Posted by: Mehrdad on: ژوئن 2, 2008

هرگز از مرگ نهراسيدهام
اگرچه دستاناش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراس ِ من ــ باري ــ همه از مردن در سرزمينيست
که مزد ِ گورکن
از آزاديي ِ آدم
افزون باشد.
جُستن
يافتن
و آنگاه
به اختيار برگزيدن
و از خويشتن ِ خويش
باروئي پيافکندن ــ
اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم.
شاملو