چهار روز گذشته من شیراز پیش مجید بودم! و علت اینکه تقریبا خبری ازم نبود همین بود!
دیشب برگشتم!
رفته بودیم هم شیراز گردی و هم اینکه یه MDic Academy تشکیل بدیم و بتای نسخه ی بعدی MDic رو آماده کنیم! که به سلامتی همون شب اول لپتاپ من رفت تو کما و این نقشه مون که تقریبا نقش بر آب شد! الان هم ایشون تو راه تهران هستن تا ایشالا من باز بتونم به زندگی ادامه بدم ![]()
ولی برنامه ی دیگمون که همانا شیراز گردی بود سرجاش بود و به طور جامع برگزار گشت!
جاتون خالی! خوش گذشت!
در مورد MDic : آخرین تصمیمات بر این شده که به امید خدا تا 25 خرداد نسخه ی بتا آماده بشه! ایشالا با کمی تا قسمتی رفع ایرادات احتمالی(البته با کمک دوستان عزیز که در تست برنامه ما رو یاری خواهند کرد!)، تا 21 تیر همزمان با روز تولد مجید! نسخه ی بعدی MDic آماده ی استفاده باشه!
(اگه زودتر آماده شد هم که چه بهتر)
.
ماجراهای یزدلاگ: آقا شب آخری که من یزد بودم اولین جلسه ی مشترک دو لاگ یزد برگزار شد! هرچند جلسه خیلی عیب و ایراد داشت و چیز زیادی به اونچه بشه گفت جلسه ی لاگ نزدیک نشده بود ولی باز بهتر شده بود! (چندان حوصله اش رو ندارم!)
فقط چند تا نکته ی جالب:
1- خبر زیر که حاکی از بازتاب خفن این جلسه ی پربار در محافل علمی جهان است:
)
http://yazdlug.org/content/view/125/46/
2- گزارش تصویری این جلسه که خداییش معرکه اس! بیشتر عکس تکی ی صاحبان شرکتهای یزده تا جلسه ی لاگ! که خوب لطف کردن و هر کدوم به نحوی از این جلسه حمایت کردن مثل: دانلود (یه شرکت)، رایت کردن (یه شرکت)، و توزیع(یه شرکت)، دیسکهای اوبونتو!
نمردیم و معنی اسپانسر رو هم فهمیدیم!
یکی دیگه از شرکتها هم در حمایت یزدلاگ اومده یه مشت دفترچه یادداشت پخش کرده! بهمراه 2ساعت اینترنت رایگان! (فکر کن!) وقتی هم اعتراض می کنی می گن: «کاربرا که راضین شرکت هم راضیه! دیگه شما چه مشکلی دارین؟»
3- سوم هم همون قضیه ی اسپانسر های یزدلاگ! ^^
تهران لاگ و اصفهان لاگ رو شنیدم هر کدوم یکی دوتا اسپانسر دارن، کلی کار براشون کردن!
حالا حساب کن ببین اینجا همه ی شرکتهای یزد اسپانسر لاگ هستن! چی می شه!!
.
حالا هم که برگشتم با سیل دعواها و بحثهای بعد از جلسه برخورد کردم! که اینقدر زیادن که حوصله شون رو ندارم!
یه نکته ی دیگه هم از بحثی که دیدم! فهمیدم که نه! فایده نداره!



5 جواب تا اینجا
دونده // می 21, 2008 روی 9:10 ق.ظ |
اوه اوه
بابایی چه بحث گندی در گرفته. بابا اینا خیلی پرت هستن.
نمیخواد باهاشون بحث کنین. وقتتون رو هدر میدین
مگه لاگ یزد چه نیازی به لاگ تکفا داره؟ اونا که معلومه یک عده شرکتی هستن و به قولی مگسانند دور شیرینی، دیدن یک بودجههایی میدن حالا راه افتادن دنبال لاگ.
واقعا شرمآوره! فکر نمیکنن همه میفهمن؟ فکر میکنن مردم خرن؟
شما که همهتون کار درستین، اونا به شما نیاز دارن برای اهدافشون و میبینی که چه تبلیغاتی میکنن!
یاوری // می 24, 2008 روی 2:18 ب.ظ |
مهرداد:
سلام دوست عزیز
اول باید بگم که من اینجا انتقاد نمی کنم، بلکه اینجا درد دل می کنم! انتقاد رو جایی می کنن که شنونده داشته باشه! و من انتقاد رو زمانی می کنم که فایده داشته باشه! در مورد عدم فایده ی انتقاد اینجا رو ببینین: http://yazdlug.org/forum/index.php/topic,241.0.html
از نظر من گروه non-profit ی که حیطه ی کاریش مشخص نباشه! مشکوکه! به هر حال! این بحث مال اونجاس که البته فایده ای نداره چون واسه ی کسی مهم نیست.
اما یه چیز دیگه: درسته که اینجا ایرانه ولی ما (در این وبلاگ و خیلی جاهای اینترنت) کاری به فرهنگ ایران نداریم! فرهنگ ایران منظورم عدم انتقاد است! اصلا بقول شما توهین! بله آقا توهین! توی یک جامعه ی متمدن اینجور انتقادات طبیعیه! و هیچ کس اعتراض نمی کنه! تازه اونجا توی تلویزیون از این بدتر رو انتقاد می کنن! ولی کسی چیزی نمی گه اینجا که هیچ رسانه ی خاصی نیست و یک وبلاگ شخصی با تعدادی حدود 50 تا 150 بازدید در روزه.
توی این بلاگ ما قبلا از پروژه ی لینوکس ملی هم انتقاد کردیم! اینکه طرز فکر شما می اینطوره مشکل شماس…
مهرداد:
والا سوال ما و مشکل ما هم از اول همین بود، که آقا یزدتکفا چیکارس! البته اون موقع می گفتن یک شرکت تعاونیه که همه ی شرکتهای یزد سهام داراشن! ولی گویا جدیدا موضعتون عوض شده و می گین هیچی نیس.
ولی در مورد اینکه تازه همه فهمیدن یه لاگ دیگه بوده: آقا اینو هزار بار بحث کردیم! قبلا خبر داشتن که یه عده حالا به قول شما بچه می خواین بگین یا هرچی دور هم جمع شدن و جلساتی رو برگزار کردن! (کاش همه جا یه نفرتون میومد بحث می کرد! یه بار افروغ یه بار حسینی یه بار تجملیان یه بار آقایی که خودشو جهت اطلاع دانشجویان و دیگران معرفی کرده بود و حالا هم شما! حالا من باید واسه ی همتون تک تک همه چی رو شرح بدم! بد نبود قبل از شروع! یه سر به بحث های دیگه ای که در این مورد بود می زدین)
حالا یه چیزی: توی این پست هیچ حرفی درباره ی تکفا یا شرکت دیگه ای نیومده! چرا حرف تو دهن آدم میزارین؟
مهرداد:
دختر خانوم: به قول شما عصر، عصر ارتباطات است؛ اول میرین اینترنت! یه سر به سایت گوگل میزنین (دیگه الان هر بچه ای اونو بلده) بعد با گشتن چند تا کلمه در مورد لینوکس به سایتهایی مثل تکنوتاکس، گنوایران، foss.ir و حتی وبلاگ ما می رسین. (روزانه 5 تا 15 نفر با سرچ کلمه ی “لینوکس” از اینجا سر در میارن!) خوب دیگه فکر نمی کنم بقیه اش زیاد سخت باشه!
دختر خانوم، دیدن آدما فایده ی خاصی نداره (مگه از دیدنشون هدف خاصی داشته باشین) خوب اگه خیلی دوست دارین یه سر به شرکت تکفا بزنین
{شوخی}پس شما لاگتون رو راه انداختین منتظر یه ملیون تومن که بهتون بدن بگن کلاس آموزشی راه بیاندازین! نه خانوم شرمنده اینجا ایرانه! {/شوخی}
مهرداد:
یه عده احمق! اگه احمق بودن الان شرکت نداشتن! شاید بهتر بگم توی این دنیایی که بقول بابا بهت مجانی فهش هم نمی دن! الان زنده نبودن! پس زیادم احمق نیستن، به هرحال هیچ گربه ای واسه رضای خدا موش نمی گیره! چه برسه به یه عده احمق.
مهرداد:
د نه د! یه شرکت در حد کارت اینترنت نمی تونه بگه اسپانسر! خدایی ما که ندیدیم! مگه شما یزدی ها اینو باب کنین! ولی خوب خداییش 5ساله من یزد هستم تا حالا که نشنیدم!
مهم همه یا کس خاصی نیست مهم اینه که کسی که قراره اسپانسر باشه باید کار درستی بکنه! اصلا اولین ایراد به شرکتی بودن لاگ همینه، که خوب آدمی که مدیرعامل یه شرکت است، همیشه منافع شرکت براش در ارجحیت است!
مهرداد:
چه توهینی؟ کشک چی؟ دوغ چی؟
من فقط نظرم رو گفتم!
مهرداد:
د همین د! بنده چیکاره ام که کاری بکنم؟ اصلا طبق اصل هیچ گربه ای واسه رضای خدا موش نمی گیره بنده نیازی نمی بینم اینکار رو بکنم!
اولا، 100نفر نبودن و 20 نفر بودن!
ثانیا، بنده واسه ی خودم اومدم لاگ! نه واسه ی دیگران! اونایی هم که تا الان مونده ان واسه همین اومدن!
اونایی هم که اومدن که یکی واسشون کاری انجام بده، بنده برای آینده ی زندگیشون نگرانم! چون توی این دنیا هیچ کس رو پیدا نخواهند کرد! مگر گرگی که سلامش بی طمع نخواهد بود…
مهرداد:
والا بنده هیچ اضطرابی ندارم! اونی که مضطربه شمایید که اومدین توی وبلاگ شخصی من پای درد دل من فحش دادین! الان و چند وقت پیش که من اون کامنت رو پاک کردم! واقعا خجالت نمی کشین؟
ما بازاری نداریم که کساد بشه! (اینجا طرف صحبت شما من هستم! نه بچه های دیگه!!!)
پس باید به عرضتون برسونم که بنده اگه خدا بخواد تا یک ماه دیگه از یزد میرم و تنها برای دفاع از پروژه و تصفیه حساب برخواهم گشت! و بعد از اون خدا نکنه دوباره اینجا پیدام بشه! پس خیالتون از بابت بنده راحت باشه.
من هیچ کار و کاسبی ای ندارم که بخواد کساد بشه!
مهرداد:
)
آره من شرکتم کلی ضرر می کنه
شما حتی وبلاگ نوشتن رو هم پولی حساب می کنین! بعد انتظار دارین آدم نگه شما دنبال پول هستین!
جناب یاوری:
اینجا یادتونه؟
شما گفتین: «اما اگر فردی تنها یک بار، مراسمی با این حجم کاری انجام داده باشد، می داند که حدود 400 ساعت نفر کار لازم است تا مراسم متوسط را برگزار نمود،»
یکی از دوستان که اینو خونده بود گفت: «وقتی کار لاگ را با نفر ساعت میسنجيد یعنی با چشم پول داريد به اون نگاه میکنيد. نفر ساعتی اینقدر پس، تعداد ساعت × هزینه هر ساعت = پولی که قرار بوده بره توی جیب شرکت ولی با منت دادند به لاگ.»
بله دیگران هم یه چیزایی می فهمن ولی به هر دلیلی چیزی نمی گن!
sadeqn // می 24, 2008 روی 10:18 ب.ظ |
مهرداد این آقا/خانم یاوری میخوام یه بار ببینمش. جالبه که فقط اسمه و همین!
بعد ما که با اسم خودمون با تموم مشخصات واقعی اعتراض میکنیم به اشتباهات و کژیها بلند میشه میگه که میترسین.
بدبخت ترسو تویی که جرات نمیکنی خودت را نشون بدی و حرفت را رو در رو بزنی.
…
————————————————–
مهرداد:
اِاِاِ پس وجود خارجی نداره؟!؟!
ولی به نظرم یکی از بروبچ تکفا باشه! آخه گیر داده بود که تکفا چیکارهاس! و جالب بود که در این پست هیچ اسمی از تکفا نبود
ایمیلشم زده !!!! احتمالا یعنی هیچی!
یاوری // می 25, 2008 روی 3:37 ب.ظ |
سلام و صد سلام
1- فکر کنم ایمیل نوشته شده پست الکترونیکی ( پنهان می شود) حالا فهمیدم که مرامت توی وبلاگت چیه؟؟؟؟؟
2- نه من وجود خارجی دارم، خواستین وعده بزاریم هم دیگه را ببینیم!! یزد تکفا چیه؟ اگر به کمی قبل تر برگردین یه انتقاد شدید از اونها و دیگر لاگ دومی ها کردم !!!چیه اونو مدنظر نمی گیرن؟
3- بله عزیزجان هر شرکتی منافع خودش را دنبال می کنه نه یکی که صدقه می ده واسه اینه که هفتاد بلا…… خوب این بد نیست!! اما اینکه بخواهیم با شیادی یا ….. سود خودمون برسیم یا حق مردم بخوریم یا…. این خوب نیست!!! شما تکلیفتون مشخص نیست! می گین چرا شرکتها بیان؟ بعد می گین چرا پول کم دادن!! بابا آروم آروم یه بار اسمی میان! بعد وقتی لاگ محکم تر شد میگن ایکس میلیون بده بیا وسط قانون اسپانسره یک سریال درپیتی یک نفر حاضر نیست وسطش تبلیغ کنه اما واسه تبلیغ روی لباسهای بازیکنان توی بازی استقلال پیروزی سرو دست می شکنن!! چرا این قانون بازاره!! گفتم فرد هم واسه منافع نفس می کشه!! من می خوام لینوکس یادبگیرم اون می خواد یادگرفته کار پیدا کنه! اون دنبال کارمنده و … این عیبی نداره اگر با هدف اصلی که لینوکسه منافات نداشته باشه!
4- ببخشید اشتباه گفتم من خانم نیستم محمد یاوری!! گفتم به فرض خانمم !! جواب ندادین اینترنتی مشکله از صفر شروع کرد وگرنه اینهمه جشن نصب و … حالا یه عده خودآموز یاد می گیرن! اما افرادی هم فرصت ندارن، یا نمی تونن باید برن کلاس!! که خیلی هستند وگرنه دانشگاه معنا نداره!!! اونم که گفتم یه میلیون راست بود!!! دلم می خواد برای شهرم باشه!! مثل ساختن مدرسه که حالا فعالیت توی لینوکس کمی از مدرسه ساختن نداره!! یا فلان پروژه بود. نمی دونم دقیق لاگ های دیگه توی دنیا چطوری اند؟ اما اگر لاگ ان جی او محسوب بشه توی دنیا، فعالیت که منجر به درامد بشه براشون ممنوع نیست! اما سود اونو نمی تونن ببرن خونه! یا خرج کنند باید به صورت عمومی خرج بشه ! خوب حساب کتاب می خواد، محل می خواد ، شایدم تعبیر لاگ یه چیر دیگه است!
5- گفتم اینجا ایرانه قوانین ایرانه فرانسه برو تحسن کرد! راهپیمایی کن یکی اعتراض نداره اما ایران میان چوب توی آستین آدم می کنن!!
6- بنده از اونها هم دل خوش ندارم، اگر شما هم مطلبی نوشتم درد دله! شما گویا یزدی نیستین اما ایرانی هستیم! یه سوال یه حرکت علمی داره صورت می گیره یک عده دارن ادا در میارن توی بوغ و کرنا می کنن، اینم به توسعه لینوکس کمک می کنه! حالا بخوان سو استفاده کنن ! مثل کپی رایت که سواستفاده می کنن ، کی ضرر می کنه خود کسانی که رعایت نمی کنن کشور، شهر، متخصصین! خوب لینوکس هم غیراپن سورسی بهش نگاه کنن! چی میشه والا به خدا نمی تونن بعد می بینن این موش گوشتی نداره گوشتی که داره تلخه! فایده نداره!!! کی می مونه!! اونی که اپن سورسی فکر می کنه! حالا حتی …..
7- یه پشنهاد، شما به قول خودتون هیچ منفعتی براتون نداره بذارین اینا که داره یک کاری بکنن ! اینقدر با حرف و حاشیه یه عده کلاهبردار یا احمق را به حاشیه نکشنید!! فکرش کنید که یه جوری باید متن باز توی ایران جا بیوفته حالا تو یا من یا اون لاگه فرقی نداره !! یکم فکر کن!
——————————————————————————————-
مهرداد:
سلام
خوشحالم که وجود خارجی دارین.
اول از اتفاقی که در مورد ایمیل افتاده شدیدا معذرت خواهی می کنم! (حذف شد!)
2- آها، توی سایت یزدفردا! ولی متنتون در این پست http://www.yazdfarda.com/news/9954.html خیلی ناجور بود! ناجور چه عرض کنم! وحشتناک بود. و جالب این بود که هیچ کدام از نظرات من تایید نشدند! در حالی که چیز خاصی در اونها نبود!
پس مرامه شما هم اینه! که نظرات مخالف رو تایید نمی کنین! حتی اگر حرفی از مخالفت در اونها نباشن!
3- در مورد شرکتها نظر ما مشخصه! تا به حال هزار بار هم مطرح شده!
اما مشکل اینجا اینه که هنوز اتفاقی نیافتاده و کسی کسی رو نمی شناسه، یه عده از بین دوستان خودشون هیئتی رو برای مدیریت لاگ تایین کرده اند! (افرادی که هر کدوم یه کاری از یه شرکتی توی یزد هستن! و خوب نتیجه اش رو هم می بینیم) اشتباه نکنین من با مدیریت مخالف نیستم! بلکه اگر کسی قراره تصمیمی بگیره باید اولا تایید شده باشه! یعنی حداقل با اکثریت آرا تعیین شده باشه ثانیا شفاف و مشخص باشه تصمیماتشون! ثالثا اساسنامه ای در کار باشه! که من عضو بتونم طبق اون اساسنامه که حکم قانون اساسی مملکت رو داره خِر یکی رو بگیرم! نه اینکه یکی بیاد نظری بده و دیگری بگه آقا بیخودی شلوغ نکن!
اما اینجا باز مشکل اینه که الان که لاگ نوپاس! چه کنیم؟ خوب الان ما (بروبچه های لاگ اول -برای مشخص کردن از همین اول و دوم استفاده می کنیم!-) تصمیم گرفتیم که تا چند ماه آینده که افراد با هم آشنا بشن! و مشخص بشه که کی به کیه! همون گروه مشخص شده! برگزاری جلسات رو به عهده به گیرند! (فقط برگزاری جلسات! که فعلا تنها چیز مشترک دو لاگ است!) کل نتایج اون جلسه رو اینجا بخونین!
4- جناب یاوری من نگفتم شما خانم هستین! بلکه با فرضی که گذاشتین جوابتون رو دادم! راستی یه چیزی! اونجا گفته بودین لاگ ما جایی رو نداره! آیا جایی که لاگ شما (یا اونا) داره همون شرکتهاشون است؟ پس کجاس؟
5- در زمینه های سیاسیه که چیزی تو چیزتون می کنن! در این زمینه ها نه! مگر اینه شما بخواین این کار رو بکنین!
و آبا تا ابد ما می خوایم با همین فرهنگ غلط زندگی کنیم؟ شما رو نمی دونم ولی بنده همچین قصدی ندارم!
6 و 7 – آقا به خدا ما کاری به کارشون نداشتیم! اونا بودن که به ما کار داشتن و دارن!
والا ما داشتیم زندگیمون رو می کردیم! الان هم می کنیم! اونا اومدن گفتن آقا یه شهر کوچیک مگه چند تا لاگ می خواد؟ بیاین ادغام شیم!
بعد هم با یه جلسه که خودشون نتیجه گیری کردن و شلوغش کردن! به این نتیجه رسیدن که آقا قراره دوتا لاگ ادغام بشن!
بعد که می گی آقا چرا شلوغ می کنین؟ چرا چرند می گین؟ کی همچین قراری شده؟ می گن نه همین توافق شده از طرف شما هم مخالفتی نشده!
شما ببین! یه نفر (آقای تجملیان) متن رو فرستاده! بعد یه نفر دیگه (جناب حسینی) جواب رو می خواسته که به ایشون بدیم!
شما چه نظری دارین؟ آیا درسته حسن واسه ی شما نامه بفرسته و وقتی که شما جواب رو به حسن دادین، بعد از چند وقت حسین بیاد بگه آقا چرا جواب حسن رو واسه من نفرستادین؟ مسخره نیست؟ شما از کجا می دونین حسین منتظر بوده که جوابی براش بره! اصلا شما حسین نمی شناختین!
اینجا کل بحث انجام شده رو بخونین! لطفا کامل بخونین مخصوصا نامه ی من رو که جواب ایشون(جناب حسینی) رو دادم! (آخریشه!)
.
.
ممنونم بخاطر دلسوزیتون
موفق باشید…
sadeqn // می 25, 2008 روی 10:03 ب.ظ |
بهبه! یه آدم واقعی! این آدم واقعی میتونه بیاد جلسه یزدلاگ که حضوری واقعی بودنش مشخص بشه؟