MGroup

هرگز از مرگ نهراسیده‌ام…

ژوئن 2, 2008 · یک نظر بنویسید

هرگز از مرگ نهراسيده‌ام
اگرچه دستان‌اش از ابتذال شکننده‌تر بود.
هراس ِ من ــ باري ــ همه از مردن در سرزميني‌ست

که مزد ِ گورکن
از آزادي‌ي ِ آدم
افزون باشد.

جُستن
يافتن
و آن‌گاه
به اختيار برگزيدن
و از خويشتن ِ خويش
باروئي پي‌افکندن ــ

اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش‌تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم.

شاملو

دسته‌ها: شعر و ...
Tagged: , ,

0 responses تا اینجا

  • There are no comments yet...Kick things off by filling out the form below.

یک نظر بنویسید