نوشتهشده به وسیلهی: Mehrdad در: آگوست 2, 2009
۲ سال پیش به نقل از دکتر حسابی نوشتم: (طبق این، این سخن مال دکتر پاپلی یزدی است!)
«روزی در آخر ساعت درس، یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سوالی مطرح کرد: استاد شما از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب مطلبی فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم، من به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد.»
یادمه توی مدارس، همیشه اروپاییها رو مسخره میکردن که وقتی شما توی قرون وسطی و اینا بودین جهان اسلام تو کار علم و طب و اینا بود! و البته یه مشت توهمات هم به خورد بچهها میدادن که هنوز کتابهای ابن سینا توی دانشگاههای اروپا تدریس میشه و اینا!
والا برا ما که هیچوقت این توهمات قابل قبول نبود، از بقیهی بچهها خبر ندارم، همیشه هم گیر میدادیم که خوب این حرف درسته! اون زمان، ما[۱] خیلی کارمون درست بود! اما الان هم آیا مثل همون موقع هستیم ما یا نه!؟
اما به گفتهی دکتر ما جهان سومی بودیم!
خدا بیامرزدت دکتر، نیستی ببینی ما جهان سومی هم نیستیم! ما هنوز توی قرون وسطی سیر میکنیم! هنوز دادگاههای تفتیش عقاید برگزار میکنیم، کلی آدم رو صرفا بخاطر اینکه فکر میکنن، و ما با فکر اونا موافق نیستیم حبس میکنیم، و دست آخر به یاد گالیله، افرادی رو زیر شکنجه، وادار میکنیم که بگن روز سیاهه! به سیاهی افکار ما!
خوبه که تلویزیون حداقل تصویرشون رو پخش کرد، که کسی نتونه حاشا کنه که اینا شکنجه شدن!
و جالبتر از همه اینه که میگن آقای ابطحی گفته که طبق تحقیقاتی که کردم به این نتیجه رسیدم که تقلبی صورت نگرفته! (کاری به صورت گرفتن یا نگرفتن که نداشته باشیم) یکی نیست بپرسه «این تحقیقات رو کجا انجام دادین!؟ توی انفرادی!؟ نکنه اونجا اینترنت هم داشتی ناقلا!؟»
من + میلیونها ایرانی و غیر ایرانی که روی این کرهی «گرد» که اصلانم مرکز جهان نیست، زندگی میکنیم، کل قرون وسطی رو محکوم میکنیم! از حبس کردن افراد به جرم اندیشیدن و حرف زدن، تا دادگاههای غیر قانونی قرون وسطییی!
———-
[۱] ما کجا بودیم عموجان!؟ اجداد ما! چرا به خودمون میچسبونیم!؟ هیچکس رو بخاطر خوبی/بدی اجدادش جایزه/شکنجه نمیدن! (شایدم توی قرون وسطی دادن!)
این گفته از دکتر حسابی نیست. از پروفسور پاپلی یزدی است!
http://arsin.wordpress.com/2008/01/18/underdevelopecountry/
خوشبختانه ایشون هنوز زندهاند چند ماه پیش یزد بودند و در خدمتشون بودم و بهره بردیم.
———
اوه!
چه بد! اصلا یادم نمیاد این رو اون زمان از کجا پیدا کردم ![]()
تصحیح شد! ممنون
این لینک را هم توی ویکیگفتاورد پیدا کردم: http://fa.wikiquote.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C
اما در مورد نوشتهات باید گفت هیچ قومی تغییر نمیکنند مگر آنکه خود بخواهند. واقعیت اینه که تنبلی کردیم، پدرانمان.
باید تلاش کرد، پیش رفت. از واقعیت و راستی نترسید. از خوبی و توان دیگران نترسید. باید خواند و خواند. باید مطالعه کرد و عادت کرد به فکر کردن. به پرسیدن و به نقد کردن. به آزاد بودن در اندیشه و عمل.
ما میتوانیم. باشد فرزندان فرزندانمان این سوال بالا را نپرسند از خودشان.
من اگر بنشینم، تو اگر بنشیینی، چه کسی برخیزد؟
با سلام
حرف تو درسته اما من میگم تبلیغات خیلی قدرتمندتر از حرف و راه درسته .
یک اتفاق میافته ۱۰۰۰ نفر اونجا هستن و واقعیت رو میبینن .
بعدش یک قدرت تبلیغاتی میاد و اون اتفاق رو اونطوری که نبوده نشون میده و ۱۰۰ نفر از اون هزار نفر رو هم به هر طریقی راضی میکنه که حرفش رو به عنوان شاهد تایید کنن. هر روز و هر روز به مدت ۵۰ سال این دروغ رو تبلیغ میگنه اونم در یک حجم میلیونی .
حالا اتقاقی که میافته چیه ؟ یک دروغ جای یک واقعیت رو میگیره و از اون به بعد اون واقعیت میشه و هر کسی خلاف اون بگه میشه دروغگو .
از نظر من این مثال جامعهی ما و دنیایی است که توش هستیم .
یا علی
اين سخن از دكتر حسابي نيست؟ پس چطور از قول ايشون نقل كرده بودن؟
آگوست 2, 2009 در 10:56 ب.ظ
فاتحه کشور رو باید رسما خوند! ابطحی بارها تاکید میکنه که بازجوها آدمای مودبی بودن! و این مسخره ترین حرفیه که میتوستم تو عمرم بشنوم! آدمای مودب! بازجوی مودب:) کلا هتل بوده. اما هتل نبوده. ها ها. بیچاره مردمی که این حرفا باورشون میشه
آگوست 2, 2009 در 11:31 ب.ظ
آره! گویا اینترنت هم داشته!