MGroup

جهان سوم کجاست؟

Posted on: سپتامبر 3, 2007

دکتر م�مود �سابی

امروز بعد از مدتها که تو خونه ی ما روزنامه ای دیده نشده بود! سر و کله یه روزنامه! از نوع خراسان پیدا شد!(به تاریخ ۲شنبه ۱۲شهریور)

به مناسبت سالگرد درگذشت پروفسور حسابی (خدای فیزیک ایران) یه ویژه نامه داشت!

وقتی اومدم خونه اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد مطلبی با نام «جهان سومی هستیم چرا؟» توی صفحه آخر ویژه نامه بود!

توی مطلب یه خورده در مورد استاد حسابی خدای فیزیک ایران نوشته بود:

استاد حسابی تعریف می کنه: (این خاطره مال دکتر پاپلی یزدی است، و به اشتباه همه جا به نام دکتر حسابی منتشر شده!)

«روزی در آخر ساعت درس، یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سوالی مطرح کرد: استاد شما از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب مطلبی فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم، من به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد.»

این مطلب رو که خوندم یاد زندگی نامه استاد افتادم!

فرصت رو غنیمت شمردم و گفتم بد نیست کتاب « استاد عشق »(نویسنده: ایرج حسابی (پسر استاد حسابی)) که زندگی نامه استاد هست رو معرفی کنم تا هر کی نخونده بره بخونه! 😀

پارسال یه شب که رفته بودم اتاق بچه های هشتاد و یکی مون حدود ساعت ۱۱ که خیلی خسته بودم و می خواستم برگردم اتاق که بخوابم یکی از بچه ها (مهران فرشادمهر) خوندن این کتاب رو به من پیشنهاد کرد. و خودش کتاب رو به من داد!

برگشتم اتاق و تصمیم داشتم بخوابم!

خوب، کتاب رو باز کردم که یه خورده بخونم و بعد بخوابم!

ولی اون شب حدود ساعت ۴ صبح بعد از تموم شدن کتاب خوابیدم 😀
خیلی قشنگ بود!

یادمه صبح روز بعد تمام کتاب رو برای هم اتاقی هام تعریف کردم!!!

یکی از قسمت های جالب زندگی ایشون (برای من اکثرش جالب بود!) زمانی است که بعد از یکسال کار روی طرحشون توی دم و دستگاه انیشتین برای خودش جایی باز می کنه و می تونه بهترین زندگی رو برای خودش داشته باشه!

ولی می گه: یه روز که داشتم قدم می زدم با خودم فکر کردم من این علم رو برای خدمت به مملکتم بدست آوردم پس باید برگردم ایران!

خوب ایشون برگشت ایران مدتی زیادی دنبال کار می گشت ولی چیزی نیافت! وقتی که (تقریبا می شه گفت) پولش تموم شده بود، یکی از آشنایان خانوادگی شون می فرستنش پیش وزیر راه بعنوان مهندس عمران (خوب همه می دونن که استاد سه، چهار تا مهندسی(مهندسی برق، عمران، معدن و …) و یه دکترا(فیزیک) داشته!)

خوب؛ ایشون می ره پیش وزیر راه اون هم نقشه برداری راه بندر لنگه به بوشهر رو به استاد سپرد! و یه پولی بعنوان خرجی به استاد می ده!

استاد به سمت بندرعباس راه میوفته و توی قم وزیر کشور رو می بینه! و در مورد ماموریتش با ایشون صحبت می کنه!

وزیر کشور که استاد رو می شناخته و سطح شعورش بالاتر از وزیر راه بوده! می فهمه که وزیر راه استاد رو پی نخود سیاه فرستاده!!!!!!!!!!!

و به استاد می گه با این پول تا بندر نمی رسی کو تا خرج های دیگه ی این کار! بی خیال شو! ولی استاد که مصمم بوده این کار رو انجام بده بی خیال نمی شه و با اصرار استاد حسابی برای انجام این کار وزیر کشور مقدار زیادی پول بعلاوه چند نفر کمکی بهمراه استاد می فرسته!

بعد از ۲ سال استاد با نقشه هایی که کشیده بوده پیش وزیر راه بر می گرده! وقتی نقشه رو روی میز وزیر می ذاره وزیر یه نگاهی می کنه به نقشه و به استاد و می گه بعد از ۲ سال برگشتی و این نقاشی ها رو تحویل من می دی! (فکر کنم وزیر مذکور سیکلشم ناقص بوده :D)

استاد حدود سن چهل، پنجاه سالگی تصمیم می گیره زبان آلمانی یاد بگیره! (البته قبل از اون به انگلیسی، فرانسوی، عربی و فارسی تسلط کامل داشته! بعلاوه چند زبون دیگه که بلد بوده ولی مسلط نبوده) –خلاصه

ایشون با یکی از اساتید ادبیات آلمانی نامه نگاری داشته، استاد ادبیات آلمانی می گه زمان خوندن نامه های دکتر حسابی یه فرهنگ لغت آلمانی هم کنار می ذارم چون معنی تعدادی از لغاتی که استاد توی نامه استفاده کرده رو نمی دونم!!!! (فکر کن استاد ادبیات آلمانی! فرهنگ واژگانش از یه ایرانی که در میانسالی آلمانی رو یاد گرفته کمتر واژه داره!!!!!!!!!!! )

مطالعه بقیه ماجرا های استاد رو به خودتون واگذار می کنم!!

برای مطالعه یه بیوگرافی مختصر به صفحه ویکیپدیا در مورد استاد مراجعه کنید!

مطالعه کتاب «استاد عشق» رو هم به همه توصیه می کنم!

احتمالا اشتباهات کوچکی توی مطالب باشه که از یه سال پیش تا حالا یادم رفته و الان هم به کتاب دسترسی ندارم…(ببخشید! حافظه ام بیش از این یاری نمی کنه!)

Advertisements

5 پاسخ to "جهان سوم کجاست؟"

مطالعه کتب مفید و جالب و انتشار گزیده ای از آن کار بسیار ارزشمندی است که شما انجام داده اید.
من که برایم جالب و مفید بود و امیدوارم به این کار ادامه دهید. در تقویت وبلاگ شما هم بسیار موثر است.
با تشکر

از توجه شما به معلمین و ساعیان سریلندی های علمی کشورمان سپاسگزاریم.

خانواده و همیاران پروفسورحسابی

روحت شاد پروفسور حسابی . راست گفتی .

[…] ۲ سال پیش به نقل از دکتر حسابی نوشتم: (طبق این، این سخن مال دکتر پاپلی یزدی است!) «روزی در آخر ساعت درس، یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سوالی مطرح کرد: استاد شما از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب مطلبی فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم، من به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد.» […]

این خاطره مال دکتر پاپلی یزدی هستش نه دکتر حسابی ! خیلی عجیبه که مدام هم به نام دکتر حسابی تکرار میشه!!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


توجه: برای رفع مشکلات لینوکسی خود به یکی از انجمنهای اینترنتی مراجعه کنید! اینجا به هیچ وجه برای رفع مشکلات لینوکسی شما مناسب نیست!
تبادل لینک نداریم! لطفا سوال نفرمایید ما به هرکس بخوایم لینک می‌دیم، هرکس هم خواست به اینجا لینک بده! :)

Kategories

بایگانی

وضعیت بلاگ

  • 110,400 بازدید

مجوز انتشار:

تمامی مطالب و مقالات این بلاگ تحت مجوز GNU FDL قرار دارند. بنابراین کپی و ایجاد تغییر در آنها مطابق شرایط این مجوز آزاد می‌باشد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: