نوشتهشده به وسیلهٔ: Mehrdad در: ژانویه 14, 2009
ها ها! امروز دعوای KDE و Gnome داغه، این مثال رو هم توی جلسهی مشهدلاگ زدم، گفتم بگم شما هم بدونین!
آخه بحث این بود که میخوان تقویم جلالی رو وارد گنوم کنن! حالا توسعهدهندهای که توان اینکار رو داشته باشه، دارن! اما! چی کمه!؟
قدرتی که بتونه توسعهدهندههای Gnome رو قانع کنه که بزارن کتابخانههاشون رو دستکاری کنن، تا این اضافه بشه!
البته برای دوستان گنومی بد نیست بگم، از وقتی که ما با KDE آشنا شدیم، تقویم جلالی درش Embed شده وجود داشت!
(حالا دقیق نمیدونم کی اینو گذاشتن!)
حالا مشکل اینه که توسعهدهندههای گنوم حاضر نیستن کتابخونه دست بخوره که امکانات جدید اضافه بشه! چرا!؟
خوب معلومه! تا مبادا باگ پیدا بشه!
خوب تا شما امکان جدیدی به برنامه اضافه نکردی که باگی پیدا نمیشه! خسته نباشی!!
به قول یارو گفتنی، خودکشی از ترس مرگ!
آره ماجرای گنوم اینطوریه!
سیستم اینه: به یک سیستم پایدار رسیدن! اما جرات نمیکنن بهش دست بزنن! تا مبادا باگی پیدا بشه!
)
***
بیاین با هم یه نگاه جالبتر به تاریخچهی توسعهی دو محیط دسکتاپ پرطرفدار گنو/لینوکس بندازیم!
خوشبختانه هر دو در یکزمان و با اختلاف یکسال شروع شدن!
KDE در سال ۱۹۹۶ و Gnome در سال ۱۹۹۷ شروع شدند!
اولین نسخهی KDE در تاریخ ۱۲ٓ ژولای ۱۹۹۸ و اولین نسخهی Gnome در مارس ۱۹۹۹ منتشر شدند!
اینم یه عکس از محیط گنوم در اون زمان:
اینم یه عکس از محیط KDE در اون زمان:
خوب، بعدش:
نسخهی بعدی KDE در ۲۳ اکتبر ۲۰۰۰ اومد بیرون!
اینم عکسش:
و نسخهی بعدی Gnome که در ژوئن ۲۰۰۲ منتشر شد! و مهمترین بروزرسانیش برپایهی GTK2 بودن بود!
اینم عکسش:
خوب انتشار اصلی بعدی KDE در تاریخ ۳ آوریل ۲۰۰۲ بود! یعنی نسخهی 3 از این محیط دسکتاپ!
اینم یه عکس از این نسخه:
منتظر انتشار اصلیه دیگهای از Gnome که نیستین!؟
آره! از اون روز یعنی سال ۲۰۰۲ که گنوم ۲ منتشر شد، تیم توسعهدهندهی گنوم به این نتیجه رسید که خوبه دیگه! همین خوبه، بیاین ایراداتشو رفع کنیم، و پایدارش کنیم!
طی این سالها نسخههایی از گنوم منتشر شد! اما نه یک انتشار اصلی! (منظورم از انتشار اصلی همون چیزیه که بهش میگن Major release که همون شمارهی اصلی ورژن هست! و بقیه میشن، Minor release)
خوب، بعد از اون گنوم انتشارهای زیادی هم داشت! 2.2 ، 2.4 ، 2.6 و همینطور تا امروز که نسخهی 2.24 در سپتامبر ۲۰۰۸ منتشر شده! (که لیست کاملش رو توی صفحهی ویکیپدیاش میتونین ببینین! منم از خودم که در نیاوردم! از اونجا برداشتم
)
اینم چندتا عکس دیگه از گنوم، نسخهی های بعدیش:
و اینم نسخهی 2.24 نسخهی نهایی الانش:
که از صفحهی یادداشت انتشارش برداشتم.
اما طی این مدت Gnome بیشتر رفع نقص و بهینهسازی داشته! و چیزای جدید کمی بهش اضافه شده! یا اگرم شده، پروژههای خارجیای بودن!
اما از اون زمان KDE هم روی بهینهسازی کار کرد!
و نسخههای 3.1 ، 3.2 تا 3.5 رو منتشر کرد،
اینم چند تا عکس:
هی یادش بخیر
خوب اما کجا بودیم!؟
آره، و بعد از اینا، KDE نسخهی 4 رو درست یکسال پیش(ژانویهی ۲۰۰۸) منتشر کرد!
اینم عکسش:
و در ژولای ۲۰۰۸ نسخهی 4.1 منتشر شد، که شامل رفع نقصها و بهینهسازیها، امکانات بیشتر و برنامههای بیشتری بود که به KDE 4 مهاجرت داده شده بودن!
چرا!؟ چون KDE در نسخهی 3 از کتابخانهی Qt3 استفاده کرده بود!
و پایهی نسخهی 4 رو بر Qt4 گذاشته بودن! پس برنامهها باید مهاجرت داده بشن! همونطور که هنوز برنامههایی از جمله K3B داریم که هنوز مهاجرت داده نشدن!
و ما حدودا دو هفته بعد نسخهی بعدی KDE که نسخهی 4.2 باشه، رو خواهیم داشت! باز هم با بهینهسازیها! امکانات بیشتر، و برنامههای بیشتر!
اینم یه عکس روی دسکتاپ یکی از توسعهدهندههاش:
حقیقتش اینه که توسعهدهندههای KDE خیلی موجودات فعال و باحالی هستن، تا جایی که من مدتیه باهاشون در ارتباطم! یه نمونهاش میدونی چیه!؟
حتما در جریان choqoK هستین! با اینکه هنوز یکماه از اولین انتشارش نگذشته! (بچهام هنوز ۲۰ روزشه!) و هنوز سورس کدش وارد مخازن اصلی KDE نشده، اما همین الان به ۹ زبان ترجمه شده (یا ترجمهاش در جریانه!) یک آموزش نحوهی استفاده به زبان آلمانی براش نوشته شده، و …
پروژهی KDE شدیدا از نظر پذیرفتن توسعهدهنده باز هست! یعنی شما با داشتن اطلاعات لازم، و خوندن مستندات مربوطه خیلی سریع میتونین وارد تیم بشین! و کمکی که از دستتون برمیاد رو انجام بدین!
The KDE project welcomes anyone willing to help
اینم صفحهای هست که در همین زمینه ساخته شده، یکی از بروبچ هم صفحهای رو در مورد اینکه چطور یک توسعهدهندهی KDE شویم شروع کرده، (که البته هنوز کامل نیست!) اما قراره خیلی بهتر و مفیدتر از اون صفحه باشه! اینجا میتونین پیداش کنین
این هم یادداشت بالای صفحه:
There are a lot of ways to get involved in KDE development, which can be summed up in several categories
همونطور که گفته راههای زیادی هست که میتونین وارد توسعهی KDE بشین! و یکی از این راهها کدنویسی هست!
اما از اونطرف! در مورد گنوم!
بیشتر شنیدم که جو بستهای هست! و زیاد تو کار اینکه کسی بیاد نیست! :-/ نمیدونم راستش! اینا رو منبع معتبری برش ندارم! شاید اشتباه باشه، خوشحال میشم دوستان گنومی که در جریان هستن بیشتر توضیح بدن!
اما از یه جا هم این حرف میتونه قابل قبول باشه
آخه کاری نیست توی گنوم که بخوان بکنن!
ولی توی KDE همیشه کلی پروژه هست که افراد جدید میتونن عضو بشن! ترجمه، مستندات! و … جا زیاده
حرف آخر:
همیشه گفتم، تا شما امکانات جدید و بیشتری به برنامهتون اضافه نکنین، که ایرادی در اون پیدا نمیشه!
اینم دلیل مهمتریست که چرا Gnome باگ نداره!؟ و KDE داره!؟
—————————————
پ.ن: دعوای Gnome و KDE از دعواهای شیرین لینوکسه!
پ.ن: Gnome و KDE دو محیط دسکتاپ پرطرفدار لینوکس هستند!
پ.ن: میدونم هرکسی آزاده که از هر کدوم که دوست داره استفاده کنه!
(ولی جدی اگه این آخر کار به این نتیجه رسیدین، معلوم میشه ماجرا رو نگرفتین!
)
پ.ن: هر عکسی به منبعی که عکس رو از اونجا برداشتم لینک داره! با مراجعه به بعضیها میتونین عکسهای بیشتری هم پیدا کنین!
هیچ ماست بندی نمی گه ماست من ترشه
خودت KDE کار می کنه برنامه هایی که مینویسی برای KDE هست هی سنگ KDE رو به سینه میزنی یکم از اون تعصبت کوتاه بیا تا حقیقت براتت شفافتر بشه gnome پایداره بهتر میشه و پایداریشم حفظ می کنه ولی kde مزخرفه دائم باگ داره و روز به روز افتضاحترمیشه.
———————-
مهرداد:
ها ها! خوب معلومه که نمیگه! ![]()
اینم بیشتر دعوا و کلکل بود!
در ضمن حقیقت برای من شفافه
همینه که گفتم!
سلام
خیلی پست خوبی بود
اما یک مساله ای رو میخواستم بگم
منم کاملا با این حرف شما موافقم که میگین
«همیشه گفتم، تا شما امکانات جدید و بیشتری به برنامهتون اضافه نکنین، که ایرادی در اون پیدا نمیشه!»
من فکر میکنم در KDE 4 یکم بیش از اندازه تغییرات دادن امکانات اضافه کردن که به همون نسبت باگ زیادی داره و هوز که هنوزه نتوسنتن درست حسابی جمع و جورش کنن!!!
تازه من فقط باگهای گرافیکیش رو دیدمو کلی ترسیدم!! (چه برسه به سایر باگها!)
به نظر شما بهتر نبود که کم کم این مقدار تغییر رو اعمال میکردن؟
حداقلش این بود که هم شرکت افراد بهتر میشد و هم باگ ها رو بهتر میتونستن رفع کنن. منظورم اینه که وقتی تمرکز روی یک مساله باشه بهتر حل میشه!
خود من خیلی علاقه مند به گزارش باگ هستم اما وقتی زیاده یجورایی بیخیالش میشم!!
———————-
مهرداد:
نمیشد دوست من!
جون یکباره از Qt 3 رفتن به Qt 4! و این که شما میگی از نظر فنی امکانپذیر نیست! پایهی کار عوض شده!
چرا میشه گفت، اول تعداد کمتری، بعد یه تعداد دیگه، و بعد بقیه رو منتقل میکردن! (که همینکار رو کردند! از 4 تا 4.2 برنامههای جدیدی هستند که مهاجرت داده شدهاند به سیستم جدید! و همونطور که گفتم، هنوز هستن برنامههایی که کارشون تموم نشده، و هنوز از نسخهی KDE 3.5 اونها استفاده میشه!)
از نظر فنی بیشتر کدها بسیار خوب نوشتهشدن! و رفع نقایص سادهتر هست! ولی خوب، این زمان میبره!
گنومی که امروز پایدار هست! شش، هفت ساله که دارن روی بهینهسازیش کار میکنن!
درحالی که نسخهی جدید KDE هنوز کامل نشده! ولی نسبتا پایداری خوبی داره!
به هر حال این موجودات اینطوری حال میکنن!
وقتی که تازه با لینوکس اشنا شده بودم اگه اول بار با KDE بالا می آوردم ( سیستم رو) حالم از هر چی لینوکس بود به هم میخورد و عمرا اگه الان لینوکس کار میکردم , KDE واقعا چیز مزخرفی هست , ناپایدار و خیلی بد , اصلا وقتی ادم واردش میشه سردگم میشه نمیدونه باید چی کار بکنه ولی برعکس گنوم خیلی باحاله خیلی مرتب خیلی عالی و خلاصه این که خیلی توپه :ي
گنوم همینی که هست خیلی عالیه و اگه قرار بشه گنوم هم مثل KDE بشه خیلی از گنوم کار ها ممکنه کلا قید gnome رو هم بزنن , ما اصلا گنوم رو انتخاب کردیم چون اینی که هست رو دوست داریم
——————————-
مهرداد:
ها ها! منم اگه میخواستم با گنوم کار کنم ترجیح میدادم با ویندوز ۹۸ کار کنم
)))
سلام،
من از گنوم بدی ندیدم ولی از KDE خوبی زیاد دیدم! ![]()
اینجا هم حسابی به آتیش دعوات دامن زدم:
http://forum.ubuntu.ir/index.php/topic,8240.0/topicseen.html
نمیدونم چرا از کی دی ای و کی دی ای کارا(lol
) این قدر تنفر دارم ![]()
(کی دی ای کارا یکی از دوستداشتنی ترین یوزرهای لینوکس هستند مثل این مهرداد خودمون
)
مهرداد چرا این قدر داری به داشتن باگ افتخار میکنی ![]()
من نمیدونم حالا که هی میگی داره توسعه پیدا میکنه کی میخواد یه !میزکار! استیبل به ما بده؟!
با این که ۱ سال هم از گنوم زودتر اومد!تازه اون موقع پولی بودش که
ولی گنوم مثل این که مفت بود
شما بودید کدوم رو انتخاب میکردید؟
میدونی چی شده بود
اگر کی دی ای مثل آدم کار میکرد الان من کی دی ای کار بودم ![]()
جریان از اون زمانی شروع میشه که من تصمیم گرفتم لینوکس کار کنم.کوبونتو ۷/۱۰ رو دیده بودم و خیلی دوست داشتم باهاش کار کنم.(پارسیکس داشتم اون موقع! فکر کنم 0.9 بودش اون موقع! با ۷۶۸ تا رم و ۲.۴ CPU و 128 گرافیک!)به سلامتی پارسیکس رو پاک کردم و کوبونتو رو ریختم!از اون موقع ضد حال شروع شد!هنگهای پیاپی-کندی سرعت-کرشهای بی دلیل و … .بعد از ۳ ماه هم CPU ام رو سوزوند ![]()
خلاصه CPU رو عوض کردم و اوبونتو ۷/۱۰ رو ریختم.نمیدونم شاید ربطی نداشته باشه اما یک سال برام عین ساعت کار کرد ![]()
توی کی دی ای که بودم همه چیز به هم ریخته بود!اصلا نمیدونستم باید چی کار کنم!اما توی گنوم هر چی که هست سر جای خودشه!درست میدونم باید چی کار کنم!
دلم پره از دست کی دی ای!یه روز حسابشو می رسم
——————–
مهرداد:
=)) آخی، عجب سرگذشتی داشتی
من کی به داشتنه باگ افتخار کردم!؟ :-/ (ملت هم چه برداشتها میکننا!)
برجسته ترين امتياز kde به قول يكي از بچه ها يكپارچگي اونه. گنوم در عين سادگي جذابه اما نظم و منطقي كه تو طراحيش داره به كا دي اي نميرسه، نمي دونم، kde به نظر مجتمع تره (با همه اينا،حالا كه مساله حيثيتيه، من بازم گنوم رو دوست تر ميدارم
)
ضمنا يك نفر گفته بود gtk شيء گرا نيست. بايد بگم شيء گرايي يك «رويكرد» در برنامه نويسيه و الزاما به مفاهيمي مثل class وابسته نيست. با كمي استعداد به خرج دادن، ميشه سي رو بصورت oop نوشت، البته cpp با مفاهيمي كه داره اين كار رو خيلي ساده تر كرده. كساني هم كه GTK رو نوشتن، يه نگرش شيء گرا تو كارشون داشتن.
1+++++++
يك پيشنهاد براي choqok دارم. توي description بسته حتما اين بيت زيبا رو با لهجه مشدي قيد كنيد:
با پلخمون نگاهت چغوك دلم زدي ناز شستتو برم با اين پلخمون زدنت
به به
————————–
مهرداد:
=)))))))))))))))
ایدهی خوبیه، حیف من پکیجش نمیکنم :-/
آقا جان اختلاف ننداز در امت واحد نرم افزار آزاد به رهبری قائدنا ریچارد استالمن! اسمایلی بچه بسیجی خفن :دی
——————–
مهرداد:
آقا ما تسلیم!
سلام
اگر در گنوم واقعاً کاری برای انجام دادن وجود ندارد پس چرا باید شرکتهای بزرگی چون گوگل و موتورولا حامی آن بشوند؟!
متشکرم
————————-
مهرداد:
خوب دیگه! اونا هم دیدن خرجی نداره، گفتن اسپانسر بشن ![]()
عجب اصفهانیهایی هستنا!
انشا اله به امید روزی که KDE پایدار بشه !!!!!!!!!!!!
[...] پیرو مطلبی که در مورد KDE نوشته [...]
من اولین بار ۴ سال پیش گنوم رو دیدم یعنی رد هت داشتم که گنوم و کا دی ای داشت اول با گنوم کار میکردم بعد اتفاقی کا دی ای نصب کردم و به نظرم خیلی قشنگ تر اومد برای همین بیشتر با اون کار میکردم ولی بعدش به خاطر اینکه دانشگاه شهرستان قبول شدم و کل ترم اونجا بودم نتونستم با لینوکس کار کنم تا پارسال که دوباره اوبنتو نصب کردم.
من کاربر حرفه ای لینوکس نیستم ولی تنها فرقی که بعد از سه سال توی گنوم دیدم این بود که یکم نارنجی تر شده !!!!
ولی وقتی تابستون امسال کا دی ای ۴ رو نصب کردم واقعا شوکه شدم !! اصلا با چیزی که من قبلا دیده بودم قابل مقایسه نبود
الان هم چند ماه که کاربر ثابت کا دی ایم :دی خیلی حال میده
من بگم ؟ من بگم ؟ نه گنوم نه کی دی ای , Only XFCE
![]()
من از قابلیت های هر دو استفاده می کنم ، هم سادگی و پایداری گنوم رو عشق است و هم کارایی کی دی ای
دعوا هم نداره . البته مهرداد جان ، تو از دید یه برنامه نویس که با توسعه دهنده های کی دی ای در ارتباط هست نظرتو گفتی و هر کس با توجه به سلیقه و طرز فکر خودش ، منم به عنوان یه کاربر مبتدی و ساده باید بگم با گنوم بیشتر کار می کنم تا کی دی ای
گنوم.
گنوم
گنوم.
ببخشید مث اینکه دعواتون رفاقتی بود.
ولی فقط گنوم حالم از کا دی ای به هم میخوره.
شما هم بشینین تا باگاش برطرف بشه. یه خورده هم جمع و جور بشه.
راستی دوستان ایمیلمو گزاشتم.
من تا حالا زباناهی مایکروسافتی زیاد کار کردم؟(اشتباه محض بود)
میخوام کیوت کار کنم. ولی هیچ رقمه نمیتونم استارتشو بزنم. شروع کنم تمومه. میتونم پیش برم. ولی خداییش درک اولیه ای ازش ندارم گیج شدم. نمیتونم واسه یه فشار دادن یه دکمه یه ایونت بنویسم.
c++هم کار کردمن ولی نه ویژال.
دوستان اگه کسی میتونه کیوت کمکم کنه یه ندایی بده ما رو از این فلاکت بیاره بیرون.
گنوم
گنوم
گنوم
گنوم
ژانویه 15, 2009 در 1:46 ق.ظ.
خوشمان آمد
مهرداد چند وقتیه که اکتیو شدی ! مثل نقل و نبات پست می زنی :دی
باید برای رو کم کنی هم که شده این روزه یه دستی به وبلاگم بکشم….
پست باحالی بود . خاری باشد در چشم دوستان گنومی :پی