MGroup

چرا باید نرم افزاری که با کلی زحمت نوشتم رو به صورت open source منتشر کنم؟

Posted on: آوریل 7, 2009

امروز نامه‌ای دریافت کردم از دوستی ندیده، که از من خواسته بود کمکش کنم.

با این سر فصل: «من مدتیه که سر دوراهی انتخاب مجوز و آینده شغلیم گیر کردم و نظراتی دارم که می خوام شما بخونید و اگه می تونید منو راهنمایی کنید، فقط خواهش می کنم دلایل قانع کننده بیارید چون من یه مخالف لینوکس نیستم و اتفاقا خیلی ازش خوشم می یاد.»

با هماهنگی ایشون، قرار شد مطلب رو اینجا بزارم، تا شاید دوستان مطلع دیگه‌ای هم در این بحث شرکت کنن، و به هر حال با تعداد عقل و تجربه‌ی بیشتری در موردش صحبت کنیم! (در هر صورت ادامه‌ی بحث در قسمت نظرات خواهد بود!)

اولش می‌خواستم مستقیم به دیگری ارجاع بدم، چون فکر نمیکنم اطلاعاتم و نظراتم قانع‌کننده باشه، همونطور که ایشون خواسته بودن دلایل قانع کننده! (البته به نظر من این درخواستشون غیر منطقی بود! چون حرفی که من می‌زنم به نظر خودم منطقیه! اما ممکنه به نظر خیلی‌ها غیرمنطقی باشه!)

اما وقتی شروع کردم، دیدم داره جالب می‌شه پس تصمیم گرفتم یه چیزایی بنویسم، و نتیجه‌اش رو اینجا بزارم، البته اکثرا نظرات شخصیه منه، و تجربیات شخصی من! و هیچ سندیتی نداره😀

***

عکس از اینجا

در درجه‌ی اول اطلاعات و دانش خودم رو در حدی که کمک زیادی به شما بکنه نمی‌بینم، ولی در حد اطلاعاتم و از دید یک برنامه‌نویس سعی میکنم کمک کنم.

«هنوز متوجه نشدم که چرا باید نرم افزاری که باکلی زحمت نوشته می شه به صورت open source منتشر بشه ، با این که این قوانین به ما اجازه می ده تا نرم افزار رو بفروشیم ولی مگه حداکثر چند تا از اون نرم افزار رو می تونیم بفروشیم؟ چون با وجود اینترنت کپی های مختلفی از اون بلافاصله همه جا پخش می شه، …»

فکر کنم جواب‌هایی برای این سوال دارم،

اول در مورد اینترنت: خوب اون اینترنت برای نرم‌افزارهای انحصاری هم وجود داره، همونطور که الان توی ایران و خیلی کشورها، ما خیلی راحت به نسخه‌ی‌های کرک‌شده‌ی برنامه‌ها دسترسی داریم! پس این مشکل برای هر دو هست!

این پست دوست خوبم جناب غانم‌زاده هم می‌تونه جوابی برای این سوال باشه! و به مرور تا آخر مطلب جوابهای دیگه‌ای هم پیدا می‌کنین.😉

«یعنی من هنوز نمی دونم چه طوری میشه با open source بودن پول در آورد،»

همون دوستم مطالب زیادی در اینباره نوشته‌اند، و گفته‌اند! که فکر می‌کنم تکرارشون اینجا جالب نباشه! وبلاگشون رو مرور کنید! و البته: گوگل دوست ماست! مطالب زیادی در این زمینه، مخصوصا انگلیسی(اگر انگلیسیتون ضعیفه، توصیه می‌کنم قبل از هرکاری روش کار کنین) وجود داره!
اینجا هم ۱۲ مدلش رو آوردن!

«من اون مقاله ای که تو وبلاگ تون بود رو هم خوندم ( ریسک‌های تولید نرم افزارهای اختصاصی) و توش به یه تناقض بر خودم : اون بابایی که بازی خودشو به صورت free داده بود بیرون گفته بود که open source بودن باعث شده بود که کار فرمایان وقتی مهارت منو دیدن به من کلی کار پیشنهاد شد مثل کار تو sony و nVidia. یعنی من فقط با open source حالا یا free بودن نرم افزارم فقط مهارت خودم رو نشودن می دم تا بتونم برم یه شرکت که نرم افزارهای انحصاری و کد بسته بنویسم.»

اول اینکه همه‌ی شرکتها که نرم‌افزار انحصاری نمی‌نویسن، که شما میگین من متن‌باز بنویسم که یه شرکت استخدامم کنه، که برم کد انحصاری بنویسم!

توی ایران هم حتی شرکتهایی داریم که کاملا متن‌باز کار می‌کنن! یعنی سورس کد پروژه‌هایی که میسازن رو می‌تونین از اینترنت بگیرین!

خارج از ایران هم خیلی از شرکتهای بزرگ، حتی مایکروسافت (که اینقدر فحشش می‌دیم) بخشهای زیادی در زمینه‌ی متن‌باز دارن! و روی نرم‌افزارهای متن‌باز کار میکنن! که فکر می‌کنم در جریان اخبارشون باشین! پس اصلا اینطور نیست!

«حالا با فرض این که این نگرش هم درست باشه تو جامعه دو دره باز ایران تو یه روز اون کد به نام صد نفر میاد بیرون و هیچ کار فرمایی نمی فهمه که بالاخره این کد رو کی نوشته.»

به نظر من چیزی که ارزش داره کد نیست! بلکه دانش و توانایی اون هست، و برای یک کارفرمای درست حسابی کار سختی نیست فهمیدنش که کسی که ادعا می‌کنه یه کد رو نوشته می‌تونه باز هم مثلش رو بنویسه یا نه! بعلاوه اینکه هرکس که بخواد خیلی راحت می‌تونه بفهمه که اون رو کی نوشته! توی همون اینترنت! (اینم به نظرم من خیلی بدیهیه)
حتی شما اگر مطلبی رو از یه جا کپی کنین و توی بلاگی جایی بزارین به اسم خودتون! خیلی سریع همه می‌فهمن که کپی شده! و همه جا پخش میشه! باور ندارین؟ توی بلاگستان فارسی یه دوری بزنین!

«نکته ی دیگه ای که به ذهنم می رسه اینه که، گرچه این دنیایی که لینوکسی ها یا کسایی که free کار می کنن خیلی جذابه ولی ما نباید هر چی اونا می گن ترجمه کنیم و به خورد جامعه بدیم، اونا فرهنگ خودشونو دارن همون طور که می گین «لینوکس فقط یک سیستم عامل نیست بلکه یک فرهنگ است»، یعنی ما باید ببینیم تو جامعه ما چه طور باید با نرم افزار برخورد کرد تو جامعه ای که هر نرم افزاری که دلتون بخواد رو می تونید به قیمت یه cd خام بخرید، مثلا مقایسه بین open office و MS office که 5000 دلار فرق دارن اصلا فایده ای ندارده چون کسی این موضوع رو درک نمی کنه.»

خوب واقعیتها این نظر رو نقض می‌کنن، این واقعیت که کاربران و علاقه‌مندان نرم‌افزارهای آزاد رو به رشد هست! البته شاید به نظر ما برسه که خیلی کمه، اما به نسبت جهان چندان هم کم نیست! این روند همه جا همینطوره!
و اینکه مجانی بودن لینوکس دلیل استفاده‌ی ما ازش نیست! همونطور که شما گفتین، حداقل می‌شه گفت توی ایران اینطوره که مجانی بودن رو فقط می‌گیم، اما تاثیری نداره، نه روی من نه شما😉 پس باید فاکتورهای دیگه‌ای رو مد نظر قرار داد.
البته، ناگفته نماند، که مجانی بودنش اگرچه برای کاربر خانگی مثل من فرقی نداره، اما برای شرکتها و اداره‌جات داره، چون شرکتهای زیادی هستند که همون ویندوز که من و شما ۵۰۰ تومان می‌خریم، رو می‌رن نسخه‌ی اصلی می‌خرن، به دلایلی که لازم نیست اینجا بحث کنیم! و البته نرم‌افزارهای دیگه‌ای رو! من دوستان گرافیستی دارم که فتوشاپ و یه چی دیگه که الان اسمش یادم نیست رو خریدن! شخصی هم خریدن!

«اصلا چرا من که می خوام یه توسعه دهنده باشم باید برام مهم باشه که سیستم عامل لینوکس هست یا ویندوز و نسبت به این موضوع تعصب داشته باشم، من که نباید تو انتخاب سیستم عامل کاربر دخالت کنم، من باید بر اساس نیازها و شرایط بازار کار کنم.»

حرف جالبی زدین! کاملا موافقم! من و شما نباید به سیستم‌عامل وابسته باشیم! پس باز هم به نظرم متن‌باز می‌تونه کمک کنه! بخاطر کتابخانه‌ها و Frameworkهایی که وابسته به یک پلتفورم نیستن! و در مورد برنامه‌نویس، به نظر من برنامه‌نویس حتی نباید به یک زبان وابسته باشه! چه برسه به پلتفورم!

و در مورد خودم: اینکه من از گنو/لینوکس استفاده می‌کنم، بخاطر تعصب نیست، بخاطر امکاناتی هست که به من می‌ده، و بخاطر مسائل فنی هست! اگرچه فلسفه و آزاد بودنش بسیار برام مهمه، و موثر، ولی تنها دلیل نیست!

اما اینکه من چرا باید حاصل تلاشمو بدم بقیه استفاده کنن: در اصل به نظر من یه چیز شخصیه! و فایده‌اش خیلی بیشتر از ضررش هست! مخصوصا برای سیر کردن شکم!😉 جناب غانم‌زاده سالهاست که توی تجارته! اینجا از کمبود نیروی انسانی در اصفهان می‌ناله! وقتی شما یک پروژه‌ی آزاد خوب در رزومه‌ی کاری داشته باشین! خیلی سریع و راحت در یک شرکت خوب می‌تونین کار پیدا کنین!

اما جدای از این:

خوب بعضی‌ها (من داشتم دوستانی که اینطور بودن) یه ذره کد می‌نویسن، یه کاری می‌کنن، فکر می‌کنن خدا شدن! و اینطوری فکر میکنن که من چقدر زحمت کشیدم سر این چرا بدم بقیه استفاده کنن!؟ دوستی داشتم (ممکنه تعریف کرده باشم) یه کتابخونه‌ی متن‌باز(#C) رو گرفته بود، یه کارهایی کرده بود توش، و نتیجه‌اش رو می‌خواست توی پروژه‌اش بزاره، کلی دنبال قفل و بست بود واسش که کسی نتونه dllشو کپی کنه و توی یه برنامه‌ی دیگه ازش استفاده کنه! در حالی که کار چندانی هم نکرده بود!

خوب این افراد اگه سرشونو بالا کنن می‌بینن بقیه هم حاصل زحمتهای بیشتری رو دادن به اونا و استفاده کردن، که کاری که اونا کردن اصلا چیزی به حساب نمیاد در مقابل!

خودم رو مثال می‌زنم، و پروژه‌ی Choqok رو:

زمانی که من اونو ساختم، از مدتها قبلش داشتم از بسیاری برنامه‌های خوب متن‌باز استفاده می‌کردم، از سیستم‌عامل تا IDE که البته من صرفا بخاطر مجانی بودن از اونا استفاده نمی‌کردم، و نمیکنم! بلکه بخاطر خوبی و کاراییشون بوده!

حالا من ۶ روز نشسته بودم، روزی چند ساعت کد زده بودم، یه چیزی تولید کرده بودم! در مقام مقایسه با این همه برنامه‌هایی که دارم استفاده می‌کنم مثل همین KMail که دارم توش این رو می‌نویسم، بسیار کمتر از اون چیزی بود که من بهش بگم نرم‌افزار! که بخوام واسه‌ی خودم نگهش دارم، فروشش که اصلا خنده‌ام هم می‌گیره از این حرف.

خوب من اونو منتشر کردم، خوشبختانه به علت نبود یک معادل Native برای دسکتاپ KDE و اینکه سورسش رو هم توی مخازن KDE گذاشته بودم، خیلی زود مورد استقبال قرار گرفت، و این استقبال سرعت توسعه‌اش رو خیلی زیاد کرد!

اون روزها من داشتم روی پروژه‌ی دیگه‌ای کار می‌کردم، و می‌تونم بگم وقتم خیلی مهم بود برام، و این ۵ ، ۶ روز هم که روی Choqok گذاشته بودم رو یادم نیست از کجا آوردم😀 و از اول هم من تصمیم داشتم کلاینتی داشته باشم برای خودم، که یه چیزایی داشته باشه، که تا اینجا نسبتا شده بود!

اما بعد از انتشار، مجبور شدم زمان بیشتری روش بزارم و خیلی از درخواست‌های کاربران رو پیاده کنم، ولی توسعه‌اش از یه جایی(تقریبا از بعد از انتشار نسخه‌ی 0.3) به بعد تجارب برنامه‌نویسی مفیدی داشت! چون دو نفر دیگه هم سورس کد رو خوندن و اومدن وسط و کارهای جالبی انجام دادن! تا حدی که نسخه‌ی 0.5 بیشتر حاصل کار اونا بود!
و من یکی از چیزایی که از روزهای اولی که وارد این دنیا شده‌بودم می‌شنیدم، و برام سوال بود که چطور؟ رو درک کردم! اینکه افرادی هستند که کد شما رو می‌خونن و نقصهایی رو رفع میکنن! و کمک می‌کنند!

نمونه‌ی جالبتر این حرف هم کرنل لینوکس هست! درسته که امروز همه لینوس توروالدز رو به اسم کرنل و لینوکس می‌شناسن! اما اگه کدها رو بررسی کنیم، احتمالا ایشون کمتر از ۵٪ از کد لینوکس رو نوشتن! تا جایی که یادمه (اگه درست باشه) امروزه کرنل حدود ۳۰۰ برنامه‌نویس فعال داره! و این تعداد در حال افزایشه! پس لینوکسی که امروز وجود داره، با لینوکس غیرآزادی که ممکن بود وجود داشته باشه! خیلی فرق می‌کنه! (هرچند اگه لینوس سورس رو منتشر نکرده بود، هیچوقت از همون پروژه‌ی دانشگاهی فراتر نمی‌رفت)

و در پایان هم فکر کنم بهتر باشه شما رو به جناب غانم‌زاده ارجاع بدم، که از دید یک مدیر هم ماجرا رو ببینین! (البته حالا که قراره توی وبلاگ منتشر بشه، از ایشون دعوت می‌کنم اینجا به ما بپیوندن، البته اگه وقتشو داشتن :D)

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

50 پاسخ to "چرا باید نرم افزاری که با کلی زحمت نوشتم رو به صورت open source منتشر کنم؟"

نمی دونم چرا انقد خودت و وبلاگتو دوس دارم😉

من البته نظراتی دارم اما فک نمی کنم به جایگاهی رسیده باشم که بخوام نظر مفیدی بین نظرای شما بدم. D:

————–
مهرداد:
شما لطف داری، اما از شنیدنش ضرری نمی‌کنیم! به هر حال هرکسی به قدر اطلاعات و تجربه‌اش ممکنه نظراتی داشته‌باشه😉

اه اه.. اون روزایی که با دلفی ،C# و mfc کد مینوشتم . یعنی واقعا همچین روزایی توی زندگیم بوده؟

ولی تو لینک‌هایی که فرستادین فقط از نرم‌افزارهای open source خارجی نام برده شده. بله خیلی از ماها از فایرفاکس، لینوکس و… استفاده می‌کنیم و از اونا به عنوان نرم‌افزارهای موفق (بیش‌تر منظورم به عنوان منبعِ درآمد هست نه کارایی و امکانات) نام می‌بریم ولی نرم‌افزار ایرانی چی؟ حداقل یه نرم‌افزار open source ایرانی که باهاش نون در می‌یارن مثال بزنین. با این حرف موافقم که با شرکت تو پروژه‌های open source می‌شه مهارت کسب کرد و تو یه شرکت خوب استخدام شد.

—————–
مهرداد:
نمی‌خواستم اسم ببرم، اما حالا که می‌پرسی، یکی از شرکتهای ایرانی که شنیدم خیلی خوب و آزاد/متن‌باز هم کار می‌کنه پارس پویش هست! که سورس پروژه‌هاش هم در دسترسه!

«اه اه.. اون روزایی که با دلفی ،C# و mfc کد مینوشتم . یعنی واقعا همچین روزایی توی زندگیم بوده؟»

منم دوست دارم به جای این زبون‌ها با ++C کد بزنم ولی اکثر شرکت‌ها برنامه‌نویس NET. می‌خوان و بازار کار ++C تو ایران انگار خیلی کمه در حالی که قدرتش خیلی خیلی بیش‌تر از این حرفاست. شما الان از چه زبونی استفاده می‌کنید؟

با سلام به همه دوستان
من همون شخصی هستم که این ای میل رو برای آقای مومنی فرستادم
من کمی توی لینک هایی که داده بودید مطالعه کردم و اون 12 مدل رو هم دیدم ولی در حال حاظر هیچ جواب قانع کننده ای پیدا نکردم البته سعی می کنم بیشتر مطالعه کنم
در مورد اون شرکتی هم که گفتید(پارس پویش) سری به سایتش زدم چیزی راجع به مجوز آزاد بودن نرم افزار ندیم ولی فقط لوگوی اپن سورس رو دیدیم
نکته دیگه این بود که تو تمام کتابایی که راجع به آزادی نرم افزار نوشته شده روی جامعه خیلی تاکید شده من حرفی نمی زنم فقط از شما می خوام سری به فروم سایت اون شرکت بزنید
در ضمن این شرکت یه نرم افزار امنیتی داره که مسلما نیاز به پشتبانی داره که شاید بشه از اون پول در آورد( مطابق با یکی از اون 12 مدل)
ولی اگه من یه نرم افزار خوب بنویسم که نیازی به پشتیبانی نداشته باشه چی ؟ اون وفت هزینه اینترنتی که من بیام انجا کامت بذارم رو کی می ده؟

به جناب TheKanani
یکی از افتخارات این جانب در بین شما دوستان free software اینه که تاحالا حتی یک خط کد با #C نزدم ، فقط ++C!

مگه بره ما چه فرقی می کنه ما فقط اون زبون رو انتخاب می کنیم مثل اینه که دو تا از همسایه ها شهین خانوم و مهین خانوم پز بدن که تلوزیون ما ال جی هست و اون یکی بگه بره ما سامسونگه !

البته قراره جناب مومنی بحث رو کنترل کنن و به سمت احساس و دوست داشتن و اون روزا چی بود و این حرفا نره و یه یحث منطقی دنبال بشه.

گویا همین حالا بحثی تو همین مایه‌ها توی فروم تکنوتاکس هم باز شده:
http://www.technotux.org/html/index.php?name=PNphpBB2&file=viewtopic&t=17629&highlight=&sid=b994df52867371ea0b7d888d933c564d
و البته نظرات جناب فلانی رو حتما بخونین!

نکته دیگه این بود که تو تمام کتابایی که راجع به آزادی نرم افزار نوشته شده روی جامعه خیلی تاکید شده من حرفی نمی زنم فقط از شما می خوام سری به فروم سایت اون شرکت بزنید

اول اینکه قرار نیست همه از یک مسیر حرکت کنن!

ولی اگه من یه نرم افزار خوب بنویسم که نیازی به پشتیبانی نداشته باشه چی ؟ اون وفت هزینه اینترنتی که من بیام انجا کامت بذارم رو کی می ده؟

قرار نشد دنبال بهونه‌ی بنی‌اسرائیلی بگردی😉

در ضمن لوگوهای OpenSource که توی قسمتهای مربوط به دوتا از پروژه‌ها بود به نظرم خیلی واضح نشون بده که اون پروژه اوپن سورس هست!
اینم در نظر داشته باش، که آزاد بودن یا اوپن‌سورس بودن یک پروژه توسعه‌دهندگان رو ملزم نمی‌کنه که سورس رو توی اینترنت و یک جای خیلی تابلو بزارن! اونا میتونن سورس به همراه نسخه‌ای که میفروشن بدن! و البته با این مجوز که خریدار میتونه اونو منتشر کنه
یعنی توی مجوز GPL نیومده که شما باید حتما سورس رو توی فلان سایت و اینطوری بزارین! یا حتما توی اینترنت بزارین!

و اینکه تا جایی که یادمه سورس یکی از این پروژه‌ها رو من قبلا توی سورس‌فورج دیده بودم!

همم . در كل ريسك اين كار تو ايران خيلي زياد هست و ارزش ريسك رو نداره . تعداد شركت هاي متن باز تو ايران خيلي كم هست كه اكثرا هم تو تهران هستن يعني اگه شما تو تهران زندگي نكني فكر نمي كنم بتوني آينده اي براي خودت بتوني در اين زمينه تصور كني . ولي اگه همون c# رو ياد بگيري مي توني مطمئن باشي كه حداقل يك شركت در شهر خودت مي توني پيدا كني كه فردا پس از فارغ التحصيل شدن بري توش كار كني . متن باز خوب هست ولي ادم بايد به فكر شكم هم باشه ! تو ايران الان اين كه يك دانشجو بره طرف اين چيزها بدرد نمي خوره چون داره حقيقتا خودش رو گول ميزنه كه فردا مي تونه از اين راه تو ايران پول در بياره . حالا مثلا بره php ياد بگيره ميشه يه كارهايي بكنه ولي به صرف يادگيري c++ , QT نه .

سلام
1- نرم افزار پارس پویش دو نسخه همزمان دارد، یکی نسخه پایه که سورس آن در سورس فورج هست (ibs را جستجو کنید) و یک نسخه کامل تر که از آن درآمد کسب می کنند.
2- انتخاب مدل کسب و کار (business model) کار آسانی نیست و فقط با خواندن یک پست نمی توان در مورد آن تصمیم گیری کرد.
3- شما باید بیشتر درباره کسب و کار و نیز مدل های کسب و کار بدانید.
4- خواندن آن 12 مدل کافی نیست ولی اگر همان را هم به دقت می خواندید متوجه می شدید که همه آن ها از پشتیبانی درآمدکسب نمی کنند.
5- به بلاگ من بروید و دو تا آخرین اسلایدهای من را ببینید شاید آنجا درباره مدل ها اطلاعات بهتر و به روز تری بیابید.
6- حسی به من می گوید که آقایان «حجت» و «سامان» دانشجو هستند. درست فکر می کنم؟

به نظرم بهتره این قضیه رو از دو جنبه ی اصلیش بررسی کنیم.
یکی جنبه ی روحیشه (این که این جنبه ی اجتماعی و روحی انسانی اومده توی یه جامعه ی نرم افزاری و اینقد بولد شده واسه من خیلی مهمه) و اون یکی جنبه ی مادی اش. اول جنبه ی کم اهمیت تر رو (کم اهمیت تر برای 99 درصد آدم هایی که توی منبع باز کار می کنن) بحث کنیم یعنی جنبه ی مادیش. اصولا دو نوع خوره ی کامپیوتر (گیک یا computer freak) وجود داره. یه گیک دوس داره از خوره بودن پول بدست بیاره و پولدار و پولدارتر شه. یکی دیگه از خوره بودنش لذت می بره (آیا لینوس توروالدز نمی تونست پولدارتر باشه؟ از زندگی خصوصیش چقدر می دونید؟) اون خوره ی اول فقط میاد و از لینوکس استفاده ی ابزاری می کنه. یعنی 3 سال تو پروژه های اوپن سورس هست و از کمک دیگران استفاده می کنه و یاد می گیره از دیگران و بعد دنیای اوپن سورس رو ترک می کنه و جایی استخدام میشه یا شرکتی می زنه و اگه پول درآوردن رو باد باشه حتما پولدار میشه… (و این اصلا معنیش این نیست که انسان بدیه!!)
خوره ی دوم هم زندگی بدی نخواهد داشت. اون بعد از گذشت زمان منبع درآمد دیگه ای برای خودش جور می کنه و در زمان بی کاری به کار منبع باز ادامه می ده. ممکنه کلا کارش منبع باز باشه و مطمئن باشید حقوق معقولی هم می گیره. فک کنم اون دومی هم به اندازه ی اولی از زندگی و کارش لذت می بره به علاوه اون آدم می تونه به این سرمایه اعتماد کنه که اگه لازم باشه در سخت ترین شرایط هم می تونه از دانشش پول در بیاره.

اما جنبه ی روحیش. شما آزادید! می تونید کد دیگران رو ببینید. اوووه اصلا انقد توی این جنبه ی انسانیش میشه حرف زد که من حوصله ندارم بهش فک کنم!!!
از آدمای اوپن سورس لذت ببرید😉

منم یه پروژه ی اوپن سورس دارم و همیشه فک می کنم وقتی بمیرم چه چیزی ازم به جا می مونه😉

https://mobilebitfontcreator.dev.java.net/
چون svn رو خیلی بیشتر از cvs میپسندم الان پروژه رو بردم اینجا:
http://code.google.com/p/mbfc/

به جناب حجت:

«یکی از افتخارات این جانب در بین شما دوستان free software اینه که تاحالا حتی یک خط کد با #C نزدم ، فقط ++C!

مگه بره ما چه فرقی می کنه ما فقط ا… »

یادم رفت بگم ،غیر از اونایی که گفتم با C++ هم نوشتم (البته MFC هم خیلی گویا بودکه!). من نگفتم که C# دلفی و … بد هستند.اون موقع هم مثل الان شما دوست نداشتم کدم رو کسی ببینه. میدونم که یه برنامه نویس چه جیگری خون میکنه. حتی دوستانی داشتم که اسم نرم افزار گزارش گیری رو هم لو نمیدادند مبادا کسی ….
جاش نیستا ولی بزار بگم😦
قبل از این یه سالی که بیام توی لینوکس مثل یه طرفدار متعصب ویندوزی ، با مجید مخالفت میکردم. و البته OSی ها هم نمیتونند احدی از یه آدم متن بسته رو متقاعد کنن. حتما حکمتی داره.
// الان اینطور نیست که از مجید به خاطر گذشته خجالت بکشم چون هنوز هم اگه خودمو متن بسته درنظر بگیرم دلایلش متقاعدم نمیکنه. ولی من الان همون دلایل رو واسه دیگران میارم! به جای دلیل خواستن یکم بیا بینشون زندگی کن تا حرفشون رو درک کنی.

» البته قراره جناب مومنی بحث رو کنترل کنن و به سمت احساس و دوست داشتن و اون روزا چی بود و این حرفا نره و یه یحث منطقی دنبال بشه.»
بهت قول میدم اگه OS رو تجربه کردی ،دقیقا بحث احساس و دوست داشتن هم مطرحه. اگه نه بیا به ایمیلم و اونوقت منو تحقیر کن.. منتها دوستان این دوست داشتن رو نمیتونن توی دلایلشون قید کنن به همون خاطر که خودت میدونی.. مثل الان باعث واکنش تو شد.

از این اسمیلی مورد استفاده مهرداد هم دیگه حالم بهم میخوره😉

سلام

به جناب ناصر غانم زاده : ارادت، من و دوستم امسال فارغ التحصیل شدیم، من هم می دونم اون 12 اسلاید کافی نیست بره همین قانع نمی شم، اما کسی تاحالا تونسته با حرفهای این rms تو ایران پول در بیاره؟ منظورم از پول ، پول خیلی زیاد نیست پولی که بشه باهاش دوباره کار و زندگی کرد.

به جناب Mehrdad: در مورد قرار دادن سورس ، فکر کنم حد اقل GPL رو خونده باشم اگه چند تا کتاب و کلی از سخنرانی های عمو ریچارد رو نخونده باشم که خوندم، من تو اون سایت دنبال این گشتم که ببینم آیا شهامت داشتن بگن ما داریم از GPL استفاده می کنیم، در ضمن اونی که من راجع به community گفتم خیلی اساسی تر از مدل و این حرفاست.
اونی دلیلی هم که گفتم اصلا بنی اسرائیلی نبود.

به جناب majidasgari: شما درست میگید شاید OS جنبه های انسانی زیادی داشته باشه که من هم تا حدودی ازش اطلاع دارم ولی عاقلانه اینه که همه جنبه ها باهم در نظر گرفته بشه ! من هم پروژه پایانی دانشگاهم رو به صورت open source تو سایت ospdev گذاشتم http://ospdev.net/projects/mothra/

به جناب The Kanani: من هم دوست دارم OS کار کنم من با قدیمای شما خیلی تفاوت دارم دوخط بالا تر رو بخونید، من هم از کسایی که تا یه چیز یاد می گیرن اون مخوی می کنن بدم می یاد اما ما تو ایران باید مدل خودمون داشته باشیم ، نکته دیگه اینه که من تا حالا ندیدم دلیل OS رو دوست داشتن معرفی کنن معمولا سعی دارن بگن کار ما با بقیه تجارت ها سازگاره و منطقیه، به هر حال باید عاقلانه باشه یا نه؟

در نهایت من باز هم بیشتر مطالعه می کنم پس تو جواب دادن عجله نکنید.
از همه شما متشکرم

به حجت:
لازمه این رو در نظر داشته باشی که اینجا کسی تعهدی به قانع کردن کسی نداره! هر کسی نظرشو میگه! هرکسی هرجوری که بخواد میتونه برداشت کنه!
اما در مورد این که گفتی شهامتش رو داشته باشن، خوب شهامتش رو داشتن و لوگوی اوپن سورس رو گذاشتن! چه فرقی میکنه، اگر هم لوگوی GPL میذاشتن باز میگفتی شهامتش رو میداشتن و سورس رو هم میذاشتن!
اما وقتی کلی آدم اینجا خبر داره (تقریبا همه‌ی دوستان من که میشناسم خبر دارن که پارس‌پویش داره اوپن‌سورس کار میکنه) خوب اینکه من بیام بگم نه باید روی بیلبورد در شرکت هم عکس استالمن رو بزنن!:-/
بعلاوه اینکه پارس‌پویش یه مثال بود! و در مثال مناقشه نیست اصولا!

در مورد جامعه هم می‌دونم منظورت رو، ولی این به این سادگی‌ها که فکر میکنی نیست! بعلاوه اینکه بعضی کارها شاید نیازی هم نداشته باشه! نرم‌افزاری که فکر کن توی هر کشوری چند اداره‌ی خاص مثلا می‌خوان استفاده کنن، جامعه از کجا می‌تونی واسش بیاری!؟
نرم‌افزارهایی مثل دسکتاپ و نمی‌دونم کلاینت ایمیل و اینا هست که پر کاربرده، و خیلیها علاقه‌مند می‌شن بهش! که تازه اونا رو هم برو ببین چندتاشون اجتماع درس درمونی دارن!؟!

من خودم هم می‌تونه نمونه‌ای از دانشجو باشم! که الان حدود یکساله که فارغ شدم! البته من الان دنبال کار نیستم (چون قراره برم سربازی) اما طی همین مدت چند تا کار خوب و کاملا مرتبط به دانشم! بهم پیشنهاد شده، که چون من رو برای مدت ۲ سال می‌خواستن، من نمی‌تونستم تعهد بدم، نرفتم!
ولی خوب هروقت سر کار رفتم بهتر میتونم در موردش بگم.

این که می‌گی «من تا حالا ندیدم دلیل OS رو دوست داشتن معرفی کنن» خوب این تنها دلیل نیست! ولی یکی از دلایل بعضی آدما هست! تک بعدی نگاه نکن😉 (آخرش نتونستم اینو نذارم)

«6- حسی به من می گوید که آقایان «حجت» و «سامان» دانشجو هستند. درست فکر می کنم؟»

سلام

من و حجت دو دوست و دو هم‌کلاسی هستیم و تازه فارغ‌التحصیل شدیم.

راستشو بخوای من OSو به خاطر «بهشتی برای برنامه نویسان» بودنش، متفاوت بودنش و آدماش دوس دارم. اما در عین حال هیچ وقت سعی نمی کنم تعصب داشته باشم.
یه مدت توی شرکت هم با تمام سختی ها که داشت از لینوکس استفاده می کردم (سختی واسه آدم تازه کاری مث من که زیادم IQ نداره!! D: ) اما بعدا به این نتیجه رسیدم که نباید کلا رو این چیزا تعصب نشون بدی.
اینو گفتم که بدونی من به عنوان یه آدمی که هیچ تعصبی نداره روی OS حرف زدم. + من نمی گم closed source بده یا در مقابل OS قرار داره. من فقط می گم OS یه دنیای قشنگ تر و اجتماعی تر و آموزنده تره و حتی اعتقاد دارم OS نمی تونه بدون closed source زندگی کنه! (دلایل خودمو دارم که ممکنه به نظر خیلیا احمقانه بیاد)
در نهایت نظر من اینه که آدم با توجه به هدفش تصمیم می گیره وارد این دنیا بشه یا نه، پروژه شو اوپن سورس کنه یا نه، اگه اوپن سورس می کنه، کی؟ از ابتدا یا در شرایط خاص؟ LGPL استفاده می کنه یا dual license یا …

من الان شاغلم و تجربه ی شخصیم تو اوپن سورس برای بهتر شدن رزومم خیلی کمکم کرد و کلی کار پاره وقت برام ایجاد شد که در کنار درس خوندنم ادامشون بدم…

به The Kanani عزیز:
منم خودم یه زمانی closed بودم و الانم نمی تونم بگم closed نیستم در خیلی جاها. کلا به نظرم اینا تضادی ندارند. در عین حال می فهمم، می فهمم که آدم وقتی یه مدت از اوپن سورس استفاده کرد، یه حس نسبتا بدی بهش دست می ده وقتی با یه برنامه ی closed کار می کنه!! یعنی منم نمی تونم از outlook به جای thunderbird یا KMail، از Safari به جای Firefox و Opera، از IntelliJ IDEA به جای NetBeans و … حتی از Yahoo Messenger به جای Pidgin و Kopete برای وصل شدن به سرور Yahoo واسه چت کردن استفاده کنم! جتی جایی که به نفعم نیست چندان (مثلا Outlook خیلی بهتر از Thunderbird با موبایلم Sync میشه.)!
با همه ی این حرفا، من دو ماهه هر روز می رم توی ویندوزم. یه تعادلی هم برقرار کردم تو برنامه های روی ویندوزم… مثلا player من تو ویندوز هم Amarokه😉

————————
مهرداد:
خارج از بحث: تا جایی که من یادمه Opera آزاد/متن‌باز نیست! فقط مجانیه! و با Qt نوشتنش!😉

اوه! نمی دونم چرا همیشه فک می کردم که متن بازه! و همیشه در تعجب بودم که چرا تو repository اوبونتو نیست!!
ممنون از خارج از بحث D:

«ما تو ایران باید مدل خودمون داشته باشیم»
نسل های بعدی مسئولین رو دانشجوها میسازن. نباید از حالا مدل های قدیمی رو به خودمون تحمیل کنیم

مهردادعزيزسلام:
ميگم به نظر توبه عنوان يك عضو جامعه برنامه نويس متن بازو بعد ازخوندن همه مطالب فوق، كدوم يكي از گزينه هاي زير ميتونه يكي از مهمترين هدقهاي يك توسعه دهنده متن باز تو شروع كارباشه.(فقط خواهش ميكنم كلي جواب نده و حداقل با توجه به نظر خودت جواب بده)

1) پيشرفت فني وعلمي وبعدجذب شدن به يك شركت معتبرو قوي درزمينه OS(براي دستيابي به منبع درآمد).
2) عشق به برنامه نويسي و ارتباطات جهاني و لذت دروني بدون تمايلات زيادمادي(دراين صورت پس پول چي)
3) ويا …

———-
مهرداد:
خوب در درجه‌ی اول شما دو تا گزینه گذاشتی جلو! یکیشم بطور ضمنی رد کردی😀
گزینه‌ی دوم یه چیز شخصیه کسی نمیتونه به کسی توصیه کنه که شما بهتره عاشق فلان چیز بشی!

ولی بطور کلی (یعنی در جواب این حرف) چیزی جز کلی گویی نمیشه کرد! چون این قضیه سرماخوردگی نیست که بشه برای همه یه چیز رو تجویز کرد!

نه هرکاری میکنم نمیتونم چیزی بگم! چون بسته به شرایط فرد فرق میکنه

راستش من اونقدر هم تجربه ندارم که نقش مشاور رو بازی کنم😀 واسه این مورد فکر کنم از آقای غانم‌زاده بپرسی بهتر نتیجه بگیری!

بابا دمت گرم،فكر كنم كلي تر از اين نمي شد جواب داد! ولي به هر حال دمت گرم، يه جورايي جوابم رو گرفتم.

دوست عزیز، آقا مهرداد گل!

هر چند اصل حرفت درسته، ولی سخت در اشتباهی!

رابطه برنامه نویسهای «مبتدی/الکی» و اپن سورس مثل رابطه کامپیوتر هست با انسانهای ماقبل تاریخ! اینو به عنوان شوخی نمیگم! یه C# کار واقعا بهتره که از اپن سورس چیزی ندونه، نه میفهمه و نه اگه بفهمه به دردش میخوره. جامعه هم به برنامه نویسهای حرفه ای نیاز داره و هم به برنامه نویسهای الکی.. بیخود وقتت رو صرف این مباحث نکن! مطمئن باش برای یه C# از لحاظ شغلی فرقی نخواهد کرد که اپن سورس باشه یا نه!

شاد باشی

با سلام به شما احسان جان
راستش الان یه دور کل پست رو مرور کردم!‌ اما چیزی در مورد «مبتدی/الکی» و C# کار پیدا نکردم!
متوجه نمی‌شم از اینکه سخت در اشتباهم! کجاش منظورتونه!؟

اما در مورد C# هرچند خودم چندان باهاش حال نمیکنم، ولی الان برنامه‌های آزاد/متن‌باز خوبی داریم که با اون نوشته شده‌اند! (توی لینوکس منظورمه، زیاد از ویندوز خبری ندارم)
و با پیشرفتهایی که از Mono شنیدم، و برنامه‌هایی که می‌بینم! دیگه C# رو یک زبان صرفا مایکروسافتی و ویندوزی نمیدونم! حالا هرچند مایکروسافت ابداعش کرده باشه، به هر دلیل و هدفی

فکر کنم بحث کمی از مسیر اصلی خارج شده. بحث این نبود که «آیا باید از مدل نرم‌افزار متن‌باز (که بهتر است بگوییم آزاد) استفاده کرد یا خیر» بلکه این بود که یک برنامه‌نویس آزاد/متن‌باز چطور می‌تواند از مهارت خود درآمد کسب کند؟

مگر هم اکنون در ایران شرکت‌های نرم‌افزاری که برنامه‌های کد-بسته منتشر می‌کنند، چقدر درآمد دارند؟ تنها به شرکت‌های موفق (که تعداد محدودی هم هستند) نگاه نکنید. نیم نگاهی هم به خیل عظیم شرکت‌هایی که هر روز پدید می‌آیند و از بین می‌روند داشته باشید. فکر می‌کنید چند شرکت نرم‌افزاری در ایران داریم که حتی نام‌شان هم به گوشتان نخورده، و حالا دیگر وجود ندارند؟ البته نمی‌توان گفت که اگر آنها از مدل آزاد/متن‌باز استفاده می‌کردند، الان موفق بودند. اما می‌بینید که با استفاده از مدل کد-بسته هم موفق نشده‌اند.

در ضمن، عقاید آقای ریچارد استالمن، که تعدادی از دوستان به آن اشاره کردند کاملا خارج از این موضوع قرار می‌گیرد. ایشان به آزادی اعتقاد دارند، آزادی فردی در هر زمینه‌ای. و البته در مورد نرم‌افزار. و این آن چیزی است که بسیاری از دانشمندان جهان نیز به آن معتقدند: «علم باید آزاد باشد، و نه در انحصار تعداد مشخصی از افراد» و فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از آنان حاضر باشند به خاطر پول، دست از این اعتقاد خود بکشند. آقای استالمن به متن‌باز معتقد نیست، او در مورد آزادی صحبت می‌کند. (لینک بالا را ببینید تا بدانید چرا «متن‌باز هدف اصلی نرم‌افزار آزاد را برآورده نمی‌سازد.»)

هر چند من هم در این زمینه تجربهٔ چندانی ندارم، اما دوست دارم پاسخی به سوال اصلی بحث داده باشم. اگر نرم‌افزار شما به صورت آزاد بر روی وب سایتی قرار گیرد، لزوما به این معنی نیست که شما در آمدی از آن کسب نخواهید نمود. یک مثال از دنیای موسیقی:
گروه Radioheads (که اتفاقا گروه مورد علاقهٔ من نیز هست) در سال ۲۰۰۷ آلبومی را منتشر ساخت که به شما اجازه می‌داد آن را کپی کرده و به دیگران بدهید. حتی روی P2P هم به اشتراک گذاشته شد. و گروه از افراد می‌خواست که اگر این آلبوم را پسندیدند، هر مبلغی که دوست داشتند بابت آن پرداخت کنند. و با وجود اینکه مردم می‌توانستند بدون پرداخت وجه یک نسخه از آلبوم را به دست آورند، گروه بیش از یک میلیون دلار از این آلبوم کسب درآمد کرد.

و البته مثال‌های دیگری هم وجود دارد. همانند استیون کینگ که کتاب خود را به صورت رایگان و بدون حق کپی‌رایت به روی وب منتشر کرد، و خوانندگان بیش از صد میلیون دلار به او پرداخت کردند.

اگر شما نرم‌افزار مفیدی بنویسید، هستند کسانی که بابت آن به شما مبلغی پرداخت کنند. حتی اگر شما آنان را مجبور به این کار نکنید. کوین کلی تخمین می‌زند که اگر شما هزار نفر طرفدار حقیقی داشته باشید می‌توانید زندگی مرفهی داشته باشید. و البته با معیارهای زندگی در ایران، شاید داشتن صد طرفدار نیز کافی باشد!

می‌بینید؟ این تنها یکی از راه‌های داشتن درآمد، بدون اینکه مجبور باشید ارزش‌های خود را زیر پا بگذارید است.

و در پایان، هر شخصی برای انتخاب ارزش‌های زندگی خود آزاد است. اگر من به عنوان یک برنامه‌نویس دوست دارم از ابزارهای آزاد استفاده کنم، این آزادی را به دیگران بدهم که نرم‌افزارهای من را ببینند و ویرایش کنند، کتاب‌ها و راهنماهایی را که می‌نویسم به صورت آزاد منتشر کنم، به پروژه‌های گوناگون کمک کنم، مقالات مختلف را ترجمه کنم و بدون اینکه نامی از من برده شود در ویکی‌ها قرار دهم، و تمام این کارها را تنها به این دلیل انجام دهم که خود را مدیون جامعهٔ نرم‌افزار آزاد می‌دانم، کسی نمی‌تواند ایرادی به من وارد کند. و در نقطهٔ مقابل، اگر شخصی دوست دارد که کدهای خود را مخفی نگاه دارد، من نمی‌توانم به او خرده بگیرم. هر چند سعی می‌کنم در بحث او را متقاعد کنم.

اگر فکر می‌کنید می‌توانید با مخفی کردن کدهای خود، و یا استخدام در شرکت‌هایی که چنین کاری می‌کنند زندگی خوبی برای خود بسازید، بسم‌الله!

شرمنده،
انگار دو لینکی که داده بودم در نوشته ظاهر نشد. لینک اول، «جرا متن‌باز هدف اصلی نرم‌افزار آزاد را برآورده نمی‌سازد؟»
http://www.gnu.org/philosophy/open-source-misses-the-point.fa.html

و لینک دوم، که وبلاگ کوین کلی هست، همانجا که تخمین می‌زند اگر هزار طرفدار داشته باشید، زندگی مرفهی تشکیل خواهید داد:
http://www.kk.org/thetechnium/archives/2008/03/1000_true_fans.php

سلام
از اون بالا شروع می کنم
آقا مهرداد
«لازمه این رو در نظر داشته باشی که اینجا کسی تعهدی به قانع کردن کسی نداره!» بابا ما مثلا از شما کمک خواستیم ها

The Kanani:منظورتون رو از این جمله نفهمیدم » نباید از حالا مدل های قدیمی رو به خودمون تحمیل کنیم» اگه منظورتون این باشه که FS جدیده سخت در اشتباهید در ضمن هر چیزه جدیدی خوب نیست

آیدین: این قسمت از نظر شما کاملا درسته «مگر هم اکنون در…» اما ما در طول بحث به دنبال مثال ها و مدل های ایرانی بودیم و گروه موسیقی و این حرفا تو کت ما نمی ره، در مورد Donate هم که اصلا تو ایران جواب نمی ده نمونش http://ospdev.org/

من خودم یه جواب کوچولو پیدا کردم ، می گم تا نظر بدید:

اول یک طبقه بندی کلی در مورد نرم افزار ها
نرم‌افزار آزاد
نرم‌افزار بازمتن
نرم‌افزارPublic Domain
نرم‌افزار Copylefted
نرم‌افزار Non-copylefted
نرم‌افزار GPL-covered
نرم‌افزار نیمه‌آزاد (Semi free)
نرم‌افزار خصوصی (Private)
نرم‌افزار اختصاصی (Propietary)
نرم‌افزارFreeware
نرم‌افزارShareware
نرم‌افزار تجاری (Commercial)

نکته بیشتر بازار کار در قسمت نرم افزار های Private هست یعنی هر شرکتی ممکن بسته به نیاز خودش یه نرم افزار بخواد که استفاده عمومی نداشته باشه

تعاریف و قوانین مربوط رو اینجا بخونید : http://www.irantux.org/html/modules.php?op=modload&name=Sections&file=index&req=viewarticle&artid=7

مثلا : من شخصا از wxWidgets برای برنامه های خودم استفاده می کنم که یه کتابخونه آزاد و کراس پلتفرم برای GUI هست ، به جای اینکه من بیام خودم یه کتابخونه از اول بنویسم و 10 تا کارمند داشته باشم 2 تا کارمند رو می ذارم برن تو نگهداری اون شرکت کنند، من با یه شرکت برای تولید یه نرم افزار private قرار داد می بندم ،و من چون با اون شرکت قرار داد دارم هر وقت کد رو بخواد من بهش می دم.
این طوری هزینه تولید به شدت کم می شه، گرچه تو ایران همه چی رایگانه ولی این طوری شرف کار بیشتره، و تمام اون چیزایی که Free software با خودش می یاره.
این تعریف کاملا درسته ، و این برنامه نویس درواقع یه برنامه نویسه آزاده.

خوب تا جایی که من اطلاع دارم! این سیستم که گفتی درسته! (همون که بالاتر گفتم که الزامی نیست که سورس رو توی اینترنت گذاشته باشه!)

در مورد کمک هم! تا همینجا داریم سعی میکنیم کمک کنیم! اما قرار نیست ما تلاش کنیم که شما رو قانع کنیم!

خوب،
انگار هر کس هر نظری که اینجا بگذارد، «حجت» جوابی بر علیه آن دارد!

من یک بار دیگر تمام کامنت‌ها را مرور کردم، ایده‌های خوبی در بین آنها به چشم می‌خورد. اگر کمک می‌خواهید، به جای مخالف خوانی، سعی کنید از نظر دیگران استفاده کنید. با «مهرداد»‌ موافقم، قرار نیست کسی را قانع کنیم که آیا متن‌باز خوب است یا بد، باید از نرم‌افزار آزاد استفاده کرد یا خیر. این بحث را راه انداخته‌ایم تا شاید از میان راه حل‌های گوناگون، ایده‌ای درمورد روشی کارآمد برای کسب و کار آزاد/متن‌باز در ایران بیابیم.

اما انگار شما سعی دارید ما را قانع کنید که نباید از نرم‌افزار آزاد/متن‌باز استفاده کرد! مسیر بحث‌تان اشتباه است.

در مورد پاسخ شما به نظری که داده بودم:
خوب، این هم یک مدل از کسب و کار است! اگر کمی مبتکر باشید، در ایران هم جواب خواهد داد. یکی از آشنایان خودم نقاش است. و البته درآمد زیادی هم ندارد. چند وقت پیش عمل جراحی سنگینی داشت که بیش از بیست میلیون برایش آب می‌خورد. فکر می‌کنم کل زندگی‌اش هم این مبلغ نمی‌شد! اما توانست با کمک هواداران و دوستانش این مبلغ را تهیه کند.
به هر حال، من تنها نظرم را گفتم. دیگران هم همین کار را انجام می‌دهند. شاید از میان این همه فکر متفاوت، شخصی به ایدهٔ خوبی دست پیدا کرد. لطفا مخالف خوانی نکنید، بحث کنید.

در مورد نظر آخر:
بستگی دارد به چه برنامه‌نویسی «آزاد» بگوییم. این موردی که شما مثال زدید، آزادی را ترویج نمی‌کند. تنها از دستاورد دیگر برنامه‌نویسان آزاد استفاده می‌کند. میخائیل باکونین می‌گوید: «آزادی همه برای آزادی من اساسی است.» و اگر شما می‌خواهید آزاد باشید، نباید آزادی دیگران را محدود کنید. چرا که بعد از مدتی همگان آزادی خود را از دست خواهند داد. اگر ما نرم‌افزارهای غیر آزاد تولید کنیم، حال با استفاده از کتابخانه‌های آزاد باشد و یا غیر آزاد، بعد از مدتی دیگر چیزی به نام نرم‌افزار آزاد باقی نخواهد ماند.

آنچه شما گفتید حتی اعتقاد طرفداران متن‌باز نیز نیست. می‌توانید به تعریف رسمی نرم‌افزار متن باز مراجعه کنید:
http://opensource.org/docs/osd
دیدگاه آنان نیز همانند آن چیزی است که نرم‌افزار آزاد می‌گوید، اما متاسفانه امروزه از نام متن‌باز سوء استفاده می‌شود. نمونه‌اش فرمت OOXML مایکروسافت، که تحت نام متن‌باز، انحصار طلبی خود را گسترش می‌دهد.

البته منظورم از نوشتن این مطالب، رد مدل پیشنهادی شما نبود. از دیدگاه درآمد و اقتصاد بحث نمی‌کنم. فقط خواستم توجه داشته باشید که برنامه‌نویس «آزاد» به چه شخصی گفته می‌شود. و چنین برنامه‌نویسی، در مقایسه با معیارهای بنیاد نرم‌افزارهای آزاد و پروژهٔ گنو، یک برنامه‌نویس «آزاد» نیست. و اگر این معیارها را قبول ندارید، لطفا واژهٔ «نرم‌افزار آزاد» و یا «متن‌باز» را نیز در مورد آن به کار نگیرید. (این جمله خطاب به همگی دوستان است، چرا که در میان تمامی کامنت‌ها این مسئله به چشم می‌خورد.)
پیشنهاد می‌کنم بار دیگر نگاهی به مقالات «فلسفهٔ گنو» بیاندازید. تعداد دیگری از مقالات نیز به فارسی برگردانده شده. لیست تقریبا کاملی از آنها را می‌توانید در وب‌سایت من پیدا کنید.

یک راه درآمد دیگر هم به ذهنم رسید، که البته شاید ارتباط مستقیمی با برنامه‌نویسی نداشته باشد.

تالیف و انتشار کتاب!

برنامه‌نویسانِ آزاد/متن‌باز معمولا تجربهٔ زیادی در برنامه‌نویسی و ابزارهای مختلف آن دارند. بنابراین، اگر استعدادی در زمینهٔ نگارش هم داشته باشند (که البته با تمرین و آموزش نیز به دست می‌آید) می‌توانند کتاب‌های خوب و کاملی بنویسند.

بدون سرمایه هم می‌شود آغاز کرد. مثلا خود من اخیرا کتابی با نام «آموزش پرولاگ» خریداری کرده‌ام. اگر سعی در مطالعهٔ کتاب داشته باشید، متوجه خواهید شد که چقدر بد ترجمه شده است. تقریبا غیر قابل فهم! اشتباهات املایی و تایپی که به کنار، نوع جمله بندی‌هایش هم غلط و غیر قابل فهم است. با وجود این، کتاب به چاپ سوم رسیده و این نشان از این دارد که هم اکنون بازار نیاز به چنین کتابی دارد.

خوب، حالا اگر شما بتوانید کتاب خوبی در مورد «پرولاگ» بنویسید، فکر نمی‌کنم ناشری از چاپ کردن آن با هزینهٔ خودش امتناع کند!

اگه اون مولفی که شما کتابشو خریدید یه مولف آزاد بود شما الان می تونستید اشکالات رو اصلاح کنید و به پیشرفت اون کمک کنید.
البته اگه با یه سیستم Concurrent اون کتاب رو تو نت می ذاشت ;))

به حر حال ما که قانع نشدیم🙂 ولی از شما کمال تشکر رو دارم
موفق باشید.

یک سؤال: آیا شرکت پارس پویش فقط از طریق همین نرم‌افزارهای open source داره پول در می‌یاره؟ اگه آره چه جوری جلوی کپی غیرقانونی رو گرفته؟ مثلاً من می‌یام از این شرکت یه نرم‌افزارشون رو خریداری می‌کنم بعدش به خاطر رفاقت (!) یه کپی مجانی به دوستم می‌دم (هم فایل اجرایی و هم سورس. این سورس رو دادن دیگه واقعاً محشره چون دوستم می‌تونه ادعا کنه که اون نوشته) و اونم به دوستش می‌ده. پس شرکت پارس پویش فقط می‌تونه به یه عده‌ی معدودی بفروشه بعدش این نرم‌افزار بدون اجازه‌ی شرکت منتشر می‌شه و دیگه نمی‌تونه از طریق فروش اون به اون صورت پول دربیاره چون تو جامعه‌ای زندگی می‌کنه که اکثر افرادشون از سیستم‌های استفاده می‌کنن که بالای ۹۰٪ نرم‌افزارهای اون سیستم، دزدی هستن و استفاده از نرم‌افزارهای کرک شده عادی هست و افراد کمی هستن که عذاب وجدان بگیرن. تا اونجایی که اطلاع دارم خیلی از شرکت‌هایی که کد بسته می‌نویسن از قفل‌های سخت افزاری استفاده می‌کنن تا جلوی کپی غیرمجاز رو بگیرن (بالاخره برنامه‌نویسان ایرانی باید بیش‌تر از بقیه‌ی کشورها از این روش‌ها استفاده کنن) و تا حدودی هم موفق بودن.

حرفت خیلی باحال بود جناب سامان!
یه دور برو مستندات گنو رو بخون!

تا اونجایی که من یادمه آقای استالمن می گه نرم افزار نباید مالک داشته باشه
و اصلا مهم نیست که کسی ادعا کنه کد واسه اونه چون اون چیزی که مهمه اینه که مردم پیش کسی میرن که بهتر بتونه به اونا کمک کنه یا نرم افزار رو پشتیبانی و customize کنه حتی اگه کد رو ننوشته باشه.
یعنی همون نکته ای که گفته : ما از نرم افزار پول در نمی یاریم با نرم افزار پول در می یاریم.
در مورد قفل سخت افزاری هم دارم یه سرچی می زنم ببینم راهی داره یا نه.

فکر کنم این هم روش کپی کردنش باشه
http://www.donglebackup.com/

و یه نکته که بالاخره یه بخشی از قفل مربوط به نرم افزار می شه یعنی اون نرم افزاره که درخواست یه سریال رو از تو سخت افزار مثلا یو اس بی می کنه پس می شه اون قسمت از نرم افزار که درخواست کد می کنه رو پیچوند

«حرفت خیلی باحال بود جناب سامان!
یه دور برو مستندات گنو رو بخون!»

قسمت فروش رو خوندم ولی نکته‌ی خاصی که به درد ایران بخوره ندیدم؛ بازم همون سؤال‌ها پیش می‌یاد. نگفتین شرکت پارس پویش فقط از فروش این نرم‌افزار پول درمی‌یاره؟ (بله می‌دونم که اون تو اون ۱۲ مدل یه نوعش این هست که نرم‌افزار آزاد فعالیت جانبی باشه) احساس می‌کنم که موضوعات برنامه‌نویسی تو ایران زیاد گسترده نیست و اکثراً به کارهای دیتابیسی مربوط می‌شه که حداقل تا اونجایی که دیدم زیاد به پشتیبانی احتیاج نداره و بیش‌تر از فروش پول درمی‌یارن تا پشتیبانی وگرنه این‌قدر قفل‌های جورواجور نمی‌ذاشتن! اگر اشتباه می‌کنم مثالی از یک شرکت ایرانی بیارید که منبع اصلی درآمدش فروش نرم‌افزارهای آزاد باشه. اصلاً یه کار بهتر بکنیم: شرکت‌های ایرانی که منبع اصلی درآمدشون فروش یا کار روی نرم‌افزارهای آزاد باشه رو معرفی کنید تا هم با این شرکت‌ها آشنا بشیم. عالی می‌شه که اگه این شرکت‌ها دسته‌بندی بشن مثلاً شرکت x منبع اصلی درآمدش فروش نرم‌افزار آزاد هست. شرکت y منبع اصلی درآمدش فروش نرم‌افزارهای بسته هست ولی کنارش نرم‌افزار آزاد منتشر می‌کنه و…

متاسفانه بعضی ها در حین خوندن نظرات طرف مقابل سعی در درک جمله های اون نمیکنن و بر اساس جبهه گیری فورا یه چیزی در جوابش میگن.
شاید منم جزوشون باشم!

من فکر می کنم وقتی GPL به شما اجازه می ده نرم افزار رو کپی کنید یا تغییرش بدید یا حتی اونو به اسم خودتون بفروشید مسلما منظور دیگه ای داره و می گه تنها منبع درآمد، فرش نرم افزار نیست که تو این روش از بین بره

اون کارهای دیتابیسی هم معمولا جزو دسته Private software هستند و بسته به قرار دادی که با شرکت درخواست کننده می بندید شاید حتی حق انشار کد رو نداشته باشید ولی همون شرکت باید حق داشتن کد رو داشته باشه یا حتی انتشار و … .

اما در مورد مثال شرکت های ایرانی : همه می دنن که اگه شرکت مایکروسافت دست این شرکت ها بود چه ندید بدید بازی ها که در نمی یووردن همین الانش کلی ناز و ادا می یان، بعد اینا بیان اوپن سورس کار کنن اینایی که حتی query های دیتابیسشون رو هم با ویزارد درست می کنن!

متأسفانه خیلی از ماها (ایرانی‌ها) دوست داریم به زوری قانع کنیم. نمی‌دونم شایدم منم این‌جوری باشم!

مهم اینه که بتونی ایده‌ی نرم‌افزار آزاد رو تو جامعه پیاده کنی و به عنوان شغل ازش پول دربیاری. اگرم اینجا اومدم و تو بحث شرکت کردم این بود گفتم حتماً کسانی هستن که دارن از این روش پول در می‌یارن (ولی تا الان کسی ندیدم و اگرم بوده اعلام نکرده). همین جوری هم اعتراف نمی‌کنم که قانع شدم. با افراد بادانشی هم بودم و دیدم که چه جوری خوب سؤال می‌پرسن و از همه مهم‌تر خوب هم جواب می‌دن. کم هم ندیدم (خصوصاً ایرانی‌ها): طرف می‌یاد عاشق مایکروسافت می‌شه و هرکی که بگه بالای Windows پنجره هست ناراحت می‌شه و از اون طرف میوفته برعکس طرف هی می‌گه نرم‌افزار آزاد، نرم‌افزار آزاد و این دفعه از این طرف میوفته.

کسی هم که نظرات طرف مقابل رو خوب درک می‌کنه حتماً می‌تونه بهتر هم برای دیگران شرح بده با این کارش هم افتادگی و فروتنی خودش رو نشون می‌ده و هم دانش و معلوماتش رو. امیدورام یه روزی هم من و همه‌ی افرادی که در این زمینه مشکل دارن بتونن این نقطه‌ضعف رو جبران کنن.

دو نکته که به نظر من خیلی مهم اومد:

ریسک تولید نرم افزار انحصاری!!!

1-تکلیف کپی غیر مجاز و قفل که معلومه!

2-این که هر لحظه ممکن است گروهی از برنامه نویسان متن باز نرم افزار مشابه نرم افزار شما بنویسند و با عث فشار قیمتی به نرم افزار شما شوند و شما مجبور شوید قیمت را کاهش دهید تا در بازار بمانید در این شرایط احتمال اینکه بازگشت سرمایه به خطر بیوفتد زیاد می شود.

3-رقابت- یکی دیگر از واکنش ها، تلاش برای رقابت با جامعه متن باز است. اما اثرات این واکنش کاملا با گذر زمان کمرنگ می شود. رقابت با جامعه ای از برنامه نویسان خبره که انگیزه شان پول نیست و از نظر زمانی محدود نیستند، اشتباه بزرگی است. این رقابت مستلزم صرف هزینه بسیار سنگین است و معمولا زودتر از آنچه که تصورش را بکنید از ادامه رقابت منصرف خواهید شد.

به هر حال من که می خوام ادامه کتاب آموزش svn رو بخونم این یعنی تولد یه برنامه نویس آزاد( ولی هنوز جای مطالعه بیشتر داره)

باز هم از همه تشکر می کنم

جناب مهرداد نمی خواد جمع بندی کنه یا خلاصه مطالب رو تو یه پست جدید بذاره؟

————————
مهرداد:
تا فردا صبر میکنیم برای جمع‌بندی…

من تازه این بحث رو دیدم شاید کمی برای نظر دادن دیر شده باشد، 🙂
با اینکه خودم طرفدار نرم‌افزارهای آزاد و سورس باز هستم ولی فکر می‌کنم باید دقت کنید که در ایران معادلات فرق می‌کند:
بعنوان مثال همین امروز یکی از دوستان که در ایران نیست و شناخت درستی از شرایط ایران ندارد support بسته‌ای را که بصورت کدباز نوشته است بصورت فروشی درآورد خوب از دید او دانشجویان کارشناسی یا کارشناسی‌ارشد در ایران برای این support به او پولی پرداخت خواهند کرد(چون او ایران را با جامعه‌ای که الان در آن زندگی می‌کند مقایسه می‌کند) اما من و شما می‌دانیم که کسی دنبال این support نخواهد رفت چون تا جایی که بتواند از دوستان و دیگر آشنایان به فن کمک خواهد گرفت و هرجا هم که نشد کار را
«ماست مالی» خواهد کرد چون اینجور احساس مسئولیتها در ایران معنی ندارد.
پس در کل باید متاسفانه اعتراف کنم که در ایران:
برای کسب درآمد باید بر closed-source متکی باشم
و در کنار آن برای لذت بردن و زکات علم از
دنیای open-source و free software هم غافل نشوم.

در دو جمله آخر به خودم اشاره کردم چون به دیگر دوستان توهینی نشده باشد، اما اگر «م» فعل‌ها را عوض کنید شما را هم شامل خواهد شد🙂

البته چون من قرار نیست از برنامه‌نویسی کسب درامد کنم احتمالا هر وقت هم کار کوچکی انجام دهم فقط برای دنیای open-source و free software خواهد بود.

به SRazi عزیز:
بیشتر مشکلی که ما داریم، از بدفهمی مسائل است! (ببخشید که راحت صحبت میکنم، اینطوری بهتره)

شما میگی: «هرجا هم که نشد کار را «ماست مالی» خواهد کرد چون اینجور احساس مسئولیتها در ایران معنی ندارد.»
نخیر دوست من! کسی برای احساس مسئولیت پشتیبانی یک نرم‌افزار را از شما نمی‌خرد! برای احساس مسئولیت، نهایتا یه هدیه به شما خواهند داد! که از اون دسته هم در ایران کم نداریم! یعنی کسان یا شرکتهایی که حاضر باشن در ازای استفاده از یک نرم‌افزار آزاد (درحالی که باید غیر آزادش رو بخرن! و حتی درحالی که به پشتیبانی شما نیاز ندارند! و می‌تونند ازش استفاده کنن) پولی به عنوان هدیه به توسعه‌دهنده‌ها پرداخت کنن! (نمونه‌اش شرکت یکی از دوستانم توی مشهد است!) اما مسئله اینه که اون شرکت دنبال نرم‌افزار دیکشنری مثلا نیست! که من انتظار داشته‌باشم در ازای استفاده از MDic هدیه‌ای بده! اون شرکتها دنبال نرم‌افزارهای خاصی هستند! به عنوان نمونه شما MySQL رو در نظر بگیرید! هر شرکت یا دولتی که بخواد ازش استفاده کنه نیاز به پشتیبانی داره! حالا چه از MySQL استفاده کنه، چه از MS SQL در هر دو حالت نیاز داره! اما در حالت دوم (نرم‌افزار انحصاری) باید یه پولی هم اول کار بده، بعلاوه اینکه به همون شرکت وابسته‌است! و مجبوره همراه با بروزرسانی‌ها پول پرداخت کنه!

کسانی که در ازای پشتیبانی حاضر به پرداخت پول (حتی گاهی بیشتر از یک نرم‌افزار بسته) هستند، دانشجوها نیستند! شرکتها و دولتها هستند! چون دانشجوها نیازی به پشتیبانی ندارند! خودشون کار رو راه می‌ندازن به قول شما!
و البته این پشتیبانی و پرداختش برای نرم‌افزارهای بسته و غیر آزاد هم وجود داره! اما اونجا شما به شرکت مبدا وابسته هستید! اینجا نه، اگر شرکت اصلی پشتیبانی نکرد، دیگرانی هستند که بکنن! ولی تا وقتی که شرکت اصلی در دسترس باشه، اکثر افراد همون رو ترجیح می‌دن! دلیلش هم واضحه بخاطر تسلط بیشتر!

SRazi:
متکی بودن به closed source یعنی چه؟ یعنی متکی بودن به پول حاصل از فروش؟ این روش که ریسک و هزینه بالایی داره! بالا رو خوندید؟ با وجود ما ها اون ریسک شماره 2 بشتر هم شده!!
free software اداعا داره که یه روش انسانیه در عوض یه سری جمله که از تو سایت یکی از محصولات پر کاربرد ایرانی برداشتم براتون می ذارم تا ببینید چندین سال پیش همه این حرفها رو آقای استالمن زده بود.
———————————————
آیا میتوان قابلیتهای نرم افزار __ را توسط شرکت ___ کم یا زیاد کرد؟

برای اطلاع بیشتر با واحد فروش تماس حاصل بفرمایید.

شماره واحد فروش: 22221142
———————————————
می خواستم بدانم که ورژن جدیدتری از 5.1 هم وجود دارد ؟ ( ما با 4.2 کار می کنیم و وقتی که با پشتیبانی برای کاری تماس گرفتیم ، گفتند شما را ساپورت نمی کنیم و باید ورژن جدید را خریداری کنیم !!! )

بله، برای تهیه ورژن جدید با واحد پشتیبانی تماس حاصل بفرمایید
———————————————
…کلیه مشکلات مذکور بیش از 14 ماه پیش به شرکت اعلام شده ولی هنوز رفع نشده است و این همان پاسخ مبرهن است البته _ شاید توی این یکی دو ماه اخیر مرتفع شده باشد اما بنده دیگر اطلاع خاصی ندارم…
———————————————
«Please make the change that we want». Sometimes the developer says «pay us and we’ll listen to your problem»!, and if the user does that, the developer says «thank you, in six months there will be an upgrade. Buy the upgrade and you’ll see if we’ve fixed your problem and you’ll see what new problems we have in store for you». 😀

به حجت:
بالا رو از قلم انداخته بودم و در مورد اون ریسکها با تو هم عقیده‌ام.

اما در مورد شرکتی که مثال زدی:
به نظرت یکم حق ندارند؟ اگر برای پشتیبانی یا آپدیت نرم‌افزارشون پول نگیرند پس چرا آپدیتش کنند؟ بجای وقت برای آپدیت یک نرم‌افزار جدید می‌نویسند و بازاری تازه برای خودشان پیدا می‌کنند!

به مهرداد گرامی:
فکر می‌کنم مثال من حداقل برای حالت خاص خودش که بازار هدفش دانشجوها هستند درسته.

در مورد هدیه هم فکر نمی‌کنم زیاد پیدا بشن اینطور شرکتهایی که به پشتیبانی نیازی نداشته باشند و بیایند هزینه‌ای متحمل شوند و هدیه‌ای به توسعه دهنده‌گان بدهند.
البته مقصود کلی من اینه که چیزی شبیه همین هدیه یک فرهنگ خوبه ولی در ایران یکم کار داره تا جا بیفته.

[…] که با کلی زحمت نوشتم رو به صورت open source منتشر کنم؟ و در پستی از طرف مهرداد جواب داده شد و اینک ادامه ماجرا از طرف من! […]

[…] که با کلی زحمت نوشتم رو به صورت open source منتشر کنم؟ و در پستی از طرف مهرداد جواب داده شد و اینک ادامه ماجرا …. (پس […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


توجه: برای رفع مشکلات لینوکسی خود به یکی از انجمنهای اینترنتی مراجعه کنید! اینجا به هیچ وجه برای رفع مشکلات لینوکسی شما مناسب نیست!
تبادل لینک نداریم! لطفا سوال نفرمایید ما به هرکس بخوایم لینک می‌دیم، هرکس هم خواست به اینجا لینک بده! :)

Kategories

بایگانی

وضعیت بلاگ

  • 110,042 بازدید

مجوز انتشار:

تمامی مطالب و مقالات این بلاگ تحت مجوز GNU FDL قرار دارند. بنابراین کپی و ایجاد تغییر در آنها مطابق شرایط این مجوز آزاد می‌باشد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: