوسش دارم !
سوم :ای بابا خیلی این اوبونتو اشغاله!! اه اه اه اه !! چرا من بعد شش ماه مجبور نیستم عوضش کنم؟!!!! چرا کلی برنامه روش نصبه و من یک قرون پول نمیدم؟ هان ؟ اه اه اه چرا وقتی از یکی یه سوال میکنم راجب برنامه یا میگم مشکل داره بجای فحش دادن یا اینکه بگن مورد از کاربره! میگن جدا ؟مشکل چیه ؟ بگو بگو بگو! خوب برادر محمد که فکر میکنی مایکروسافتیم یا غیره!
من مایکروسافت رو دوست دارم ولی این دلیل نمیشه چشممو ببندم بگم ! اوووپس! ویندوز خداوندگار سیستم عامل هاست چیزی که بعد استفاده از ردهت اینترپرایز فدورا کر یا غیرو فهمیدم
من و بنظر من اقا مهرداد اصلا بحثش فقط ویندوز نیست!! یا مایکروسافت بلکه این هستش که حقوق من استفاده کننده چیه؟ بهتر حقوق نویسنده چیه؟
باشه من برای پشتیبانی پول میدم
بله پول میدم اگر لازم شد اگر هم نه میرم اینقدر ور میرم که یادبگیرم نیازی به پشتیبانی نداشته باشم! لازم نیست توی لینوکس یا کلا گنو٫ شما بلد باشی برنامه نویسی کنی تا اوپن سرس بدرد بخوره! فکر کن شما پیدجین داری یک نرم افزار اوپن سرس برای چت ! کلی باگ داره ! خوب؟ همونقدر ادم هم دارن با ایده های مختلف باگهاشو حل و فصل میکنن چون اوپن سرسه
کدش دست پنج نفر هسته اصلی نیست! بلکه هم میتونن نظر بدن همه میتونن مشارکت کنن کلی پلاگین می نویسن کلی مقاله کلی راهنما!
بنظر شما یه برنامه مثل یاهومسنجر این امکان رو به شما میده؟ با اینکه رایگانه!
حتی وقتی من خودم گزارش مشکل کردم و حتی گفتم چی مشکل داره! هنوز که دو نسخه جدید اومده!!مشکل حل نشده
—————————————————————
بازم مطلب حماسی شد !! ببخشید برادر مهرداد قسمت نظراتت رو اسپمی کردم!! دیگه چرندیات نمی نویسم فقط خواستم نظر قبلیمو یکم درست حسابی کنم که بنظرم بدترش کردم
—————————————
مهرداد:
ممنونم، به نکات خوبی اشاره کردی
اگه این بابا بذاره، سر فرصت در مورد مشکلاتی که ایشون و همفکراشون با لینوکس و متن باز دارن و ایراداتی که در فهم نظر من، و فهم فلسفه ی نرم افزار آزاد دارن می نویسم!
اگه بذاره؟!؟! :-/
iraj // فوریه 4, 2008 روی 3:36 ق.ظ |
عزیزان لطفآ اینقدر باهم کل کل نکنید و بزارید این وبلاگ نفس بکشه .
اصلآ مهم نیست که شما از ویندز استفاده می کنی یا لینوکس یا مک . مهم اینه که اینا همه وسیله هایی برای رسیدن به هدف هستن و مهم اون هدف ماست که ما به کجا می رویم ؟! بهترین و امن ترین سیستم عامل سیستمیه که خدا نوشته و هنوزم انسان در حاله یافتن قابلیت های اونه و هنوز نتونسته هیچ باگی توش پیدا کنه . از این امن تر وبهتر دی گه کی سراغ داره ؟؟؟؟ تازه هم رایگانه هم میشه هر جور میخوای به سلیقه خودت مرتبش کنی !!! باید اینم بگم که همه ما از زمان تولدمونم داریم ازش استفاده میکنیم . 100% مردم دنیا از این سیستم عامل استفاده میکنند .
خدایی تا حالا به این نکته ها توجه کرده بودین ؟؟؟
محمد // فوریه 4, 2008 روی 9:35 ق.ظ |
ZOS خیلی خوب نوشت
گوش کن آقای مهراد خان
—————————
مهرداد:
میگم شما کار و زندگی نداری؟!؟!
ول کن بابا