MGroup

جهان سوم یا قرون وسطی؟

Posted on: اوت 2, 2009

۲ سال پیش به نقل از دکتر حسابی نوشتم: (طبق این، این سخن مال دکتر پاپلی یزدی است!)

«روزی در آخر ساعت درس، یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سوالی مطرح کرد: استاد شما از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب مطلبی فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم، من به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد.»

یادمه توی مدارس، همیشه اروپایی‌ها رو مسخره می‌کردن که وقتی شما توی قرون وسطی و اینا بودین جهان اسلام تو کار علم و طب و اینا بود! و البته یه مشت توهمات هم به خورد بچه‌ها می‌دادن که هنوز کتابهای ابن سینا توی دانشگاه‌های اروپا تدریس می‌شه و اینا!

والا برا ما که هیچوقت این توهمات قابل قبول نبود، از بقیه‌ی بچه‌ها خبر ندارم، همیشه هم گیر می‌دادیم که خوب این حرف درسته! اون زمان، ما[۱] خیلی کارمون درست بود! اما الان هم آیا مثل همون موقع هستیم ما یا نه!؟

اما به گفته‌ی دکتر ما جهان سومی بودیم!

خدا بیامرزدت دکتر، نیستی ببینی ما جهان سومی هم نیستیم! ما هنوز توی قرون وسطی سیر می‌کنیم! هنوز دادگاه‌های تفتیش عقاید برگزار می‌کنیم، کلی آدم رو صرفا بخاطر اینکه فکر می‌کنن، و ما با فکر اونا موافق نیستیم حبس می‌کنیم، و دست آخر به یاد گالیله، افرادی رو زیر شکنجه، وادار می‌کنیم که بگن روز سیاهه! به سیاهی افکار ما!
خوبه که تلویزیون حداقل تصویرشون رو پخش کرد، که کسی نتونه حاشا کنه که اینا شکنجه شدن!

و جالبتر از همه اینه که می‌گن آقای ابطحی گفته که طبق تحقیقاتی که کردم به این نتیجه رسیدم که تقلبی صورت نگرفته! (کاری به صورت گرفتن یا نگرفتن که نداشته باشیم) یکی نیست بپرسه «این تحقیقات رو کجا انجام دادین!؟ توی انفرادی!؟ نکنه اونجا اینترنت هم داشتی ناقلا!؟»

من + میلیونها ایرانی و غیر ایرانی که روی این کره‌ی «گرد» که اصلانم مرکز جهان نیست، زندگی می‌کنیم، کل قرون وسطی رو محکوم می‌کنیم! از حبس کردن افراد به جرم اندیشیدن و حرف زدن، تا دادگاه‌های غیر قانونی قرون وسطی‌یی!

———-

[۱] ما کجا بودیم عموجان!؟ اجداد ما! چرا به خودمون می‌چسبونیم!؟ هیچکس رو بخاطر خوبی/بدی اجدادش جایزه/شکنجه نمی‌دن! (شایدم توی قرون وسطی دادن!)

برچسب‌ها:

21 پاسخ to "جهان سوم یا قرون وسطی؟"

فاتحه کشور رو باید رسما خوند! ابطحی بارها تاکید می‌کنه که بازجوها آدمای مودبی بودن!‌ و این مسخره ترین حرفیه که می‌توستم تو عمرم بشنوم!‌ آدمای مودب! بازجوی مودب:) کلا هتل بوده. اما هتل نبوده. ها ها. بیچاره مردمی که این حرفا باورشون می‌شه

آره! گویا اینترنت هم داشته!

این گفته از دکتر حسابی نیست. از پروفسور پاپلی یزدی است!
http://arsin.wordpress.com/2008/01/18/underdevelopecountry/
خوشبختانه ایشون هنوز زنده‌اند چند ماه پیش یزد بودند و در خدمتشون بودم و بهره بردیم.

———
اوه!
چه بد! اصلا یادم نمیاد این رو اون زمان از کجا پیدا کردم😦
تصحیح شد! ممنون🙂

اما در مورد نوشته‌ات باید گفت هیچ قومی تغییر نمی‌کنند مگر آنکه خود بخواهند. واقعیت اینه که تنبلی کردیم، پدرانمان.
باید تلاش کرد، پیش رفت. از واقعیت و راستی نترسید. از خوبی و توان دیگران نترسید. باید خواند و خواند. باید مطالعه کرد و عادت کرد به فکر کردن. به پرسیدن و به نقد کردن. به آزاد بودن در اندیشه و عمل.

ما می‌توانیم. باشد فرزندان فرزندانمان این سوال بالا را نپرسند از خودشان.

من اگر بنشینم، تو اگر بنشیینی، چه کسی برخیزد؟

گاهی اوقات فرصت کار مهیا نیست!
تنبلی کردیم، اما بیکار هم نبودیم! خیلی چیزای امروز رو مدیون کارها و روشنگریهای سالهای گذشته می‌دونیم!

مساله این نیست که گاهی استفاده کرده‌ایم. مساله اینه که خیلی بیشتر استفاده نکرده‌ایم.

با سلام
عنوان پستت بدجوری رفت رو اعصابم .
ما ایرانی‌ها خیلی بی‌سوادیم که طرحی رو که در قرون وسطی اجرا شده الان داریم گولش رو می‌خوریم . تاریخ برای خوندن و درس گرفتنه و ما هیچ وقت تاریخ رو درست نخوندیم ( نمی‌گم درست یادمون ندادن چون تاریخ خوندنیه ) .
ای‌کاش یه خورده قبل از انجام هر کاری فکر می‌کردیم . با صادق هم موافقم که می‌گه باید خواند وخواند .
اما اینجا من و شما جز آه کشیدن کاری از دستمون بر نمیاد . برمیاد ؟
مهرداد جان من که فکر می‌کنم همین نرم‌افزار آزاد هم دچار گمراهی خواهد شد .
الان خیلی از تفکرات غلط در لباس دوست بوجود اومده و داره ریشه به تیشه‌ی فلسفه‌ی پشت آزادی می‌زنه .
یا علی

سلام
متاسفم که همچین تیتری انتخاب کردم! بهترین چیزی بود که به ذهنم می‌رسید!

والا از اون جمله‌ی مربوط به بی‌سوادی من که چیزی نفهمیدم😦
البته به نظرم سواد، به درک و فهم ربط مستقیمی نداره! که گول خوردن بیشتر به درک و فهم مربوط می‌شه! که تنها عاملش سواد نیست!

خوب آه کشیدن هم راهیست برای اعلام موضع! البته من تنها آه نکشیدم، یا خودم اینطوری حس میکنم:-/

نرم‌افزار آزاد، گمراهی!
خوب با آزاد بودن افراد و اعضای جامعه در ایراد نظراتشون، می‌شه مطمئن بود که این اتفاق نخواهد افتاد!
من معتقدم خیلی از مشکلات هر جامعه‌ای با صرفا آزاد بودن ابراز عقیده و نظر و بحث پیرامون آنها، حل می‌شه! که در مورد جامعه‌ی نرم‌افزار آزاد هم با بودن این مسئله به سادگی می‌تونم نتیجه بگیرم، تا زمانی که افراد جامعه هستند، اینطور نمیشه!
البته این (به نظر من) توهم خیلیهاست که با بستن دهن افراد، می‌شه جلوی انحراف رو گرفت! (فکر نمیکنم شما این نظر رو داشته باشی، کلی می‌گم!) در حالی که وقتی جلوی بحث و گفتگوی آزاد گرفته شد، در واقع جلوی جوابگویی به اتهامات، و شبهات هم بسته می‌شه! و اون موجودی که به ذعم این دوستان می‌خواد انحراف ایجاد کنه، کارش راحت تر می‌شه! چون برای اثبات حقانیتش فقط همین رو می‌گه که حاکمان از شنیدنش ترس دارند، که نمی‌گذارند بیان بشه، پس درسته!
به سادگی باز گذاشتن باب بحث می‌شه جلوی این رو گرفت، اما افرادی که یا این توهم رو دارند، یا اینکه خود رو بر حق نمی‌دونند! این باب رو می‌بندند! و به همین سادگی هم از اینجا ضربه می‌خورند، ضربه‌ای غیر قابل دفاع!

در مورد نرم‌افزار آزاد، حتی اگر اشتباهاتی داشته باشه، که حتما داره (که اگه نداشت تکامل براش بی‌معنی بود)، به خاطر ذات ازاد بودنش است که اشتباهات فنی، جهت‌گیری‌های فلسفی و … در معرض قضاوت و دید همگان است. و در گذر زمان حتما حتما رو به تکامل خواهد بود. مگر اینکه بگیم عقل بشری در گذر زمان فاسدتر و ناقص‌تر می‌شود.🙂

با سلام
{متاسفم که همچین تیتری انتخاب کردم! بهترین چیزی بود که به ذهنم می‌رسید!}

اتفاقا منظورم این بود که بسیار تیتر دقیقی است و پر مفهوم .

{والا از اون جمله‌ی مربوط به بی‌سوادی من که چیزی نفهمیدم :(}

من ظورم این بود که ما ایرانی‌ها از اتفاقاتی که در تاریخ افتاده بی‌خبریم و برای همین کلاه دسته چندم سرمون میره همیشه .
با اینکه فهم به سواد مربوط نیست موافقم ولی برای مقایسه دو اتفاق باید از هر دو اطلاع داشت و منظورم از خواندن همین بود .

اما در مورد نرم‌افزار آزاد : تمام مطالب شما درسته ولی هر چه بیشتر جلو بریم ، استفاده راحتتر می‌شه و خیل عظیمی از مردم که فهم و سواد ( یعنی دلایل ایجاد نرم‌افزار آزاد رو نمی‌دونند ) کافی ندارند به جامعه اضافه می‌شن و این دقیقا همون نقطه ایست که برنامه‌ریزی شده تا از همون جا به جامعه ظربه زده بشه .
با یک مثال میگم : تا حالا فرض می‌کنیم ۱۰۰ نفر به خاطر آزادی با وجود تمام مشکلات از نرم‌افزار آزاد استفاده می‌کردند اما یهو این تعداد بخاطر راحتی و قدرت بیشتر نرم‌افزار ازاد به ۱ میلیون ارتقا پیدا کنه . اونوقت چه اتفاقی می‌افته ؟ اون صد نفر اول هنوز هم به آزادی احترام می‌زارن ولی اون یک میلیون نفر اصلا برای آزادی نیومدند که بخوان به آزادی احترام بزارن .
اما الان اغلب جامعه رو اونا تشکیل می‌دن که استفاده کننده‌ی محض هستند و هیچ چیز نمی‌دونند و براشون مهم هم نیست .
این افراد با تحریک اون عده‌ای که قبلا گفتم نفوذی دشمن‌ها و انحصارگرها هستند کلا مسیر حرکت نرم‌افزار آزاد رو می‌تونن تغییر بدن و از دست اون ۱۰۰ نفر هم کاری بر نمیاد . امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم .

این نرم‌افزار آزاد قابل تعمیم به تمام جامعه است یعنی فقط آزادی گفتار کافی نیست . باید مردم هم توانایی تشخیص درست رو از غلط داشته باشند و الا می‌شه همین اتفاقی که الان توی کشور افتاده . که از قبل قابل پیش‌بینی بود ولی هیچ کس نتونست جلوش رو بگیره .
یا علی

خوب من تا جایی که اطلاعات داشتم، قضاوت و نظر شخصیم رو بیان کردم! حالا اشتباه یا درستش رو توی صحبت با دیگران می‌فهمم!

در مورد نرم‌افزار آزاد:
با نظر شما مخالفم!
چون اون ۱۰۰ نفر حق ندارند به دلیل اینکه قبل از دیگران وارد این جامعه شده‌اند برای دیگران تکلیف تعیین کنند، و به اصطلاح قیم آنها باشند! پس اگر اون هزار نفر جدید، که اصلا بخاطر آزادی نرم‌افزار نیومدن اینطرف، می‌خوان با استفاده از wine روی پلتفورم آزاد لینوکس برنامه‌ی غیرآزاد فتوشاپ رو داشته باشن، به اون ۱۰۰ نفر هیچ ربطی نداره! و البته که این ممکنه به نظر به جامعه صدمه بزنه!
اما برای جلوگیری از این صدمه، باید در فضایی آزاد اون ۱۰۰ نفر بیان و دلیل خودشون رو برای عدم استفاده از فتوشاپ بیان کنند، و مسلما یه تعدادی رو نمی‌تونن قانع کنند، پس حق ندارن بیان روی کرنل لینوکس یه اسکریپت بزارن که خوب حالا که شما می‌خواین فتوشاپ استفاده کنین، ما هم می‌زنیم هاردتون رو می‌سوزونیم! تا غلط بکنین دوباره اشتباه کنین!
خوب به نظرت این راه درسته!؟ باعث نمی‌شه که جامعه اون ۱۰۰۰ نفر + کلی آدم دیگه که داستان اینا رو می‌شنون رو از دست بده، و همه دشمن این جامعه بشن!؟

نه! من به هیچ وجه موافق نیستم که کسی می‌تونه قیم و سرپرست دیگران باشه، افراد صرفا می‌تونن به دیگران توصیه کنند، اما این حق رو ندارن! و این مخالف مستقیم دستورات اسلام هم هست! چرا که اگر ما قبول کنیم که کسی سرپرست دیگران است، و می‌تونه که برای اونا تصمیم بگیره، و وقتی که می‌خوان به راه اشتباه برن، جلو شون رو بگیره! پس بهشت و جهنم معنی نداره! یعنی با عدالت خدا تناقض داره اینا! خدا (یا هرکسی) نمی‌تونه کسی رو که به خواست خودش به راهی نرفته، رو از رفتن به اون راه بازخواست کنه! چون به خواست خودش نبوده! و همینطور نمی‌تونیم دیوانه‌ای (منظور کسی که قوه‌ی تشخیص نداره!) که مرتکب اشتباهی شده، مرتکب قتل شده اصلا، نمی‌تونیم این رو محاکنه کنیم و بعد هم اعدام کنیم بگیم عدالت رو برقرار کردیم، همونطور هم که احتمالا می‌دونی طبق قوانین ایران، و دیگر کشورها کسی که جنون و این دیوانگیش اثبات بشه از محاکمه تبرئه می‌شه! آیا خدا کمتر از انسان می‌فهمه!؟ که بیاد بگه اگه این کار رو کردین میرین بهشت، بعد یکی رو بفرسته که بزور ما اون کار رو بکنیم و بریم بهشت!؟

آیا پیامبر ملت رو بزور سرنیزه به راه راست هدایت می‌کرد!؟

با سلام
مهرداد جان باز هم من نتونستم منظورم رو درست برسونم .
من نگفتم اون صد نفر قیم باشن .
من گفتم یه عده از نادانی اکثر کاربران استفاده می‌کنند و در یک مدت زمانی کلا مسیر نرم‌افزار آزاد رو منحرف می‌کنند . اون صد نفر هم نمی‌تونن کاری انجام بدن و همیشه در اقلیت خواهند بود .
تاریخ نشون داده که کارهای درست زیادی شروع شده ولی بعد از مدتی به راه خطا رفته . ریچارد کبیر (rms ) هم یک راهی رو شروع کرد ولی کم کم تفکر اون کنار گذاشته می‌شه و تفکری ماکروسافتی جایگزینش می‌شه بدون اینکه اکثر کاربران نرم‌افزار آزاد متوجه بشن . عده‌ی کمی هم که صداشون در بیاد ، صداشون بجایی نمی‌رسه .
هیچ کس هم این وسط کسی رو به زور به سمتی نمی‌بره . نه اون ۱۰۰ نفر و نه اون عده‌ی ماکروسافتی منافق .
من اصلا این وسط حرفی از زور نزدم ، من فقط بر نادانی کاربران و عده‌ای منافق که در ظاهر طرفدار آزادی هستند حرف زدم . و ۱۰۰ نفر آدم تمثیلی که در طول تاریخ همیشه در اقلیت بوده و خواهند بود . امثال ریچارد کبیر و کاربرانی که واقعا برای آزادی تلاش می‌کنند همیشه تنها خواهند بود ولی نا امید نخواهند شد .
امیدوارم ایندفعه درست منظورم رو رسونده باشم .
پ.ن : اگر من انقدر تاکید روی جامعه‌ی نرم‌افزار آزاد می‌کنم چون مثالیست برای وضع امروز جامعه‌ی ایران .
یا علی

کاملا متوجه مثالت هستم دوست عزیز!😉

خوب، اگر اون جمعی که شما می‌گین، موفق به اینکار شدن، به نظر من دو حالت ممکنه:
۱. این حرکت از ابتدا مشکل داشه! این جامعه، این سیستم که ریچارد یا هر کسی تعریف کرده، مشکلاتی داشته! و طی این مدت اون جمع ۱۰۰ نفر به هر دلیلی موفق نشدن تصحیحش کنن! به هر حال طبیعیه که ریچارد هم آدمه! و نمی‌تونه فراتر از زمان خودش فکر کنه! پس حرکتش به فراخور زمان نیاز به اصلاح داره، همونطور که می‌بینی از شروع حرکت تا الان چند بار قانون اساسی‌ای که این حرکت برپایه‌ی اون بوده (مجوز GPL منظورمه!) بازنویسی و بهینه شده! تا جلوی همون چیزی که شما بهش می‌گی انحراف که با دور زدن قانون توسط یک فردی به نام مایکروسافت اتفاق افتاد رو بگیره! (حتی اینکه میگم مشکل داشته، می‌تونه زیادی ایدآل گرایانه بوده باشه! صرفا به این معنی نیست که بد بوده! ممکنه درشرایط بشر امروز نگنجه! پس موفق نخواهد بود!)

و حالت دوم: این مشکل نشان از این می‌ده که ریچارد و اون ۱۰۰ نفر طی این ۲۵ سالی که از شروع این جنبش، این حرکت می‌گذره نتونستن مفهومی که مد نظرشون بوده، اون جامعه‌ی آرمانی رو تعریف کنن، و در واقع در کار سازندگی و تولید مدافعانی برای جامعه کم گذاشتن، و سیستمی که به یک نفر یا ۱۰۰نفر متکی باشه، دیر یا زود نابود می‌شه، چون اونا نابود می‌شن!

با سلام
حرف تو درسته اما من میگم تبلیغات خیلی قدرتمندتر از حرف و راه درسته .
یک اتفاق می‌افته ۱۰۰۰ نفر اونجا هستن و واقعیت رو می‌بینن .
بعدش یک قدرت تبلیغاتی میاد و اون اتفاق رو اونطوری که نبوده نشون میده و ۱۰۰ نفر از اون هزار نفر رو هم به هر طریقی راضی می‌کنه که حرفش رو به عنوان شاهد تایید کنن. هر روز و هر روز به مدت ۵۰ سال این دروغ رو تبلیغ می‌گنه اونم در یک حجم میلیونی .
حالا اتقاقی که می‌افته چیه ؟ یک دروغ جای یک واقعیت رو می‌گیره و از اون به بعد اون واقعیت می‌شه و هر کسی خلاف اون بگه میشه دروغگو .
از نظر من این مثال جامعه‌ی ما و دنیایی است که توش هستیم .
یا علی

حرفت رو نصفه نیمه قبول دارم😀
اینکه تبلیغات موثره آره! هست!
و اینکه اینی که گفتی مثال جامعه‌ی ماست رو ۱۰۰٪ قبول دارم!

اما چطور می‌شه جلوی این رو گرفت!؟ بحث اینه!
به نظر من با پیشگیری از انحصار رسانه‌ای! می‌شه جلوی این رو گرفت! وقتی که رسانه انحصاری باشه، هرچی که اون تبلیغ کنه خوبه یعنی موثر تره!

اما دنیای امروز، قرن ۲۱ و اینترنت اثبات کرده که دیگه جلوی اون انحصار رو داره می‌گیره!
قبل از این رسانه‌های پر قدرت تلویزیونها و روزنامه‌ها بودن! که اصولا باید مقدار زیادی سرمایه می‌داشتی برای راه اندازیش! (البته اگر مثل کشور ما راه اندازیش از پایه انحصاری نبود!)
اما با اینترنت، دیگه اینطور نیست! امروز همه‌ی مردم همه‌ی کاربران اینترنت که کم هم نیستن حتی توی ایران، همه‌ی اینا تولید کننده‌ی اطلاعات و خبر هستن و تقریبا دارن انحصار رو از رسانه‌ها می‌گیرن! در این زمینه کمی تحقیق بسیار راه گشاست! اینکه امروزه هر کسی بتونه به سادگی داشتن یک کامپیوتر و یک دوربین دیجیتال یک تلویزیون اینترنتی راه بندازه! از مزایای این پیشرفت است!
که این پیشرفت باعث می‌شه که اون تلویزیونی که تا دیروز به نفع یک فرد خاص حقایق رو عوض می‌کرد، دیگه نمی‌تونه! چون خیلی سریع! خیلی سریع، اینکارش لو می‌ره و دنیا می‌فهمن که مثلا فاکس نیوز یک رسانه‌ی یک طرفه‌است! یا فارس‌نیوز یا بقیه… و اعتبار اون رو کم میکنه این قضیه! پس اگر می‌خواد در صدر بمونه باید باید به سمت بی‌طرفی بره! چیزی که رسالت هر رسانه است!
جا داره سخنی نقل کنم از امام خمینی: «هرچه بر سر ملت‌ها می‌آید از نا آگاهی است.»
به نظر من از اون سخنانیست که باید طلا گرفت!
و رسالت همه کسانی که می‌خوان جلوی قدرت گرفتن به قولی سرمایه‌داران رو بگیره، اینه که هرچه بیشتر در راه آکاهی مردم دنیا گام برداره! و این اینترنت، موبایلها و دسترسی اینترنت در هرجایی، کمک بسیار بسیار زیادی به این می‌کنه!

و باز به همون حرفم می‌رسم، که برای حل خیلی از مشکلات دنیا و ایران ما باید فضای باز و راحت بحث و نقد رو ایجاد کرد، با بستن و فیلتر و ایجاد محدودیت، فقط اون موضوع مهمتر و موجه‌تر می‌شه! و جلوی نقد اون رو هم می‌گیره!

سلاح دوران ما قلم است! آینده‌ای رو می‌بینم که دیگه سلاح هسته‌ای و قدرت نظامی برای هیچ‌کس قدرتی نمیاره! قدرت توی علم و دانش است!
چیزی که ژاپن ۵۰ سال پیش بعد از جنگ جهانی فهمید، و از اون زمان بجای کار کردن روی مسائل نظامی، روی علم کار کرد، و ژاپن امروز رو می‌بینیم! (یادمون نره که ژاپن از نظر نظامی در اون زمان ابرقدرتی بود که داشت آمریکا رو شکست می‌داد که آمریکا با اون بمب هسته‌ای که زد در واقع جلوی اینکار رو گرفت و ژاپن رو آروم کرد!)

اما امروز
نمونه‌ی زیبای حرف من، یک شبه جزیره است، به نام شبه جزیره‌ی کره!
شمال این جزیره، زنانی رو می‌بینیم که هنوز کنار رودخونه و جوب آب دارن لباس می‌شورن! و دولتشون تعداد بسیار زیادی کلاهک هسته‌ای داره، که مسلما برای داشتنشون بسیار بسیار هزینه کرده!
در جنوب اما، مردمانی هستند که دارن ماشین لباس‌شویی به دنیا صادر می‌کنن، ماشین و … صادر می‌کنن، اما دولتشون هیچ کلاهکی نداره!

کدوم قوی ترن!؟

اين سخن از دكتر حسابي نيست؟ پس چطور از قول ايشون نقل كرده بودن؟

خوب نمی‌دونستن!

با سلام
خداروشکر که با این زبان الکنم بالاخره منظورم رو رسوندم . با حرف‌های تو هم کاملا موافقم .
اما من خیلی از پول و قدرت بدست اومده از اون می‌ترسم . کسانیکه پول دارن وبا اون قدرت‌ها رو هم می‌خرن ، هر کاری می‌کنن تا جلوی ضرر خودشون رو بگیرن .
من به اندازه‌ی تو به رسانه‌هایی مثل اینترنت خوش بین نیستم . یک شایعه توی اینچنین رسانه‌هایی با سرعت نور منتشر می‌شه و معلوم هم نمیشه منبعش کجا بوده. در ضمن با سرمایه‌گذاری کلان توی اینترنت هم می‌شه پایگاه‌های باصطلاح مردمی و فردی تشکیل داد تا برای رسیدن به یک منظور تلاش کنن.
با سان.سو.ر نشدن اطلاعات هم کاملا موافقم خودت هم می‌دونی . اصلا اطلاعات رو نمی‌شه جلوش رو گرفت اما میشه مخدوشش کرد .
من از همین مخدوش شدن واقعیت با دروغ می‌ترسم .
در مورد آگاهی هم یک زمانی بود که مردم ناآگاه بودن . در اون حالت میشد تلاش کرد تا مردم رو آگاه کرد .
اما الان تلاش میشه تا مردم رو ناآگاه بکنن و این تنها مشکل کشور ما نیست بلکه یک مشکل جهانی است .
من یک کاربر عادی اما سرسخت نرم‌افزار آزادم ( آزادی علم و دانش ) اما ته قلبم یه چیزی میگه این راه هم بالاخره یک روز منحرف میشه.
این جنگ تا آخر دنیا ادامه خواهد داشت و من خواهم جنگید . راه حل هم همینه .

{کدوم قوی ترن!؟}

در این مورد تاریخ رو مثال می‌زنم . امیدوارم که مطالعه داشته باشی .
تا ابتدای قرن ۱۳ میلادی مسلمانان ( اعم از شیعه و سنی ) تقریبا در تمام دنیای شناخته‌شده آن زمان یکه تازی می‌کردند . تقریبا تمام آفریقا و خاور میانه و نصف اروپا یا در اختار آنها بود یا مسلمان بودند یا بشدت وابسته به آنها .
ثروت و علم مسلمانان رقیب نداشت و هیچ کس را یارای مقابله‌ی علمی و تجاری با آنها نبود . ( توی پرانتز بگم که در آن زمان باروت در چین اختراع شده بود اما بدون استفاده‌ی نظامی ) .
در همان زمان اروپاییانی که الان ادعای تمدن می‌کنند با اختراع اسلحه‌ی گرم ، شروع به غارت و کشت و کشتار و آدم ربایی زدند و تمام راه‌های ارتباطی آن زمان را نا امن کردند و هرچه بود و نبود به غارت بردند و ظرف ۵ قرن یعنی تا قرن ۱۹ میلادی کل ثروت و قدرت و علم مسلمانان را به تاراخ بردند .(تا اینجا نقل تاریخ کردم . از این به بعد نظر خودم رو می‌گم )
علت این اتفاق چه بود ؟ علت این اتفاق این بود که مسلمانان به قدرت بی‌تفاوت بودند و سعی زیادی در بکار گیری علم خود در زمینه‌ی نظامی نکردند چون فکر می‌کردند که تمام اصول این دنیا برپایه‌ی منطق است و با ثروت و خوش برخوردی می‌توان با همه رابطه داشت . این کوتاهی باعث شد تا هرچه داشتند به زور از دستشان در بیاید و بشوند برده‌ی انسان‌های بی‌تمدن اما پر قدرت .
اگر می‌خواهید کشوری موفق باشید اول باید قدرتمند باشید تا بتوانید از آنچه بدست می‌آورید محافظت کنید و الا در همان ابتدااز بین می‌روید .
یا علی

اما من خیلی از پول و قدرت بدست اومده از اون می‌ترسم . کسانیکه پول دارن وبا اون قدرت‌ها رو هم می‌خرن ، هر کاری می‌کنن تا جلوی ضرر خودشون رو بگیرن .

خوب این ترس باعث می‌شه که تلاش کنیم هزینه‌ی اون کار رو برای یک رسانه‌ی غیر آزاد و غیر مستقل و یکطرفه زیاد کنیم! صرفا با بررسی رفتارش و برملا کردن حرکتهای یکطرفه‌اش! یادمون نره اعتبار یک رسانه، مهمترین داراییش است!

اگر می‌خواهید کشوری موفق باشید اول باید قدرتمند باشید تا بتوانید از آنچه بدست می‌آورید محافظت کنید و الا در همان ابتدااز بین می‌روید .

به نظرم این ماجرا در مورد ۴ قرن پیش می‌تونه صادق باشه! اما در مورد قرن ما صادق نیست! کما اینکه من مثال از دنیای امروز آوردم! اما شما از چند قرن پیش!
و فاکتورها و شرایط متفاوت ارتباطات و دانش امروز رو نسبت به اون زمان حذف کردی!😉 که توی نتیجه گیری موثره!

با سلام
درمورد اینکه الان وسایل و شرایط متفاوته با تو موافقم .
ولی من نخواستم در مورد مثال تو اینجا بحث کنم چون نه تنها جاش نیست بلکه در مورد تاریخ راحتتر می‌شه صحبت کرد تا زمان معاصر . زمان معاصر همیشه تاریخش تحریف شده است باید قدرتها تغییر کنند تا بشه در موردشون و روابط بین‌شون صحبت کرد .
حضرت علی سخنی دارن با این مضمون که تاریخ رو بخوانید و درس بگیرید چون تاریخ تکرار می‌شه .
پس اینکه میگن تاریخ تکرار ناشدنی است رو کی‌گفته ؟به نظر من یک دروغ خیلی خیلی بزرگ و حساس گفتن و حتما مقصودی داشتن از گفتن این دروغ بزرگ .
یک مثال می‌زنم : «خود ما هم توی کار با سیستم کم پیش میاد یک اشتباه رو دوبار تکرار کنیم چرا ؟ چون از اتفاقی که قبلا برامون افتاده درس گرفتیم و حتی اشتباهاتی رو که دیگران کردن اگر قبلش بخونیم دیگه خودمون مرتکب نمی‌شیم اما یک تازه‌کار که تازه با سیستم شروع به کار می‌کنه و هیچ مطالعه‌ی قبلی هم نمی‌کنه تمام اشتباهات ما رو دوباره تکرار می‌کنه و ما در راهنمایی به اون می‌گیم که برو و اشتباهات و راه حل هایی رو که قبلا گفته شده مطالعه کن جوابت رو پیدا می‌کنی .»
من با تغییر شرایط و پیشرفت علم موافقم ولی اینها باعث نمی‌شه که «کل» تغییر کنه . اگه ما می‌خواهیم که تاریخ تکرار نشه باید در نحوه‌ی تقکرمون و عملکردمون روشی رو انتخاب کنیم که پادزهر اتفاقات گذشته باشه .
درمورد مثال خودم باید بگم از قرن ۱۳ تا ۱۹ میلادی اسلحه نقش تعیین کننده در قدرت بود اما الان اطلاعات همون نقش رو ایفا می‌کنه وکسی که صاحب اون باشه به همه‌ی دنیا می‌تونه حکومت کنه .
در قرن ۱۳ تا ۱۹ کشورها بر سر قدرت با هم می‌جنگیدن ولی الان افراد و گروه‌ها بر سر قدرت با هم می‌جنگند .
در قرن ۱۳ تا ۱۹ پادشاهان با زر و زور بر مردم حکومت می‌کردند الان یک عده‌ی صاحب قدرت و ثروت بر دنیا حکومت می‌کنن .
اما مسئله اینجاست که راه‌ها و نقاط ضعف تا حدود زیادی ثابت مونده چون به شاکله‌ی انسان بر می‌گرده . حرص به پول ، قدرت . کینه ، طمع ، نادانی ، راحت طلبی . همه‌ی اینها مشکلات موجودن که در طول تاریخ ثابت موندن چون وابسته به ذات انسانن .
همه‌ی اینها رو گفتم که اینو بگم «من می‌گم کلاهی سرمون می‌ره که بارها سرمون رفته در طول تاریخ»
یا علی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


توجه: برای رفع مشکلات لینوکسی خود به یکی از انجمنهای اینترنتی مراجعه کنید! اینجا به هیچ وجه برای رفع مشکلات لینوکسی شما مناسب نیست!
تبادل لینک نداریم! لطفا سوال نفرمایید ما به هرکس بخوایم لینک می‌دیم، هرکس هم خواست به اینجا لینک بده! :)

Kategories

بایگانی

وضعیت بلاگ

  • 110,033 بازدید

مجوز انتشار:

تمامی مطالب و مقالات این بلاگ تحت مجوز GNU FDL قرار دارند. بنابراین کپی و ایجاد تغییر در آنها مطابق شرایط این مجوز آزاد می‌باشد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: