Posted by: Mehrdad on: می 27, 2009
بعد از مهاجرت از توزیع پارسیکس به کوبونتو، مدت زیادی بود که توزیع دیگهای تست نکرده بودم، یعنی دلیلی هم نداشتم، تا اینکه از مدتی پیش در مورد آرچلینوکس میشنیدم، یک توزیع نسبتا جدید (از سال ۲۰۰۲ شروع شده) با یک سیستم مدیریت بستههای خاص و جدید! و یک رویکرد جدید.

چیزی که زیاد در موردش میشنیدم همین جملهی تیتر بود، توزیعی که برنامهنویسان انتخاب و استفاده میکنند، و اینش شاید مهمترین دلیلی بود که ببینم چیه!؟
خوب بعد از نسخهی جدید کوبونتو که با کارت گرافیک من(Intel) مشکل ناجوری داره، سرعت خیلی پایینه! مخصوصا توی ویرایشگرهای KDE یعنی Kate و KDevelop گفتم یه تستی بکنیم این بابا رو.
چند روز پیشا از لینوکسشاپ گرفتم دیسکش رو و نصبیدم.
این پست هم صرفا یک بررسی، و توضیح در مورد این توزیع است، که دوستانی که شنیدن نصب کردم، خواستن بنویسم. و من مثل همیشه به هیچ کس توصیه نمیکنم از چی استفاده کنه! شاید این توزیع برای من در حال حاضر بهترین گزینه باشه! شاید برای شما نباشه!
و خیلی از ما با تغییر مشکل داریم! اما گاهی اوقات از نتیجهاش لذت میبریم! و میبینیم که برعکس تبلیغات بعضیها میتونه خیلی هم خوب باشه!
به تعریف خودشون (از ویکی پدیا) :
آرچلینوکس (یا آرچ) یک توزیع لینوکس است که با هدف سبک بودن و ساده بودن ساخته شده است. رویکرد طراحی تیم توسعه بر روی “سادگی”، ظرافت، صحت کد و کوچک بودن آن گذاشته شده است. «سادگی» بر مبنای تعریف آرچ، «… فاقد افزونهها، تغییرات و پیچیدگیهای غیرضروری بودن …» است. و از دیدگاه توسعهدهنده/برنامهنویس تعریف میشود نه از دیدگاه کاربر.
آره، نکتهی جالب ماجرا جملهی آخر هست! امروزه خیلی از توزیعها با هدف سادگی میان جلو! اما با هدف سادگی برای کاربران دسکتاپ/کاربران نهایی/کاربران ساده. اما این توزیع با هدف سادگی از دیدگاه برنامهنویس اومده. پس شاید بشه گفت «برنامهنویسان برای برنامهنویسان»
خوب مقداری دیگه از این دست تعاریف و مطالب هست که قبلا با همکاری دوستان از ویکیپدیای انگلیسی ترجمه شده و در صفحهی ویکیپدیا فارسی این برنامه هست! مطالعه کنید.[۱]
اما نکتهی جالبی که باید ذکر کنم اینه که اینکه میگیم برای برنامهنویس دلیل نمیشه که مثلا مثل جنتو لازم باشه که همهی بسته ها کامپایل بشن! نه:
آرچ بطور گستردهای برپایهی بستههای دودویی است. بستههای دودویی در این توزیع با هدف معماریهای i686 و x86-64 ساخته میشوند، تا سیستم مدرن بهینهای را بسازند.
اما جالبتر اینه که ابزاری برای سادهسازی کامپایل هم وجود داره!
همونطور که میگن این توزیع یک توزیع مینیمال است، و بدون تنظمیات پیش گزیده میاد، دقیقا همینطوره! دیسکی که من گرفتم و نصب کردم فقط هستهی لینوکس بعلاوهی یه مشت برنامههای اولیهی مورد نیاز رو داشت/نصب کرد!
بعد از اون هم هر برنامهای از جمله Xorg که نصب کردم نیاز بود تنظمیاتش رو خودم انجام بدم! (البته نکتهی جالب ماجرا اینه که فایلهای تنظیمات کاملا حاشیه نویسی شده هستند، بسیار ساده هستند، مستندات خوبی در ویکی پروژه موجود است. یعنی فقط میخواد بدونی چیو میخوای تنظیم کنی، بازش که بکنی توش نوشته چیکار کنی برای کجا)
یا مثلا هیچ سرویسی غیر از شبکه و log سیستم و crond بطور پیشفرض فعال نبودن، هرچی که آدم میخواد خودش میره فعال میکنه (نحوهی فعال کردنش خیلی سادهاست اون پایین نوشتم!)
حالا این آرچ چه تفاوتی با دبیان خودمون داره؟
آرچ از یک سیستم مدیریت بستهی مخصوص به نام pacman که مخفف package manager است، استفاده میکند! که اینم ابزار جالبیه!
نصب نرمافزار با این برنامه: pacman -S kde
زمان نصب توزیع میشه تنظیم کرد که از دیسک نصب کنه یا از ftp که در حالت دوم میشه توی لیست بستهها احتیاجاتش رو آدم تیک بزنه تا همونا نصب بشن! یا اینکه بعد از نصب با دستور بالا کل دسکتاپ kde رو نصب کنه!
چارچوب راهاندازی(Init Framework) این توزیع یک سیستم نسبتا جدید شبیه به سیستم BSD با الهاماتی از سطوح اجرایی(RunLevels) سیستم V است.
توی دبیان برای هر سطح اجرایی یا همون RunLevel ها، یک پوشهای وجود داره که اینا شامل یه مشت لینک به اسکریپتهای اجرا کردن سرویسها است! اما برای مثال اینجا یک فایل /etc/rc.conf داریم، که توش اینطوری مشخص میکنیم که چه سرویسهایی اجرا بشن و کیا نشن:
DAEMONS=(!pcspkr !snd-pcsp syslog-ng netfs crond b43 hal wicd alsa snd-pcm snd-hda-intel kdm)
همینطور توی این فایل یک بخشی هست برای شبکه، که مشخص میکنه چه اینترفیسهایی چطوری تنظیم میشن:
eth0="dhcp"
INTERFACES=(eth0)
و یه تعداد تنظیمات دیگه که توی دبیان جاهای مختلف هستند همینجا تنظیم میشن! و تنظیمات دیگهای که جاهای دیگه…
یکی از مزیتهای اوبونتو نسبت به دیگر توزیعها جامعهی کاربری فعال است! که این مزیت رو آرچ هم داره! و جالبه که جامعهی کاربرانش، مستنداتش و فرومش به میزان خوبی فعال و پر است! (خبر انتشار چغوک یا بیلبو رو که میزنم قبل از کوبونتو برای آرچ پکیجش آماده میشه که شایدم دلیلش سادهتر بودن کار هست)
نکتهای که توی پکیجهای آرچ برای برنامهنویسها جالب هست، اینه که سیاستهای عجیب غریب دبیان رو نداره! مثلا یک پکیج qt وجود داره، که بعد از نصبش علاوه بر کتابخونهها، headerفایلها و حتی QtDesigner هم نصبه! (اول کار که نصبیدم کلی دنبال پکیج qt-dev گشتم، بعد که رفتم توی کانالش گفتم اینو میخوام گفتن با qt نصب شده، این پکیج فقط یه مشت header فایله، هیچ دلیلی نیست مثل دبیان جداش کنیم! که من بسی مشعوف شدم از این رویکرد
)
البته خوب هدف متفاوته دیگه! هیچ کس از آرچ برای سرور استفاده نمیکنه! و شاید این یکی از دلایل محبوبیت این توزیع بین برنامهنویسهاس، کسانی که علاقه و حوصلهی درگیری با مسائل نسبتا پیچیدهی مدیریت سیستم ندارن، کار خیلی ساده تر و روان تر طراحی شده.
اینم جملهای از جناب گریفن مدیر کنونی پروژه:
Relying on complex tools to manage and build your system is going to hurt the end users. [...] “If you try to hide the complexity of the system, you’ll end up with a more complex system”. Layers of abstraction that serve to hide internals are never a good thing. Instead, the internals should be designed in a way such that they NEED no hiding.
گفتم آرچ به سادگی توجه داره! اما این سادگی به معنی ساختن ابزارهای اصطلاحا گرافیکی برای تنظیمات سیستم نیست! مثلا برنامهی pacman هیچ واسط گرافیکی رسمیای نداره! (البته واسطهای خوبی برای هر دو دسکتاپ توسط کاربران ساخته شده!) اما در عوض همون رابط خط فرمانیش خیلی ساده و خوش دسته!
این توزیع از نظر سرعت و پایداری هم وضع خوبی داره! الان که من تا دکمهی روشن سیستم رو میزنم تا به خودم میگردم میبینم kdm میگه پسورد رو بده!؟
اون سیستم ABS که گفتیم این امکان رو به کاربر میده که کل سیستم رو از نو کامپایل و نصب کنه! و امکان تعیین سویچها برای بهینه سازی رو هم داره! کلا سادهتر از نصب از سورس معمولیه. (البته هنوز اینکار رو نکردم! فقط شنیدم!)
در پایان باید بگم دیروز پریروزا که میگشتم یک جایی یک دیسک غیر رسمی از آرچ به همراه دسکتاپ هم دیدم! یعنی بطور غیر رسمی پیدا میشه که یک دیسک رو تا تهش پر کرده باشن! مثل دیسک خودشون فقط ۳۰۰ مگابایت نباشه!
والا هیچ عکسی ندارم که بزارم بگم دسکتاپ آرچ اینه، چون اصلا دسکتاپ نداشت
به نظرم برای استفاده این چند خط پایانی رو هم بخونین:
کسانی که با کار کردن با خط فرمان مشکلی ندارند! کسانی که اینترنت دارند. که توصیه میکنم دنبال دیسکش نرین! اون بستهی کم حجم ftp رو بگیرین، و از سرور نصب کنین! برای من بدون kde حدود ۵۰۰ مگابایت دانلود شده! (kde رو خودم کامپایل کردم!)
کسانی که یک آشنایی اولیهای با سیستم لینوکس دارند! و علاقهای به درگیری و یادگیری سیستمهای دبیان یا ردهت ندارند، و میخوان سیستمی هرچه بهینهتر، پایدارتر، راحتتر، سریعتر و بروزتر داشتهباشند.
و همینطور کسانی که یک سیستم ساده و کوچیک میخوان، توی ویکی پروژه یک صفحه هست که لیست برنامههای کوچک در زمینههای مختلف رو گذاشته!
و البته! انگلیسی! چون فکر کنم این توزیع کاربر فارسی زبان کم داشته باشه (من که تابحال از کسی نشنیدم استفاده کنه)! و مستندات فارسی وجود نداره!
——————-
[۱] اون صفحهی ویکیپدیا که دیدین، طی یک برنامهی دستهجمعی که با چند نفر از دوستان راه انداختیم هر چند وقتی یک صفحهی مفید گنو/لینوکسی در ویکیپدیا رو دستهجمعی ترجمه میکنیم! حقیقتا زبان فارسی در ویکیپدیا زبان ضعیفیست، مستندات کمی داره، و مخصوصا دربارهی نرمافزارهای آزاد/متنباز.
فعلا یک گروه در Identi.ca ساختم که دوستانی که میخوان همکاری کنن عضو بشن، و هر وقت کسی تصمیم گرفت یک صفحه رو ترجمه کنیم، همونجا اعلام کنه، و هرکس وقت داشت مقداری از صفحه حتی یک پاراگراف رو برعهده بگیره، تا سریع ترجمه کنیم! و روی یک نفر فشار نیاد. بالاخره همهی افراد مشغلهی خودشون رو دارن، اما هر نفر ممکنه بتونه در یک روز ۱۰ دقیقه یا نیم ساعت برای اینکار بذاره!
پ.ن: افشین فلاطونی از دوستان فعال مشهدی ما که در جمع ما به آقای اوپنآفیس معروف شده به تازگی با چند نفر دیگه از دوستان تصمیم گرفتن که کتابی دربارهی OpenOffice Writer را ترجمه کنن به فارسی! که حرکت جالبیست!
اینجا پستی در مورد کاری که تا بحال شده نوشتهاند، ترجمهی اون کتاب که فکر کنم یک کتاب رسمی باشه، روی ویکی خود اوپنآفیس انجام میشه!
دوستانی که علاقهمند هستند، و وقتش رو دارند که در این زمینه کمک کنند، هم همونجا با ایشون هماهنگ کنن! حتی مرور یک متن ترجمه شده، و غلط گیری اون کمکی در اون کار است!
=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger
سلام دوست عزیز
تازه با وبلاگ شما آشنا شدم و این اولین مطلبیه که خوندم. نحوه معرفیتون خیلی جالبه و خواننده براحتی قادر به حضمش هست ![]()
من بعد از مدتی که توزیعهای مختلفی رو آزمایش کردم به این نتیجه رسیدم که در حال حاضر ubuntu بهترین گزینه برای منه و همین امروز بعد از مدتها از Debian به Ubuntu مهاجرت کردم و محیط فعلیمو خیلی بیشتر از دبیان میسندم چون کارها توی دبیان بر خلاف اونچه که گفته میشه خیلی مشکل شده! یه زمانی ردهت استفاده میکردم و واقعاْ از کار کردن باهاش لذت میبردم ولی چون از حالت رایگان دراومد دیگه نرفتم سراغش چون بنظرم آپدیت بودن سیستم خیلی مهمه!
متاسفانه انجام کارهای ساده توی دبیان با مشکلات فراوانی همراهه در صورتیکه نسخههای تحت دبیان با بهینهسازیهایی که روشون انجام شده، دیگه اون مشکلاتو ندارن ![]()
توزیع آرچ هم برای بنده نمیتونه مناسب باشه چون من یه کاربر مصرف کنندهام و اطلاعات برنامهنویسی ندارم. اما خوشحالم که این مطلب رو تا آخر خونده و با نوع تفکر جدیدی در میان برنامهنویسان مواجه شدم
واقعا عالی بود.
گاهی به وبلاگ من هم سر بزنید.
http://open-document.blogspot.com/2009/05/linuxirani-edit.html
اگه خواهان یک سیستم پایدار و کاستوم شده و باحال هستید به شما توصیه میکنم جنتو رو هم امتحان کنید…
سلام
مطلب جالبی بود. راستش رو بخوای من حدود ۱ سال با Arch کار کردم. خیلی هم ازش راضی بودم ولی وقتی اومدم سر کار جدیدم دیدم که دیگه نمیتونم باهاش کار کنم چون بعضی وقتها باید کلی وقت میذاشتم برای سر و کله زدن با بعضی مشکلات که البته تعدادشون زیاد نبود، مثلا هنوز Xorg 1.7 رسما منتشر نشده بود که آوردنش توی مخازن اصلی که پدر من یکی رو که اساسی درآورد. بعدش هم که بعضی بسته هایی که لازم داشتم رو نداشت یا نسخه اش پایدار نبود مثلا Kmail به خاطر اینکه cyrus-ssl با پشتیبانی از NTLM کامپایل نشده بود نمیتونست با Exchange کار کنه یا مثلا twinkle که برای SIP Phone لازم داشتم خیلی ناپایدار بود. فعلا مهاجرت کردم به Fedora 11 که به نحو عجیبی خوب از آب در اومده و فکر کنم تا حالا بهترین توزیع رومیزی ای بوده که استفاده کردم. البته واقعا Arch یک توزیع بی نظیره بخصوص با وجود ABS. حالش رو ببر
————
مهرداد:
ممنون،
آره این مشکلی که میگی نسبتا برای من پیش اومد، اینکه GCC 4.4 توی مخازن بود، و یکی از برنامههای حیاتیم با این نسخه مشکل داشتن، نتیجتا مجبور شدم برای فعلا به کوبونتو برگردم
می 28, 2009 روی 7:54 ق.ظ
سلام.
مطلب مفیدی بود.
از حمایتت هم برای ترجمه کتاب، سپاسگزارم.