Posted by: Mehrdad on: فوریه 7, 2008
خوب امروز بعد از چند ماه که بروبچههای مشهدلاگ (البته به استثنای مهدی و مصطفی که طی چند روز گذشته دائم پیششون بودم!) رو ندیده بودم، دور هم جمع شدیم و در مورد کارهایی که باید بکنیم، تا بالاخره این لاگ هم لاگ بشه صحبت کردیم!
در مورد سایت لاگ، جلسات و مسائل اولیهی دیگهای که باید قبل از اینا صحبت میشد ولی بدلایلی نشده بود صحبت کردیم، و با اعضای حاضر که میشد گفت اکثر پایه ثابتها بودن (البته دوستانی حضور نداشتن که بسیار مشتاق دیدارشون بودم، برادران ضابطیان(آرش و سیاوش)، مهدی ییلاقی، مجید خودمون، جناب عطائیان(که همین امروز صبح ملاقاتشون کردیم) و … جای ناتیلوس هم خالی بود، اتفاقا یادش هم کردیم! حالا ایشالا باز میبینیمش
) نتیجه گیری کردیم!
چقدر من خوشبحالمه! یه گروه بروبچ باحال تو یزد داریم، یکی هم تو مشهد.
(البته اصفهان هم که جای خود داره! ایشالا ترم جاری فرصت پیدا کنم چند جلسهی اونا رو هم برم!)
اینجا که خیلی باحاله، اولین جلساتمون در پروسهی برگزاری جشن روز آزادی نرمافزار و برگزاری یه جشن نصب لینوکس در مشهد بود! بعد از چهار ماه حالا که جلساتمون قراره دوباره پا بگیره! دوباره قراره یه جشن نصب داشته باشیم! کلا جشن چیز باحالیه، مخصوصا اگه توش لینوکس نقش اول باشه!
جشن قبلی که خاطرهای بس زیبا بجا گذاشت، امیدوارم این جشن هم بخوبی و بهتر از اون برگزار بشه …
و نکتهی جالبتره این جشنمون اینه که احتمالا قراره پارسیکس برا ملت نصب کنیم! (جشن قبلی همه اوبونتویی بودیم، اوبونتو نصب کردیم! حالا اکثرا پارسیکسی شدیم، پارسیکس نصب میکنیم! تا دفعهی بعد هم خدا بزرگه!)
جلسه در لابی هتل پارس مشهد برگزار شد! البته اون طرفای هتل در حال رنگامیزی و تعمیرات بود و سیستم گرمایشی نبود و ما با گرمای خودمون و جلسهمون گرم شدیم!
:-/
ایشالا برای جلسات بعدی تعمیرات تموم میشه و …
خوب دیگه اینم یه عکسی که با دوربین گوشیم گرفتم:
نمیدونم حاضرین رو معرفی کنم، یا نه! (برای اطلاع مجید و مابقی غایبان معرفی میکنم اگه کسی مشکل داشت بگه تا حذف کنم!)
از راست به چپ (طبق قانون ورق) :
آقایان مظفری، بهنیا، دهقان، عبدالعلیزاده، دوست بابک که یادم نیست اسمش چی بود!، حسینی، بابک مقیمی، مهیار مقیمی، میردامادی(که به درخواست خودش سانسور شد!!!)، اسم این دوستمون هم یادم نیست (تازه با ایشون آشنا شدیم! و جالب بود که همین امروز ظهر عضو لیست پستی شده بود!)، و دوستی که متاسفانه توی عکس نیفتاده، آقای CMS(که با ایشون هم تازه آشنا شدم، و فامیلشون یادم نیست) حافظه رو حال کردین؟!؟!
خودم هم که این پشتم!
از جایی که نور و اینچیزا چندان مطلوب نبود و گوشی جواد ما هم خروجیای بهتر از این نداره! ترجیحا اصل عکس رو نبینین
!
به گیرندههای خود دست نزنید، آقای میردامادی خودش خواست که سانسور بشه! و من بی تقصیرم! (البته بیدلیل نبود! که ایشالا طی هفتههای آتی خودتون سر در میارین
)
شبتون به خیر و شادی
این محمد میردامادی هم انسانی بس عجیب است در نوع خود….
مهرداد جان کماکان منتظر حضور سبزتان در لاگ اصفهان هستیم…
این عکس مجیده، بیا اصفهان تا از این عکسها ازت بگیریم…. (-p
http://www.isfahanlug.org/wiki/data/uploads/lug_4_feb11.jpg
————————————–
مهرداد:
ممنونم از لطفتون
حتما
be mane badbakhte binava link bede!
salam
in sibile mahyaro shatranji kon ke azash khoon micheke na chehreye maheto
elahi ke [...]
che khabar?
—————-
mehrdad:
be chashm azizam
مهرداد قبلا یه نیم نگاهی هم به ما می کردی ولی مثل اینکه سرت خیلی شلوغ شده ؟!!!
فوریه 8, 2008 روی 1:31 ق.ظ
سلام مهرداد جان
خوشحالم که می بینم خوشحالی