MGroup

Archive for the ‘تراوشات ذهن من’ Category

خیلی وقته میخوام نظراتم در مورد لینوکس اف ام رو بنویسم. حالا حسش اومد…

نکته: متن پیش رو نظرات شخصی من هست، من با خیلی از دوستانی که برای لینوکس اف ام از ابتدا برنامه میساختن آشنا هستم، و منظورم ناراحت کردن این دوستان نیست به هیچ وجه، صرفا نظرات درست یا غلط خودم رو در میون میذارم برای شاید بهتر شدن برنامه ها…

به نظر من اون برنامه ثابت هفتگی خیلی خوب بود، اینکه آدم بدونه دقیقا یه زمان خاص در هفته/روز/ماه برنامه داره، یه جورایی میشه در طول هفته حتی تبلیغ برنامه های این هفته رو کرد، و این میشد که من اون زمان که لینوکس اف ام راه افتاد سرباز بودم، اما بعضی هفته ها سر وقت میرفتم کافی نت و برنامه جدید رو دانلود میکردم که گوش کنم. حیف شد که از اون مود در اومد.

به نظر من هرگونه برنامه آموزشی از طریق رادیو حتی تلویزیون اشتباهه! آموزش رو از طریق وبلاگ خیلی بهتر میشه داشت. جاش توی رادیو نیست.

برنامه های خبری و بحثی خوبه، جنجالی، مثه همون برنامه ماکروسافت و ناول که اون اول کار بود!

و برنامه های ارشادی درباره آزادی و گنو. بحث سر مباحث مطرح در جامعه نرم افزار آزاد، سر خیلی مباحث که مقالاتی توی سایت گنو هست.

آره، درسته، منم میدونم در طول یک هفته مگه چندتا خبر وجود داره! اما یکی اینکه لزومی نداره برنامه چهار ساعت باشه، نیم ساعت برنامه خوب و جذاب که کلی آدم گوش کنن بهتره از دو ساعت برنامه خسته کننده! بعلاوه اینکه خیلی از همین اخبار کلی مباحثه در ادامه شون دارن. کلی موضوع برای کل کل کردن مفید وجود داره، کل کل مفید یعنی که دو یا چند نفر سر یه موضوع بحث کنن، در برنامه های مختلف، و البته حرفای مفید بزنن 😉

البته که با طرحی که برنامه ها رو جدا کردن و توی فایلهای جداگانه منتشر میشد، میشه گفت خوب هرکس دوست نداره اون برنامه ها رو دانلود نمیکنه، و با این وضع به نظرم میشه اون برنامه ها رو هم داشت، اما یه جورایی برنامه ها کلا میره به سمت آموزش  که به نظر من فایده نداره، حتی از تلویزیون هم آموزش فایده نداره.

برنامه های جالبی مثه لاگهای نارسیس، اخبار جادی و ایریکس، گزارشهایی که از جشنها و برنامه های لینوکسی کشور داده میشد. خیلی کارهای جالب میشه کرد.

با تشکر از همه دوستانی که برای لینوکس اف ام زحمت کشیدن تو این مدت تا سرپا بمونه…

Advertisements
برچسب‌ها: ,

آره! چیت کد! این اصطلاح رو دیروز که برای چند دوست دانشجو سخنرانی میکردم و از خوبیهای مشارکت در پروژه های آزاد/متن باز میگفتم به ذهنم رسید.

مطلبی که میخوام بنویسم رو توی یکی دو تا سمینار اخیری که داشتم کمابیش تعریف کردم، دیروز حس کردم شاید بد نباشه بنویسمش که قابل رفرنس باشه برا خودم D: همینطور دوست عزیزم ناصر غانم زاده هم عموما توی سمینارهای مرتبطش و پستهایی توی وبلاگش به شیوه ی خودش به این موضوع اشاره کرده و دلایل مستدلتری حتی آورده! (بد نیست یه گشتی تو وبلاگش بزنین اگه نخوندین)

نکته: مطلب پیش رو با هدف دانشجویان رشته های IT نوشته شده و اگه شما فارغ التحصیل شدین احتمالا بدردتون نخواهد خورد برین یه مطلب بدردبخورتر پیدا کنین برا خوندن.

ماجرا از روزی شروع میشه که شمای دانشجو درس و دانشگاهت تموم میشه، سربازی هم رفته یا نرفته تموم میشه و میخوای بری سر کار! اگه در طول مدت تحصیل یک دانشجوی خوب بوده باشی و صرفا درس خونده الان با یه معدل بالا کلی خودتو آدم حساب میکنی و معدل رو میگیری جلوت و میری دنبال کار و خوب کلی هم درس پاس کردی که فکر میکنی الان یه برنامه نویس خفن هستی چون مثلا پروژه درس طراحی الگوریتمت پروژه اول کلاس شد و استاد هم کلی ازت تعریف کرد! اما خبری از کار نیست مگر بیگاری و حمالی! چندسال اول عمر کاریت بسته به عرضه ات که چقدر بتونی خودت رو بالا بکشی باید همینطور به بیگاری بگذرونی.

خوب! حالا سوال اینه که چیکار کنم؟ من دانشجو که خیلی هم درس میخونم و پروژه های استاد رو هم کپی نکردم و خودم تولید کردم! دیگه چیکار میتونم بکنم؟ یه راهی که بعضی پیشنهاد میکنن جذب بازار کار شدن از همون سالهای دوم و سوم دانشگاه هست، بعضی از دوستای منم رفتن و همون زمان بعنوان یه دانشجو درآمد خوبی داشتن! من این راه رو نرفتم، اطلاعات دقیقی ندارم، اما من راه بهتری دارم براتون!

اون راه هم مشارکت در پروژه های آزاد/متن باز بزرگ و جهانی هست! دقت کنین مشارکت! نه تولید یه نرم افزار آزاد هرچقدر هم که خفن به تنهایی!

و این مشارکت چند فایده برای شما خواهد داشت:

  1. وقتی از دانشگاه رفتی بیرون به چشم یه آدم صفر کیلومتر تازه از دانشگاه بیرون اومده بهت نگاه نمیکنن! بسته به میزان تولید و نتیجه ای که از پروژه های آزادی که مشارکت کردی داشته باشی با سابقه تر بهت نگاه میشه! و خوب کار بهتری گیر میاری!
  2. تجربه برنامه نویسی در یک محیط بزرگ با همکاری با برنامه نویسان بزرگ و بعضا کار درست دنیا! واقعا دید و اطلاعات و قدرت برنامه نویسی ای بهت میده که با 10 سال کار توی یه شرکت بسته ایرانی عمرا گیرت بیاد!
  3. راحتتر کار گیر میاری! یعنی وقتی رزومه ات که مشارکت توی چندتا پروژه متن باز توش نوشته شده رو یه مدیر ببینه حتی ممکنه بدون هیچ مصاحبه فنی ای بهت بگه بیا سر کار!

این چیزا که تعریف کردم رو به چشم دیدم! از فرصتی که توی دانشگاه دارین استفاده کنین!

دانشگاه یعنی سه ماه بیکاری و ولگردی و یکماه درس خوندن آخر ترم! از اون سه ماه استفاده کنین!

اما اونور ماجرا، جالبه که در زمینه IT هم الان توی ایران قحط الرجاله! یعنی نداریم! از برنامه نویس تا مدیر سیستم و … شرکتا دنبال نیرو هستن و نیست! کمه! البته همه ماجرا مربوط به خروجیهای دانشگاه نیست، به بخشش هم مربوط به راحت بودن رفتن از این مملکت و علاقه مند بود افراد به این امر هست! و به هر حال هرکس که میتونه میره! اینم یه دلیل دیگه ی ماجراست.

حالا اگه حسش بود در ادامه این پست یه مطلب هم درباره چگونگی مشارکت و داخل شدن به امر توسعه برنامه های آزاد مینویسم.

فعلا.

 

پانویس: من خودم اگر روزی در سمتی قرار بگیرم که بخوام با کسی مصاحبه کنم و جذب کنم برای کار، اگه مشارکت در پروژه های آزاد نداشته باشه احتمالا حتی باهاش مصاحبه هم نکنم! و دلیل قاطع و فنی ای برای این دارم! که فعلا حسش نیست بیشتر توضیح بدم/.

خب هدف از این پست فقط و فقط کمی گیر دادن به دانشجوهای رشته کامپیوتر هست ولاغیر !

همه شما میدونین که یکی از مشکلاتی که باعث عقب افتادگی شدید ما در زمینه نرم افزار در دنیا هست، کمبود نیروی ماهر و علاقه مند در زمینه کامپیوتر در ایران هست اما چرا؟

معمولا دانشجو های رشته کامپیوتر در ایران به شیوه ی حفظ کن، امتحان بده و فراموش کن عمل میکنن و البته نتایج خوبی هم از لحاظ معدل میگیرن!!

اصولا توی این روال ، دانشجو ها وابستگی شدید به اساتید خودشون دارند و از اون طرف هم اساتید رشته کامپیوتر معمولا از دنیای کامپیوتر به دور هستند و کلا در حالت آفلاین به سر میبرند !!!

حالا این وسط همه چیز برمیگرده به این دانشجوی محترم که چقدر به کامپیوتر و نرم افزار علاقه مند باشه و چقدر فعال باشه !!!

معمولا بخش مهمی از علاقه افراد به رشته کامپیوتر، به بازی های کامپیوتری مربوط میشه! عجب علاقه ای ! :p

بخشی هم به امید پول ! و بخشی هم به این دلیل که به هیچ رشته ی دیگه ای علاقه نداشتند !

اما جدا از همه این مسائل ! وقتی اومدین رشته کامپیوتر، حداقل کمی فعال باشین تا مثل بعضی از فارغ التحصیل های رشته کامپیوتر (که شما عزیزان دانشجو هنوز مشاهده نکردینشون!!!! ) به دنبال استخدام در ادارات مختلف نباشین !

شاید یکی از مسائلی که همیشه در مورد دانشجو های کامپیوتر برام جالبه جدا از این که من به نرم افزار آزاد اعتقاد دارم یا به فلسفه گنو/لینوکس علاقه مند هستم، میزان آشنایی اون ها با سیستم عاملی غیر از ویندوز هست.

به طور مثال … هووم…اااا…مثلا…. آها > گنو/لینوکس !!! 😀

لینوکسی که جایگاهی توی سیستم آموزشی ما نداره و اگر احیانا جایی تدریس میشه یا با اون کار میشه به دلیل وجود یک استاد علاقه مند به لینوکس در اون دانشگاه هست.

حالا فرض رو بر این میذاریم که همچین استادی در یک دانشگاه نیست ،پس همه چیز بر میگرده به دانشجو و میزان گیک (خوره) بودن اون !

خوره بودن به رشته کامپیوتر ربطی نداره و شامل تمام رشته ها میشه .

گاهی اوقات یکسری افراد رو میبینم که علاوه بر این که با سیستمی که همه ی اطرافیانشون کار میکنند ، وفق پیدا کردند ، از لینوکس هم اطلاعات زیادی دارند یا حتی برنامه نویسی یا شبکه رو هم در سطح قابل قبولی بلندند ، این طور افراد پتانسیل زیادی داشتند که رشته کامپیوتر رو ادامه بدن اما انتخابشون اشتباه بوده ! و حیف شدن ! و البته از اون طرف هم یکسری از دانشجو های کامپیوتر هستند که بیشتر به درد رشته آبیاری جلبک ها میخورند !! 😉

اصولا چیزی که مد هست بین دانشجو های رشته کامپیوتر، مایکروسافت زدگی هست که سیستم آموزشی ایران به خوردشون داده!

معمولا وقتی وارد دانشگاه میشیم، یک استاد در مورد سیستم عامل های مختلفی مثل ویندوز سون، ویستا ، ایکس پی، و تفاوت اون ها با ویندوز ۹۸ صحبت میکنه و اگه خیلی لطف کنه حرفی هم از سیستم عامل اپل میزنه که به دلیل سخت افزار گرون به درد ما ایرانی ها نمیخوره و یک چیزی هم به نام لینوکس هست که زیاد استفاده گسترده نداره و شمای دانشجو وقتت رو بزار روی همین ویندوز که منه استاد میتونم سوال هات رو پاسخ بدم !!

از اون طرف هم که تا دلت بخواد کتاب سی شارپ ریخته توی بازار و چه چیزی راحت تر از تدریس زبونی که اگه احتمالا دانشجو اون رو بلد نباشه ، میتونه به منابع فارسی! زیادی دسترسی داشته باشه و البته در طول ترم هم سوالات مهمی که داره رو بین جمع دوستانش حل کنه !!

خب به نظر من رشته کامپیوتر از پایه مشکل داره چون تنوع خاصی نداره و افرادی که از این رشته فارغ التحصیل میشن به طور خودمونی همه کاره و هیچ کاره هستند در کامپیوتر .

این طور افراد اصولا در سطح بالاشون، میتونن فقط وقتی به چیزی نیاز داشتند اسم اون رو همراه با کلمه کرک توی گوگل سرچ کنند و دانلود و تمام !

پس باید ابتدا این مورد رو بدونین که نباید وابسته به هیچ سیستم و استادی بشین!

خب بزارین این مورد رو بررسی کنیم که آیا اصلا باید در مورد سیستم عاملی غیر از ویندوز هم چیزی بدونیم ؟

این مورد رو دوران دانشجویی نمیفهمین !! بعد از دانشگاه و در بازار بهش پی میبرین ، حتی همین بازار ایران ! ( این مورد رو به خاطر دوستانی میگم که روش ویندوزیشون جواب نداده تو بازار و هر از چند گاهی تماس میگیرن و در مورد روش یادگیری لینوکس سوال میپرسند !! 😉 )

گنو/لینوکس فقط یک سیستم عامل یا یک فرهنگ 😉 نیست ، بهتره بگیم یک دنیای دیگه است. ترس از دنیای دیگه هم بعضی وقت ها باعث میشه که حتی کسی که برنامه نویسی php بوده حتی به سمت لینوکسی که برنامه تحت وب هیچ فرقی براش نداره نمییاد و جاهای زیادی ضرر میکنه فقط به این دلیل که آشنایی با لینوکس هم در درجه دوم اهمیت داشته!!!

دوران دانشجویی خود من که کلا به معرفی لینوکس در دانشگاه و کار با اون گذشت و دوران جالبی بود اما خیلی ها بودن که چون آشنایی با لینوکس نداشتند ترجیح دادند که به همون سیستمی که بلدند بچسبند !

خب مشکل اینه که این دوستان نمیدونند که دانشگاه بهترین مکانی هست که میتونن وقتشون رو به یادگیری لینوکس بپردازند ! این که توی دانشگاه حرفی از گنو/لینوکس زده نمیشه دلیل خوبی نیست ! من حتی کلاس مربوط به سی شارپ رو یادمه کلا با کیوت پاس کردم ! حتی توی برگه امتحان هم برنامه ها رو با سی پلاس پلاس و کیوت پاسخ دادم !!!! ( دیگه نمیدونم استاد چطوری تصحیح کرد اما نمره خوبی داد 😉 )

پس نگین به سیستم ربط داره ! مشکل به خودتون برمیگرده !

حتی تو سربازی هم گفتن سی شارپ !! گفتم کیوت ! :دی

من به همون راحتی که توی لینوکس با کیوت و سی پلاس پلاس برنامه نویسی میکردم به همون راحتی هم اومدم و به اجبار توی ویندوز با همون کیوت و سی پلاس پلاس برنامه نویسی میکنم!

در هر صورت بخشی از زندگی حاصل انتخاب خود انسان هاست ! و اگه بازه اطلاعاتتون رو خودتون محدود کنید نمیتونین انتخاب درستی داشته باشین پس حتما سری به سمینار های لینوکس ، گروه های لینوکس موجود در شهرتون بزنید ، اینترنت رو برای اطلاعات بیشتر بگردین ! تا انتخاب درستی داشته باشین !

————–

همونطور که مهرداد گفت، من و مهرداد متاسفانه سرباز هستیم !!!! 😮

سربازی هم دل و دماغ برای آدم نمیزاره که بشه پست بنویسیم اما بجاش هر از چند روزی توی آیدنتیکا یک چیزایی مینوشتم اما این پست رو خیلی وقت بود که توی سیستمم بود ! و بعد از چند ماه که بهم مرخصی دادن به سری به سیستم زدم که شانسی این پست رو توی بلاگیلو دیدم و به این نتیجه رسیدم که پست کردنش بهتر از نکردنشه! 😉

چند هفته پیش زمانی که نسخه‌ی 0.6.1 کلاینت میکروبلاگینگ Choqok رو منتشر می‌کردم، نوشتم:

دیروز تعداد توییتهای توییتر از بازه‌ی Int گذشت.

خوب، اون روز حال و حوصله‌ی توضیح نداشتم، نسبتا هم به نظر خودم واضح میومد، نهایتا فکر کردم هرکس متوجه نشد می‌ره خبر انتشار رو می‌خونه شاید شد!

به هر روی، الان از بیکاری گفتم برای دوستان غیربرنامه‌نویس توضیح بدم که منظور چی بوده:

Int یا Integer یک نوع داده برای نگهداری اعداد صحیح در اکثر زبانهای برنامه‌نویسی از جمله C و C++ است!

خوب جناب توییتر به هر توییت یک عدد منحصر به فرد اختصاص می‌ده که بهش status_id می‌گه! که این عدد رو اکثر برنامه‌ها توی یک مقدار Integer نگهداری می‌کردن!

و این Integer از جایی که توی اکثر سیستمها توی چهاربایت نگهداری می‌شه، بالاترین عددی که می‌تونه نگهداره ۲٫۱۴۷٫۴۸۳٫۶۴۷ است! و اون روز دقیقا تعداد توییتها از این عدد گذشته بودن! خوب اتفاقی که میوفته اینه که عدد بیشتر از این رو وقتی شما بریزی توی چهار بایت یک عدد منفی خواهید داشت، پس اکثر کلاینتها که این رو پیشبینی نکرده بودن دچار مشکل شدن!

اون روز وقتی اومدم پای سیستم دیدم همچین اتفاقاتی افتاده یکی از دوستان خبر داده که چغوک دچار مشکل شده، یه کاری بکن و اینا منم که اصلا حوصله نداشتم، مونده بودم چی میشه، که یهو جناب Tejas Dinkar خبر داد که مشکل حل شده، یعنی خودش حل کرده بود! با تبدیل همه‌ی Intها به qulonglong که یک مقدار زیادی بیشتر از Int جا داره (زندگی چقدر خوبه وقتی توسعه‌ی برنامه محدود به یه نفر نیست!)

قصه‌ی ما به سر رسید، سیاهی اما به نتیجه نخواهد نرسید!

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

بعد از مهاجرت از توزیع پارسیکس به کوبونتو، مدت زیادی بود که توزیع دیگه‌ای تست نکرده بودم، یعنی دلیلی هم نداشتم، تا اینکه از مدتی پیش در مورد آرچ‌لینوکس می‌شنیدم، یک توزیع نسبتا جدید (از سال ۲۰۰۲ شروع شده) با یک سیستم مدیریت بسته‌های خاص و جدید! و یک رویکرد جدید.

چیزی که زیاد در موردش می‌شنیدم همین جمله‌ی تیتر بود، توزیعی که برنامه‌نویسان انتخاب و استفاده می‌کنند، و اینش شاید مهمترین دلیلی بود که ببینم چیه!؟

خوب بعد از نسخه‌ی جدید کوبونتو که با کارت گرافیک من(Intel) مشکل ناجوری داره، سرعت خیلی پایینه! مخصوصا توی ویرایشگرهای KDE یعنی Kate و KDevelop گفتم یه تستی بکنیم این بابا رو.

چند روز پیشا از لینوکس‌شاپ گرفتم دیسکش رو و نصبیدم.

این پست هم صرفا یک بررسی، و توضیح در مورد این توزیع است، که دوستانی که شنیدن نصب کردم، خواستن بنویسم. و من مثل همیشه به هیچ کس توصیه نمی‌کنم از چی استفاده کنه! شاید این توزیع برای من در حال حاضر بهترین گزینه باشه! شاید برای شما نباشه!
و خیلی از ما با تغییر مشکل داریم! اما گاهی اوقات از نتیجه‌اش لذت می‌بریم! و می‌بینیم که برعکس تبلیغات بعضی‌ها می‌تونه خیلی هم خوب باشه!

ادامهٔ مطلب »

برچسب‌ها: ,

خیلی وقته دیگه در مورد ویندوز و بحثهای مرتبط ننوشتم، اما این مطلب چند تا نکته‌ی جالب داشت که دوست دارم بنویسمشون (ترجمه کنمشون)

یکی اینه که امکانات خفن جدیدی که اعلام می‌شه ویندوز ۷ داره، اولا دیگه جدید نیستن، ثانیا خیلی هم ضعیف هستن!

زمانی که مایکروسافت ویندوز xp داده بود بیرون، خوب بعضی چیزاش جدید بود(هرچند نسبت به مکینتاش نه چندان ولی همیشه مکینتاش رو در یک سطح بالاتر می‌دیدن همه)، وقتی لینوکس و دسکتاپهای لینوکس اونا رو پیاده می‌کردن همه می‌گفتن اینا همه کپی شده! حق هم داشتنن!(البته که تاریخچه‌ی دسکتاپهای لینوکس به قبل از ویندوز xp میرسه!) وقتی شما می‌خوای یه برنامه در یک زمینه که برنامه‌های دیگه‌ای هم وجود دارن بسازی، تا یه مراحلی شبیه می‌شه به ایده‌های قبلی، چون برای آدما اولین پیاده‌سازی یک ایده استاندارد می‌شه! (مثل محیط دسکتاپ) ولی وقتی ایده‌های قبلی رو پیاده کردی، و تموم شد، از اونجاس که نوآوری شروع می‌شه! امروز برنامه‌های آزاد مثل دسکتاپ KDE و محیطهای سه‌بعدی مثل Compiz Fusion که یه زمانی همه‌ی قابلیتهاش رو قبلا مکینتاش داشت، از این مرحله گذر کردن! و دیگه امکانات و خصوصیات بقیه رو پیاده کردن، و خیلی از اونا جلوتر رفته‌اند! و از حالاس که ویندوز و مکینتاش باید بدوند دنبال امکانات جدید! در عمل هم می‌بینیم سرعت تولید و پیشرفت در نرم‌افزارهای آزاد خیلی بیشتر از معادلهای غیر آزادشونه!

عکس از محیط دسکتاپ KDE

عکس از محیط Compiz Fusion

Compiz Fusion که خیلی باحاله، دقیقا به اینجا رسیده که هر چی به ذهنشون می‌رسه، هرچی به ذهن آدم ممکنه برسه رو پیاده می‌کنن! با سرعت عجیبی پیش میره! خیلی از اینا رو هم شاید بشه گفت کاربردی نیستا! سر کل کل و اینکه ایده‌اش به ذهن یکی رسیده پیاده می‌کنن. =))

امکانات جدید ویندوز هفت رو ببینین! یکیشو اسم ببرین که توی دسکتاپهای آزاد نباشه! (اگرم اسم بردین من یکی می‌تونم با قاطعیت بگم تا قبل از انتشار نهاییش پیاده می‌شه)

مورد دیگه‌ای که جناب Marcel Hilzinger نویسنده‌ی مطلب می‌گه، اینه که دیگه توی دنیا مایکروسافت نیست که استاندارد تعیین می‌کنه! اینم یه زمانی بود که مایکروسافت برا خودش استاندارد تعیین می‌کرد، و دیگران هم نسبتا مجبور بودن باهاش کنار بیان و پشتیبانی کنن از استانداردهای اون، اما دیگه امروز این جامعه و وب هستن که استانداردها رو تعیین می‌کنن! که دقیقا دو تا چیزی هستن که مایکروسافت هیچ دستی در اونا نداره! lol

برای مطالعه‌ی مابقی دلایل به اصل مطلب مراجعه کنین!

.

جالبه، بعضیها عقیده دارن/داشتن که نرم‌افزارهای بزرگ، نرم‌افزارهای خفن! فقط در سیستم انحصاری می‌تونه تولید بشه! (این توهم رو شونصد سال پیش بیل گیتس داشت) و جامعه و برنامه‌نویسان آزاد فقط چیزای کوچیک و تفننی می‌تونن تولید کنن! من که هرچی فکر می‌کنن می‌بینم کاملا برعکسه، این شرکتها هستند که نمی‌تونن با جامعه رقابت کنن! به هیچ عنوان نمی‌تونن! این چیزیه که در عمل داریم می‌بینیم!

از طرفی هم اگر به روند تکامل موجودات که یکیشون آدما هستن نگاه کنیم، این قضیه منطقی می‌خوره! و روند رو به آزادی انسانها که کم کم به جایی می‌رسیم که دیگه کسی نمی‌تونه جلوی آزادی دیگران رو بگیره، و آزادی دیگران رو نقض کنه! چون آدما شعورشون بالا می‌ره و نمی‌ذارن! دنیا در حال گذاره، گذار به شعور، و آدما شعورشون بالا می‌ره چه اونا بخوان چه نخوان!

————-

پ.ن: فکر نمی‌کنم مطلب تعصبی یا احساسی بوده باشه! اگر به نظر میاد بگین 😀

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

امروز نامه‌ای دریافت کردم از دوستی ندیده، که از من خواسته بود کمکش کنم.

با این سر فصل: «من مدتیه که سر دوراهی انتخاب مجوز و آینده شغلیم گیر کردم و نظراتی دارم که می خوام شما بخونید و اگه می تونید منو راهنمایی کنید، فقط خواهش می کنم دلایل قانع کننده بیارید چون من یه مخالف لینوکس نیستم و اتفاقا خیلی ازش خوشم می یاد.»

با هماهنگی ایشون، قرار شد مطلب رو اینجا بزارم، تا شاید دوستان مطلع دیگه‌ای هم در این بحث شرکت کنن، و به هر حال با تعداد عقل و تجربه‌ی بیشتری در موردش صحبت کنیم! (در هر صورت ادامه‌ی بحث در قسمت نظرات خواهد بود!)

اولش می‌خواستم مستقیم به دیگری ارجاع بدم، چون فکر نمیکنم اطلاعاتم و نظراتم قانع‌کننده باشه، همونطور که ایشون خواسته بودن دلایل قانع کننده! (البته به نظر من این درخواستشون غیر منطقی بود! چون حرفی که من می‌زنم به نظر خودم منطقیه! اما ممکنه به نظر خیلی‌ها غیرمنطقی باشه!)

اما وقتی شروع کردم، دیدم داره جالب می‌شه پس تصمیم گرفتم یه چیزایی بنویسم، و نتیجه‌اش رو اینجا بزارم، البته اکثرا نظرات شخصیه منه، و تجربیات شخصی من! و هیچ سندیتی نداره 😀

***

ادامهٔ مطلب »



توجه: برای رفع مشکلات لینوکسی خود به یکی از انجمنهای اینترنتی مراجعه کنید! اینجا به هیچ وجه برای رفع مشکلات لینوکسی شما مناسب نیست!
تبادل لینک نداریم! لطفا سوال نفرمایید ما به هرکس بخوایم لینک می‌دیم، هرکس هم خواست به اینجا لینک بده! :)

Kategories

بایگانی

وضعیت بلاگ

  • 110,611 بازدید

مجوز انتشار:

تمامی مطالب و مقالات این بلاگ تحت مجوز GNU FDL قرار دارند. بنابراین کپی و ایجاد تغییر در آنها مطابق شرایط این مجوز آزاد می‌باشد.