MGroup

جامعه وقتی فرزانگی می‌یابد، که خواندن کار روزانه‌اش باشد.

آوریل 24, 2008 · تا کنون 5 نظر داده شده

مایه‌ی تاسفه، ولی هست!

سرانه‌ی مطالعه در ایران ۲دقیقه در شبانه‌روز اعلام شده!

راستی خبر دارین طی دو سه سال گذشته، می‌شه گفت دیگه کتابی نوشته و چاپ نمی‌شه؟!؟ستون تازه‌های کتاب اکثر اوقات خالیه! (کتابهای مذهبی و دانشگاهی و کنکوری رو حساب نکنین که بصورت فله‌ای چاپ می‌شن!)
چون اصلا حساب نمیان!

تازه با حساب کردن درس خوندن دانشجوها و دانش‌آموزا تازه سرانه می‌شه ۶دقیقه در شبانه‌روز!

یادمه دو سال پیش توی اتاقمون بسیج شده بودیم سرانه‌ی مطالعه ایران رو ببریم بالا! :D (چه توهماتی )

.

بله آقا وقتی نون نداریم بخوریم، ولی پول داریم پوستر و اعلامیه و بیلبورد نصب کنیم، نتیجه همین می‌شه!

توی دانشگاه ما یه مشت بیلبورد هست که هر چند روزی پرده‌اش عوض می‌شه!

طی روزهای آینده قرار تو دانشگاه شهید بکارن، از چند روز پیش دارن تبلیغات می‌کنن یه نمونه‌اش تصویری که این زیر میاد، عکس پوستریه که در تعداد بالا چاپ کردن و توی هرکدوم از اتاقای خوابگاهها یکی انداختن! (حالا حساب کن چقدر می‌شه هزینه‌ی این چیزا! تازه این یکیشه! چند روزه که سیل این چیزا به سمت خوابگاه‌ها سرازیره!)

دانشگاه پول داره هر روز از این چیزا چاپ کنه، ولی پول نداشت سه تا کامپیوتر لکنده بده برای تیم روبوکاپ دانشگاه! که تیم پاشید! در حالی که داشت خوب حرکت می‌کرد!

پول داره کلی جزوه و کتاب اینطوری چاپ کنه ولی نمی‌ره کتابهای جدید برای کتابخونه بخره! الان که می‌ری کتابهای کامپیوتریش مال ۲۰ سال پیشه که استاد ما تعریف می‌کرد فقط یه MainFrame تو ایران بود، اونم مال وزارت نفت بود! کتابای دیگه‌اش هم تو همون مایه ها!

جدیدا هم در ادامه‌ی نوآوری‌های رئیس جدید، کتابخونه‌ی مرکزی که جای خیلی خوبی داشت رو جابجا کردن و تقریبا می‌شه گفت از بین بردن!

این روزا با دیدن وضع دانشگاه نسبت به ۲،۳ سال پیش عوض اینکه افسوس بخورم که کاش حالا میومدم، خوشحالم که حالا نیومدم دانشگاه!

چه بسر نسلهای بعد از ما خواهد آمد؟ (بدتر از اونچه به سر نسل ما آمد! :( )

دسته‌ها: تراوشات ذهن من · دنیای من
Tagged: , , ,

5 جواب تا اینجا

  • صادق // آوریل 24, 2008 روی 2:18 ب.ظ | پاسخ

    سرانه ی مطالعه هند بیش از شش ساعته !
    نتیجه اش را هم میبینیم: چهارمین ابرکامپیوتر دنیا ماله هنده ; بالی وود را دارن ; در زمینه IT تقریبن حرف اول را در آسیا میزنن ووووو

    کی به مطالعه اهمیت می ده در کشوری که رئیس جمهورش معتقده که با آدمهای متعهد!(به قول خودش) که کار کارشناسی بلد نیستند وتمام ایده هایشان در خواب شکل میگیرند مملکت هفتاد میلیونی را اداره کنند.

    از اینها که بگذریم در ایران هر کی مطالعه کنه یه آدم متفاوت با جمع محسوب میشه در واقع قضیه باید عکس باشه

  • رضی // آوریل 25, 2008 روی 3:27 ق.ظ | پاسخ

    چرا اعصاب آدم رو خط خطی می کنین؟
    اومده بودم یه مطلب لینوکسی جدید بخونم!!

    ——————
    مهرداد:
    معضرت می خوام، ولی اینجا هر از چند گاهی اعصاب آدما خط خطی که چه عرض کنم، سیاه میشه! هر از چند گاهی دعوا می شه، چیزای دیگه هم میشه!
    کم کم عادت می کنی!

  • tigersware // آوریل 25, 2008 روی 10:00 ق.ظ | پاسخ

    خيلي خوب مي نويسي , حتما ادامه بده , من وبلاگ نویسی رو رها کردم و الان پشیمونم .

  • مرتضی // آوریل 25, 2008 روی 9:11 ب.ظ | پاسخ

    کاش بشه هر هفته یک بار هم که شده همین جا درباره‌ی مطالعه و کتاب‌خوندن صحبت بشه, حتماً تاثیر‌گذار خواهد بود. همین جمع شاید به ظاهر کوچیک میتونه شروع خوبی باشه یا همون جمع بچه‌های خوابگاه!
    خدا رو شکر که همین آشنایی با دنیای نرم‌افزار آزاد ساعات مطالعه من یکی رو که خیلی برده بالا…

    —————
    مهرداد:
    بدم نمی گی ها!
    بد نیست هر از چند گاهی آدم از کتابای خوبی که می خونه هم بگه! همونطور که از نرم افزارهای خوبی که می بینه می گه…

  • سجاد موسوی // آوریل 26, 2008 روی 10:49 ب.ظ | پاسخ

    سلام…

    چند تا کتابی بود که پیشنهاد کردم و احتمالا یادت رفته….
    وقت خالی داشتی و بی کتاب بودی بگو تا بهت معرفی کنم ;)

    ——————-
    مهرداد:
    ممنون، حتما!

یک نظر بنویسید